11 آذر
" ما و ۱۶آذر "

" ما و ۱۶آذر "
هرچند سابقه مبارزات دانشجويي ايران به اواخردوره سلطنت رضاخان برميگردد و پس ازسقوط پهلوي اول وباز شدن فضاي سياسي كشورگسترش يافت ولي حادثه تاريخي ۱۶آذر ۱۳۳۲ وشهادت مظلومانه دانشجويان عزيزدانشگاه تهران شريعت رضوي، بزرگ نيا وقندچي نقطه عطفي نه فقط درروند جنبش دانشجويي بلكه درسيرمبارزات ضد استبدادي وضداستعماري ملت ايران به شمار مي رود.علاوه براين وجودجنبش توانمندوآگاهانه دانشجويي وپيوندآن با استادان متعهد وانقلابي عامل موثري درحفظ اقتدار و استقلال دانشگاه وتاثيرگذاري آن بر تحولات سياسي كشوروآزادي خواهي بود.
پس ازپيروزي انقلاب ودراوائل دوره اول وزارت ،ايجاد پيوند بين اين پتانسيل عظيم دانشجويي وسياست هاي رسمي وفضاي سياسي_اجتماعي ، موجب گرديد تا با پيگيري درشورايعالي انقلاب فرهنگي، ۱۶آذر به عنوان روز دانشجو درتقويم مناسبت هاي مهم جمهوري اسلامي وارد شود.

&&&&&

"ما و۱۶ آذر" سوتيتري است كه نشريه وزين
"شهروندامروز" در"گفت وگوبامصطفي معين وزيراسبق علوم"درشماره بيست وهفتم(يازدهم آذر۱۳۸۶)خود انتخاب كرده است.عنوان گفت وگو رانيز"دانشجوي ستاره داربيمعني است" به نقل ازمن برگزيده است.به راستي طنزعجيبي است!دانشجودرنظام گزينشي باموءلفه هاي سوءظن،تنگ نظري ودستپاچگي متوليان امر،ستاره دارمي شودكه درعهددولت مهرورزي ودراوج بحران هاي "بيكاري ،تورم،مسكن،عدم امنيت سياسي واجتماعي"،حتي درهفت آسمان هم ستاره اي ندارد!؟!
ازاينگونه گفتني ها،شگفتي هاودردهاي بي درمان(سخت درمان=صعب العلاج!) فرهنگي،اجتماعي ومديريتي زياداست ولي هرچند بطورتلگرافي!دراين "گپ وگفت پائيزي" درزمينه هائي چون ۱- انقلاب فرهنگي ۲- تعطيلي وبازگشائي دانشگاهها۳- شورايعالي انقلاب فرهنگي٤- دانشگاه اسلامی۵- دانشگاه آزاد۶- جنبش دانشجوئي٧- دفترتحكيم وحدت۸- اعزام دانشجو۹- آزمون سراسري دانشگاهها۱۰- تحول ساختاري آموزش عالي وشوراي نگهبان۱۱- استقلال وآزادي علمي دانشگاه۱۲- وبالاخره ۱۳- بحث "داغ دانشجويان ستاره دار" گفت وگوشده است.
اميدوارم"شهروندامروز"هميشه روزگارچون "ستاره زهره" درميان نشريات ايراني به درخشش وروشنگري علمي وفرهنگي،اجتماعي،اقتصادي وسياسي اش ادامه دهدودرهوای تيره وتار"جهل وبي فرهنگي ، مردم فريبي ،عسرت وتحريم وتجاوز" به سرنوشت نشريات زنده ياد!"شرق،هم ميهن،و.....!!!" دچارنشود؟!

&&&&&

اين شما واين :
"گفت وگوي گرم"بادوستان عزيزم محمدقوچاني ورضاخجسته رحيمي در"يك صبح سردپائيزي"!

