در پست قبلی بمناسبت " سالگرد 18 تیر" ، وبرای ریشه یابی علمی آن فاجعه وپیشگیری ازتکرارآن در آینده،اهمیت وضرورت " آزادی علمی واستقلال دانشگاه " راموردبحث وتاکیدقراردادم وقرارگذاشتیم با توجه به نظرات شما دوستان عزیزم بحث راادامه دهیم.دراین مدت نیزازدیدگاهها وپیشنهادهای فراوان ومفیدتان بهره هاگرفتم. در همین گیرودار بودکه گفتندسرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی (23/4/86 ) باعنوان"ای کاش ما هم وینوگراد داشتیم"به نقد مطلب وبلاگ اختصاص یافته است !
اجازه دهید که بیشترتوضیحی ندهم وقضاوتی نکنم ! این مطلب قبلی وبلاگ ، این سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی ، این پاسخ من درزیر ،وقضاوت عادلانه و داوری منصفانه وبیطرفانه هم با شما دوستان فرزانه ام :
*****
حادثه تلخ يا حكايت تلخ
جناب آقاي مسيح مهاجري، مديرمسئول محترم روزنامه جمهوري اسلامي،نقد وب نوشتي ازاينجانب را دربارة «آزادي علمي و استقلال دانشگاه» دريك وبلاگ شخصي درخوردانستهاندكه سرمقالة يك روزنامه كثيرالانتشاررا به آن اختصاص دهند ودرروزشنبه 23 تيرماه خوداين كاررا با عنوان «ايكاش ما هم وينوگراد داشتيم» به انجام رساندند. من نيز،هم به احترام اينگونه طرح مسأله درعرصة افكارعمومي وهم به حرمت صراحت وادب وسابقة مودت ايشان نكاتي راتقديم ميدارم:
1- ميگويندكسي ازحادثة فجيعي مرتب سخن ميگفت؛ مشفقي اورا نصيحت كردكه«نگو خوب نيست»، فرد درپاسخ گفت: «گفتن من خوب نيست يا وقوع آن حادثه؟!». به نظرميرسدحادثة تلخ 18 تيرهم چنين سرنوشتي يافته است؛ من دراينباره انتظارات كمتري ازجناب آقاي مهاجري دارم،اگر بنا به خواستة ايشان كميته وينوگرادي براي «بررسي بيطرفانه و بدون اغماض وقايعي همچون 18 تيروقتلهاي زنجيرهاي وعملكرد دولتها» نيست،حداقل به حافظة تاريخي ميتوان رجوع كرد. نميدانم چرا فاجعهاي كه درزمان وقوع خود، تأثرو تأسف همه شاهدان را ازموافقان تا مخالفان دولت اصلاحات آن هم در منظرعمومي در برگرفت،ناظران روحاني ودانشگاهي رادرآن ايام به گريه واداشت ومحكوميت و تقبيح عوامل حادثه را ازسوي شوراي عالي امنيت ملي و اركان ومسئولان عالي نظام درپي داشت، اكنون ازسوي جناب آقاي مهاجري ناديده گرفته ميشود؟ و نميدانم چرا سمت و سوي اتهام وتعرض ايشان،قربانيان آن حادثه را از دانشجويان گرفته تا مسئولان آموزش عالي ودولت اصلاحات فراميگيرد وبه تلويح وتصريح نام اينگونه جهتگيري،تحليلهاي حقيقت يابانه وفراجناحي ناميده ميشود؟
2- واقعيت اين است كه بدترين نوع برخورد جناحي دربرابرنهاد دانشگاه ودانشگاهيان،نداشتن ديدگاه سياسي نيست، متهم كردن نيروها و مسئولاني است كه مدافع استقلال وحرمت ومنزلت وتعهد اجتماعي نهاددانشگاهند . «سرماية اجتماعي» اين كشورمگردركجاشكل ميگيرد ودركجا آسيب ميبيند؟ كاش آقاي مهاجري به جاي ديدگاه بيروني ومبتني برسوءظن نسبت به دانشگاه ،آن نهاد را از درون وبا واقع بيني ميديد تا درداوري نسبت به نهاد دانشگاه وابعاد اين حادثه ودانشجويان مظلوم آن،چنين دچارشتابزدگي نميشد.
