درختان را دوست مي دارم
كه به احترام تو قيام كرده اند
و آب را
كه مهر مادر توست،
خون تو شرف را سرخگون كرده است:
شفق، آينه دار نجابتت،
و فلق محرابي،
كه تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده اي
آه، اي مرگ تو معيار!مرگت چنان زندگي را به سخره گرفت
و آن را بي قدر كرد
كه مردني چنان،
غبطه ي بزرگ زندگاني شد!
برتالايي از خون خويش
در گذرگه تاريخ، ايستاده اي
با جامي از فرهنگ
و بشريت رهگذار را مي آشاماني
-هر كس را كه تشنه ي شهادت است-
يا ذبيح الله
تو اسماعيل گزيده ي خدايي
و روياي به حقيقت پيوسته ي ابراهيم
كربلا ميقات توست
محرم ميعاد عشق
و تو نخستين كس
كه ايام حج را
به چهل روز كشاندي
"و اتمممناها بعشر"
مرگ تو ،
مبدأ تاريخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معيار زندگي ست
بگذار بگريم
خون تو در اشگ ما تداوم يافت
و اشگ ما، صيقل گرفت
شمشير شد
و در چشمخانه ي ستم نشست
يا ثارالله
آن باغ مينوي
كه تو در صحراي تفته كاشتي
با ميوه هاي سرخ
با نهرهاي جاري خوناب
با بوته هاي سرخ شهادت
وان سروهاي سبز دلاور؛
باغي ست كه بايد با چشم عشق ديد
اكبر را
صنوبر را
بو فضايل را
و نخل هاي سرخ كامل را
اي قتيل!
بعد از تو
"خوبي" سرخ است
و گريه ي سوگ
خنجر
و غمت توشه ي سفر
به نا كجا آباد
و ردّ خونت
راهي
كه راست به خانه ي خدا مي رود...
تو از قبيله خوني
و ما از تبار جنون
خون تو در شن فرو شد
و از سنگ جوشيد
اي باغ بينش
ستم، دشمني زيباتر از تو ندارد
و مظلوم، ياوري آشناتر از
تو كلاس فشرده تاريخي
كربلاي تو،
مصاف نيست
منظومه ي بزرگ هستي ست،
طواف است
پايان سخن
پايان من است
تو انتها نداري...
(ازدوست وشاعر گرانمايه،موسوي گرمارودي)
در عاشورا شجاعت و مظلوميت، شوق و اندوه، عشق و عقل، عاطفه و قاطعيت، آزادي و ذلت در كنار يكديگرند. "سالار شهيدان" در ذهن جامعه ما "حسين مظلوم" ، و اين خود برانگيزنده ذوق هنري براي نشستن در دل و ذهن است. اين است كه شعر عاشورا هم زمينه دارد و هم عناصر معنابخش، هم توجه عمومي دارد و هم قالب هنري مطلوب، هم مقوله اي تاريخي است و هم نو و نوآور.
عاشورا مثال عيني و واقعي جهاني است معنوي در همين دنيا، نمونه اي است زنده از تاريخ. "هر زمين كربلا، هر ماه محرم و هر روز عاشورا" يك شعار نيست، يك سير تاريخي است. و ما اكنون در بيست و هفتمين سالگرد انقلاب، در زمانه اي قرار گرفته ايم كه: هر روز و هر ماه، و همه سرزمين هاي اسلامي، عاشورا و محرم و كربلاست! بي كفايتي ديكتاتور بعثي و تحجر طالباني، دست ناپاك متجاوزان را در شرق و غرب وطنمان بر جان و مال و ناموس مسلمانان مظلوم و بي پناه مسلط كرده است.
در اين زمان امت عزيز پيامبر آگاهي و رحمت، گرفتار آتش فتنه تحجر و خشونت ورزي "مثلث زر و زور و تزوير" در داخل و بيدادگري سلطه گران مدرن صليبي از خارج مرزهايش گرديده است.
در زمانه شومي قرار داريم كه حتي به ساحت مقدس پيامبر عزيز، اين مظهر لطف و رحمت الهي و مبشر عدالت و آزادي انسانها از سوي مدعيان بي شرم فرهنگ و تمدن،اهانت ها مي شود و بازهم....!؟ هر چندمسئولان امردركشورمان دير و منفعلا نه اقد ا م كردند و پد ر دلسوز امت در ميان دو ستداران اهل بيتش هنوزغريب و مظلوم است همانگونه كه كتاب هدايتش ( قرآن ) مهجور مانده و نيز نور چشمش ( نماز). امروز جامعه ما نيازمند فهم درست تعاليم پيامبر(ص)، پيام هاي نهضت حسيني(ع) و بهره مندي از سرمشق هاي آن است. سرمشق هاي جاودانه عشق و شور و شعور، يا به گفته مولوي "سبك روحان عاشقي" كه "پرنده تر از مرغان هوايي" بوده و هستند!؟
كجاييد اي شهيدان خدايي
بلاجويان دشت كربلايي
كجاييد اي سبك روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوايي
كجاييد اي شهان آسماني
بدانسته فلك را درگشايي
كجاييد اي زجان و جارميده
كسي مر عقل را گويد كجايي؟
كجاييد اي درزندان شكسته
بدان وامداران را رهايي
كجاييد اي در مخزن گشاده
كجاييد اي نواي بي نوايي
دران بحريد ليكن عالم كف اوست
زماني بيش داريد آشنايي
كف درياست صورت هاي عالم
زكف بگذر اگر اهل صفايي
دلم كف كرد ليكن نقش سخن شد
بهل نقش و به دل روگر زمايي
برآ اي شمس تبريزي ز مشرق
كه اصل اصل اصل هر ضيايي
"من المومنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه، و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا" (احزاب-۲۳)
به اميد ديدار ! ؟