در دوران وزارت شما در دوره اصلاحات آيين‌نامه‌اي براي فعاليت‌هاي دانشجويي تصويب شد كه اكنون بر مبناي آن رفتار مي‌شود و به عنوان مثال هيات‌هاي نظارت در دانشگاه‌ها مصوب همان آيين‌نامه‌اند. شنيده‌ام كه شما با برخي از بندهاي آيين‌نامه مصوب مخالف بوده‌ايد و آنها را در تضاد با اهداف اوليه‌تان در نگارش آن آيين‌نامه دانسته‌ايد. مي‌خواهم كمي درباره آن تغييرات ايجاد شده در آيين‌نامه مصوب نهايي بگوييد.
بحث تدوين آيين‌نامه هاي فعاليت ها و تشكل‌هاي دانشجويي در دوره اول وزارت من از سال ۱۳۶۸به بعد مطرح شد و ريشه در مسائل آن سال ها داشت. اما آن زمان اصلا شرايط مساعدي براي اجرايي شدن چنين آيين‌نامه‌هاي و نظام‌مند شدن فعاليت ها وجود نداشت. مثلاً آئين نامه فعاليت هاي صنفي دانشجويي به ‌رغم طي شدن برخي مراحل خيلي جدي به اجرا درنيامد چون زمينه‌اش وجود نداشت در دانشگاه‌ها. در دوره اصلاحات دوباره اين بحث ها مطرح شد. با توجه به اينكه تنوع فضاي دانشجويي تا حدودي جدي شده بود، ضرورت تدوين آيين‌نامه‌اي براي سامان فعاليت‌هاي دانشجويي دوباره احساس شد. پس از يك كارشناسي حدوداً دوساله و مشورت با خود دانشجويان، اين آيين‌نامه آماده شد و ما آن را در دستور كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار داديم. مي‌دانيد كه در آنجا حتي اگر فضاي تصميم‌گيري طبيعي باشد هم در نهايت، تصميم جمعي و اكثريت آرا تعيين‌كننده است. با تاسف آنچه ما به شورا برديم با آنچه تصويب شد، تفاوت قابل‌توجهي داشت.
مثلا چه تفاوت‌هايي؟
مثلا ما قائل نبوديم كه الزاما هر تشكل دانشجويي، عنوان و پسوند اسلامي داشته باشد بلكه بايد امكان فعاليت قانوني تشكل هاي ديگر را هم به وجود آورد.اما در نهايت مطابق آنچه مصوب شد، همه تشكل‌ها بايد پسوند اسلامي داشته باشند.
چه كساني مخالف شما بودند؟
نام نمي‌برم؛ چون مطابق آيين‌نامه شوراي انقلاب فرهنگي ، مذاكرات داخلي شورا محرمانه محسوب مي‌شود و براي همين هم مشروح آن هيچ‌گاه اعلام نمي‌شود كه مشخص است كه چه تفكر و چه كساني مخالف بودند. استدلال آنها هم اين بود كه شما از اهميت مساله غافل هستيد در حالي كه ماجرا بسيار جدي است و خطر زير سئوال رفتن اساس دانشگاه و خطر براي نظام وجود دارد. نظر ما اين بود ،اما فعاليت‌هاي دانشجويي اساسا بايد خودجوش باشند و سيستم هم بايد با آنها با انعطاف برخورد كند. تفاوت اين دو نوع نگاه هرچند قابل پيش‌بيني بود اما عدم انعطاف و تحميل چنين ساختاري بر فعاليت‌هاي دانشجويي باعث آشفتگي فضاي سياسي ، مخدوش شدن حدود قانوني و سوءاستفاده از امكانات رسمي و به عنوان مثال ورود و نفوذ دانشجويان دگرانديش در انجمن‌هاي اسلامي خواهد شد.
مورد ديگري هم بود كه خلاف نظر شما در آيين‌نامه گنجانده شود؟
بله، در پيش نويس آئين نامه پيشنهادي تشكل هيات منصفه براي بررسي تخلفات پيش بيني شده بود كه در كميسيون مشورتي شوراي عالي حذف شد، رسيدگي به تخلفات با تسامح بيشتر مطرح شده بود و در مراجع رسيدگي به تخلفات حضور نمايندگان دانشجويي مد نظر بود علاوه بر اينها براي تشكيل شوراي فرهنگي در آيين‌نامه مديريت دانشگاه هم ، ما اختلاف نظر داشتيم.
آيا در آن آيين‌نامه‌اي كه شما پيشنهاد كرديد هم «هيات‌هاي نظارت بر تشكل‌هاي دانشجويي» وجود داشت؟ چرا كه قبل از تصويب اين آيين‌نامه چنين هياتي وجود نداشت و پس از آن بود كه انجمن‌ها مجبور شدند انتخابات خود را با تاييد و نظارت مقامات دانشگاه انجام دهند و اين اتفاق منجر به دخالت‌هاي بيروني در امور انجمن‌ها شد.
قبل از آن، اصلا آيين‌نامه‌اي وجود نداشت و ما موظف شده بوديم كه برويم و امور را قاعده‌مند كنيم. در آيين‌نامه پيشنهادي ما هم پيش‌بيني يك هيات سه‌نفره متشكل از رئيس دانشگاه، نماينده وزير و مسئول دفتر نمايندگي مقام رهبري شده بود.
پس شما هم مخالف تشكيل چنين هيات نظارتي نبوديد، در حالي كه همين هيات است كه اكنون بيشترين مشكل را براي تشكل‌هاي دانشجويي ايجاد مي‌كند.
نگاه ما قانونمند كردن فعاليت هاي دانشجويي و نهادمند كردن آنها بود، منتها دراين قانونمندي حضور و مشاركت مستقل دانشجويان را بسيار مهم مي دانستم ، در عين حال بايد ميان اين ديد و واقعيت هاي مديريتي و سياسي كشور پيوندي برقرار مي كرديم . اصل هيات هاي نظارت به اين اعتبار مطرح شد ولي امروزمتاسفانه همين طور است، اما در آن زمان در عصر اصلاحات چون اكثريت اعضاي آن هيات با اصلاح‌طلبان ‌بود ، چندان مشكلي پيش نمي‌آمد البته اگر پيش‌بيني بلندمدت مي‌كرديم بايد متوجه اين مسئله مي‌بوديم.
پس شما پيش‌بيني بلندمدت نداشتيد؟
نمايندگان وزارت و دانشگاه در آن هيات در اكثريت بودند علاوه بر آن معمولاً بحث هاي امتناعي انجام مي گرفت ولي ما گمان نمي‌كرديم كه در سطح ملي تحولاتي پيش بيايد و چنين اتفاقاتي بيفتد.
اما نفس آن اقدام به نظر مي‌رسد كه قابل بحث باشد. شما شورايي ايجاد كرديد كه اين شورا وظيفه‌اي مثل شوراي نگهبان را براي انتخابات انجمن‌ها عهده‌دار مي‌شد. در حالي كه قبلا چنين شورايي وجود نداشت. مسئله اين است كه اصلا آيا اين اقدام ضروري بود؟
درست است ولي ما نگاهمان از نوع نظارت استصوابي نبود بلكه نظارت بر اساس ضوابط بود و براي دفاع از حركت هاي قانونمند دانشجويي. به هر حال از هر قانوني مي‌توان سوءاستفاده كرد ولي آيا به خاطر سوءاستفاده بايد اصلا از قانون صرف‌نظر كرد؟
آيا تشكل‌هاي دانشجويي براي برگزاري انتخابات و فعاليت‌هايشان مشكلي داشتند كه شما اين قانون محدودكننده را وضع كرديد؟
من گزارشي از گذشته را در چارچوب شرايطي كه وجود داشت ، به شما دادم. اما اگر نظر شخصي من را بخواهيد شايد فراتر از اقدام هاي رسمي و بعضاً متفاوت با آن باشد. ما به عنوان وزارت از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي موظف بوديم كه برويم و فعاليت‌هاي دانشجويي را ضابطه‌مند كنيم و آيين‌نامه بياوريم وگرنه نگاه شخصي من به فعاليت‌هاي دانشجويي بازتر و منعطف تر است. من نگاهي مبتني بر تكثر به فعاليت‌هاي دانشگاهي دارم و معتقد به تعيين ضابطه براي فعاليت آزاد و سپس نظارت در جهت رعايت آن ضابطه‌ها هستم. من آزادي و احساس آزادي در دانشگاه و قانونمندي مبتني بر جنين فضايي را لازمه حيات نهاد دانشگاه و نشاط محيطهاي دانشجويي مي دانم و در اين فضا تعهد و احساس مسئوليت و بالندگي فعاليت هاي سياسي و فكري را هم ممكن تر مي دانم.
گفتيد كه واژه «اسلامي» در آيين‌نامه به همه تشكل‌ها اضافه شد. آيا شما اعتقاد داريد كه گرايش‌هاي مختلف فكري ليبرال يا كمونيست هم مي‌توانند امكان فعاليت در دانشگاه داشته باشند؟
بله، مي‌توانند ولي در چارچوب ضوابط ، البته بستگي به ضوابط دارد. اگردر ضوابط شما پيش‌بيني شده باشد كه آنها مي‌توانند فعاليت كنند، نبايد مخالفت شود. خوب است كه به پاسخ امام خميني (ره) در مورد فعاليت مخالفان وكمونيست ها در جمهوري اسلامي و يا نظر استاد شهيد مطهري در مورد تاسيس كرسي ماترياليسم ديالكتيك دردانشگاه دوباره مراجعه كنيم.
آيا فعاليت آزاد گروه‌هاي مختلف فكري در دانشگاه، در آيين‌نامه پيشنهادي و اوليه شما، پيش‌بيني شده بود؟
نه، تصريح نشده بود. ساكت بود. چون اين آئين نامه ناظر بر فعاليت هاي سياسي تشكل ها بود.
در دهه شصت شما از معتمدين جريان دانشجويي و دفتر تحكيم بوديد و آن زمان دفتر تحكيم، انحصار فعاليت‌هاي دانشجويي در دانشگاه را عهده‌دار بود و اعتقادي به فعاليت‌هاي گروه‌هاي ديگر در دانشگاه‌ها نداشت. آيا اينكه شما فعاليت آزادانه گروه‌ها در دانشگاه را ممكن مي‌دانيد، با آن اعتقاد سابق در تضاد نيست؟
من در دهه‌هاي گذشته نسبت به دفتر تحكيم طبيعتا حسن ظن داشتم اما رابطه تشكيلاتي با آنها نداشتم. اگرچه همان طور كه شما گفتيد مراوده‌ام با دانشجويان دفتر تحكيم به گونه‌اي بود كه گاهي آقايان به من مي‌گفتند به قوم و خويش‌هايت بگو كه فلان كار را بكنند يا نكنند. يعني دفتر تحكيم را قوم و خويش من مي‌ناميدند در حالي كه بچه‌هاي تحكيم با وزارتخانه و شخص من، رابطه خاصي نداشتند. در آن زمان با توجه به نوع گرايش هاي سياسي و مذهبي كه در دانشگاهها وجود داشت و جرياني هم دنبال مداخله و ايجاد انشعاب در انجمن هاي اسلامي و ساختن تشكل هاي موازي بود ، ما به استقلال انجمن هاي اسلامي از دولت فكر مي كرديم و ميگفتيم انجمن هاي اسلامي اگر صورت دموكراتيك داشته باشند، هر گرايشي كه در آن راي بياورد ، بايد قابل پذيرش باشد ،به اين سبب معمولاً دانشجويان فعال انجمن ها هم از اين نظر حمايت مي كردند.
رابطه شما آنقدر بود كه دفتر تحكيم از كانديداتوري شما در برابر آقاي عارف براي وزارت علوم، حمايت كرد.
بله، حسن ظن بود اما ارتباطي نبود و حتي گاهي من گلايه مي‌كردم كه چرا شما ارتباط نمي‌گيريد. بنابراين آنچنان نبود كه من به واسطه ارتباط با دفتر تحكيم، نگاهي خطي وايدئولوژيك به فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي داشته باشم. بنابراين من حتي در عمل به قانون و آيين‌نامه تشكل‌ها هم سعي مي‌كردم با تفسيري بازتر برخورد كنم.