3- شايسته است جناب آقاي مهاجري اطلاعات و«دلايل متقن»خودرادرخصوص عناصروبرنامههاي از پيش تعيين شده درايجاد فاجعة كوي دانشگاه وترسيم حادثه درقالب «به راه افتادن اراذل واوباش درخيابانها» ونسبت آن با قتلهاي زنجيرهاي واظهارات همزمان دولتمردان آمريكايي،انگليسي،اسرائيلي وتركيهاي براي اطلاع مردم ارائه دهند. به ويژه توضيح دهندكه چگونه اطلاعاتي فراترازرييس جمهوروقت،جناب آقاي خاتمي دارند كه وقوع اين حادثه را تاوان پيگيري قتلهاي زنجيرهاي اعلام كردند؟
4- كورشدن چشم فتنه كه مورد نظرجناب آقاي مهاجري نيزهست، با ريشهيابي فاجعة كوي و معرفي آمران وعوامل اجرايي آن به جامعه وتبيين ابعادمعنوي ومادي اين خسارت وتغييرنگرش نسبت به دانشگاه و دانشگاهيان امكانپذيراست،نه با به فراموشي سپردن ونه با تحريف آن،به هربهانهاي كه باشد.
5- جاي جاي نوشتة جناب آقاي مهاجري سرشارازجهتگيريهاي خاص نظري درباب نقش وجايگاه دانشگاه درجامعة اسلامي وعملكرد اجرايي وسياسي مسئولان گذشتة آموزش عالي است كه درجاي خود به عنوان يك نظردرخوراحترام است ،اما آنجا كه به عنوان تنها معيارحق درنظروتنها ملاك درستي كاركردها درعمل است ،نيازمندكارشناسي و يا حداقل اطلاعات درست است كه متأسفانه ازهردوجنبه به دوراست.
6- استعفاي من به منظوردفاع ازمظلوميت دانشگاه و دانشجويان واعتراض به هجوم شبانه به خانه وكاشانة دانشجووضرب وجرح وقتل، درعين حضورفعال ومؤثردرعرصههاي مسئوليت ودفاع ازحقوق فرزندان مردم بودكه ازنظروجدان عمومي وصاحبنظران صادق و روشنبين شاخصي از آرمانخواهي وارزشگرايي است.
7- من همچنان بيشترين احساس خودي بودن رابا خداي خودم ، پيامبرگرامي اسلام وخاندان هدايتگراو، آرمانهاي انقلاب اسلامي چون دفاع ازحق وعدالت ،دانش واخلاق وآزادي ومنزلت انساني دارم واميدوارم درمسيرهمان باوروعمل بتوانم گام بردارم.
8- حضورمن درانتخابات نهم فقط درجهت ايفاي مسئوليت اجتماعي واداي دين به مردم وجوانان بيپناه وهزينه كردن حيثيت وسابقه وتوان وتخصص بود. چه اعلام حضورم درانتخابات نهم وچه بازگشتم پس ازاقدام غيرقانوني ويا آلوده به اغراض وانگيزههاي سياسي شوراي نگهبان،چيزي جزاداي وظيفه ودرعين حال كمك به انديشة اصلاحات وبالابردن ظرفيتهاي قانون اساسي ودفاع ازاصل نظامی برخاسته ازانقلاب اسلامي وميراث امام خميني (ره) نبوده ونخواهدبود.
من دراين مسيرميان آنچه ازآغازانقلاب اسلامي ودردوران دفاع مقدس درسطوح مختلف مسئوليت انجام دادهام وپس از آن تفاوتي قائل نيستم واميدوارم خداوند متعال توفيق آن را بدهد كه لحظهاي به نا ديدن حق يا به تكلف وملاحظه دردفاع ازآن گرفتارنشوم.
با احترام -
مصطفی معین
*****
به امیدخدا درشماره بعدی وبلاگ بازهم بحث و گفتگودرباره " آزادی علمی واستقلال دانشگاه " و راههای تحقق ونتایج آن رابا یکدیگرادامه می دهیم.
" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "