در پست قبلي، به اينجا رسيديم كه در سفر به يزد و در يك گفتگوي صميمانه و يا بهتر بگويم درد دل نوروزي ، تعدادي از هموطنان عزيزمان سوال ها، نظرات و نگراني هاي خود را با من در ميان گذاشتند، و اما ادامه مطلب:
*** خانمي با كودكي در بغل و از طبقه متوسط ، چنين ادامه داد :
- مردم در خونه هاي خود ماهواره دارن ولي وقتي دختر من ميخواد وارد دانشگاه آزاد بشه بايد با زور و اجبار چادر بپوشه! جوونا از دين بيزار ميشن.آخر من چطور از دين دفاع كنم، چطور به بچه ام بگم نماز بخونه!
*** چند نفر از جوانان حاضر در اين گفتمان سرپايي مشغول فيلم برداري و گرفتن عكس بودند كه اولين سوال كننده (مادر به اتفاق فرزند جوانش) به آنها اعتراض كرد:
- عكس نگيريد، بگذاريد ما بدون دلهره حرفمون رو بزنيم !
*** يكي از جوانان دوربين به دست:
- ما از دكتر عكس مي گيريم و او اعتراضي نداره، كاري با شما نداريم!
*** همان مادر ادامه داد:
- كسي با ايشان كاري نداره چون شناخته شده هست!
+ خانم شما نگران نباشيد، عكس مرا مي گيرند، محبت دارند، ضمناً آب هم از سر ما گذشته!
*** يكي از جوانان حاضر:
- چرا نتيجه انتخابات اينطور شد؟
+ نمي دانم ! خودتان فكر كنيد، ممكن است عوامل غيبي دخالت كرده باشند! در هر صورت، به خير گذشت و خدا رحم كرد!
- يعني چي! شما راحت شدين ! پس ما چي؟ كشور چي مي شه؟!
+ در هر صورت من هرچند در غربت ، به مسئوليت خود عمل كردم، چه كاري بيشتر از اين مي تونستم بكنم؟! (خوبست به گفتگوي انتقادي
" شب عيد دربهشت زهرا" كه در 3 فروردين 84 در وبلاگ قرار گرفت هم مراجعه كنيد.)
*** يكي از افراد ديگري كه در كنارم ايستاده بود:
- چرا اصلاح طلبان و احزاب سكوت كرده اند؟ كشور به طرف جنگ ميره، خطر جديه!
+ اولا" من نمي تونم از طرف احزاب سياسي حرف بزنم، چون نماينده يا سخنگوي آنها نيستم. ثانيا" صحبت و يا نقد بايد تاثير گذار باشه و ثالثا" از آن سوء استفاده داخلي و يا خارجي نشه و همه كاسه-كوزه ها و تاوان ناكارآمدي ها و سوء تدبيرها بر سر اصلاحات و اصلاح طلبان شكسته و بازهم مسئوليت ها لوث بشه ! در عين حال حزب مشاركت چند روز به عيد مانده بيانيه اي درباره تحليل اوضاع منطقه و خطراتي كه كشور رو تهديد مي كنه و بحران انرژي هسته اي انتشار داد كه مي تونيد مطالعه كنيد.
*** جوان ديگري سئوال كرد:
- آقاي دكتر نظر خود شما درباره بحران انرژي هسته اي چيست؟
+ من بارها ديدگاههاي خود را در مورد انرژي هسته اي صريح و بدون پرده پوشي در جريان انتخابات نهم گفتم، مي تونيد به روزنامه هاي آن زمان مراجعه كنيد! خيلي مناسب نيست كه بعد از انتخابات دوباره تكرار كنم!؟ ملت ما در عين شجاعت و پايداري در برابر هرگونه زور و قلدري ، نسبت به امنيت ملي و تماميت ارضي كشورشان حساس هستند و در طول تاريخ نيز مردمي صلح دوست و با فرهنگ بوده اند. لذا هر گونه تصميم گيري درباره بحران انرژي هسته اي كه مساله اي ملي است بايد با توجه به اين واقعيت ها و افكار عمومي باشد. مراجعه مستقيم به راي و نظر مردم و نظرخواهي از آنها در يك فضاي آزاد و قانوني مي تونه پشتوانه اي عظيم براي هر گونه تصميم گيري باشه. با اين پشتوانه مردمي، كشور از هر بن بستي در اين زمينه خارج مي شه، چه در ادامه تعليق غني سازي باشه و يا ادامه فعاليت هاي هسته اي...
*****
اين گفتمان نوروزي نيمساعتي ادامه يافت و درست نبود كه من يكطرفه آنرا تمام كنم! رفت و آمدها زياد بودوتاحدودي هم سد معبر شده بود ، ولي سئوالها و درددلها تمامي نداشت! و اين نمونه اي است از دغدغه هاي هموطنان شريفمان كه از گوشه و كنار ايران مثلا" براي استراحت و گردش نوروزي به يزد آمده بودند و در آرزوي " گوش شنوا ، چشم بصير ، دل بيدار و مسئولي پاسخگو* ؟! "
* " گفت آنچه مي يافت نشود آنم آرزوست !! "
" ارادتمند و دوستدار شما"