آيا آزادي فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي متفاوت و تكثر در اين زمينه مغاير با آرمان‌هاي انقلاب فرهنگي نيست؟
بستگي به اين دارد كه تعريف ما از انقلاب فرهنگي چه باشد. در آن زمان، دانشگاه به اتاق جنگ تبديل شده بود ، اما اهداف انقلاب فرهنگي هم نبايد به تسويه‌حساب و آرام كردن فضاي دانشگاه محدود مي‌شد. دانشگاه اسلامي بايد توسعه يافته باشد. البته من روي تركيب واژه «دانشگاه اسلامي» هم حرف دارم. انقلاب فرهنگي شد و دفتر وحدت حوزه و دانشگاه تشكيل شد ولي چه اتفاقي افتاد؟ دروس روانشناسي و جامعه‌شناسي و اقتصاد و ساير رشته هاي علوم انساني ما يك پسوند اسلامي پيدا كردند بعضا با اعمال نظرهاي غير آكادميك.
چه بايد مي‌شد؟
بايد ميان علماي شاخص حوزه و استادان برجسته دانشگاه يك تبادل‌نظر علمي و مطالعه مشترك وجدي در بلند مدت صورت مي‌گرفت.
ولي آيا حالا كه نگاه مي‌كنيد اصلا ايده اسلامي كردن علوم، ممكن بود؟
اكنون كه به گذشته نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه خيلي ظرفيت‌ها را نداشته‌ايم ولي شعارش را داده‌ايم. اما بايد ببينيم حركت اصولي براي آينده چه حركتي است.
آيا چنين تحولي در علوم، اصلا مي‌تواند مفيد باشد و يك ضرورت است؟
بله ولي نه به معناي ناديده گرفتن تفاوت ساحت ها و اعمال مداخله هاي غير علمي . بهر حال مي توان و بايد ظرفيت هاي معنوي را در جهت توسعه علمي شناخت و به كار بست. الان هم توصيه مي‌شود كه جهاني بينديشيد ولي بومي عمل كنيد.
آيا با اين بينش مي‌توان روانشناسي اسلامي درست كرد؟
نه، در خصوص اسلامي كردن و اين پسوند، من حرف دارم و خودم هم نمي‌دانم كه دقيقا به چه معناست. با پسوند تنها كه نمي‌توان دانشگاه به عنوان يك پديده مدرن يا علوم را اسلامي كرد.
نظرتان درباره دانشگاه‌هاي تلفيقي مثل امام صادق و مفيد چگونه است؟
حد واسط و يا تركيبي ميان حوزه‌ها و دانشگاه هستند ، حركتي مثبت بودند اما هنوز مطلوب نيستند. قرار بود در بحث وحدت حوزه و دانشگاه كه دانشگاه و حوزه، نقاط قوت هم را بگيرند اما بيشتر نقاط ضعف يكديگر را گرفتند، اما در مجموع اين دو دانشگاه بيشتر به وجه دانشگاهي خود پرداخته اند. . در ميان اين تجربه‌ها هم، تفاوت‌هايي وجود دارد. مثلا دانشگاه مفيد نسبتا بازترو قوي‌تر عمل كرده است و دانشگاه‌امام صادق(ع) در تعامل با محيط نسبت به آن ضعيف‌تر بوده است. به هر حال اين مراكز بيشتر ديسيپلين و نظم را از نظام دانشگاهي اخذ كردند، و مجموعاً متبت بوده اند.
برخي معتقدند كه ميان ساختار حوزه‌ها و دانشگاه، ميان ساختار علوم غربي و علوم ديني ما، شكافي وجود دارد كه جمع آنها را غيرممكن ساخته است و تلاش‌هاي تلفيقي انجام شده نيز بيشتر مونتاژي و غيرواقع‌بينانه بوده است و ما هيچ‌گاه نتوانسته‌ايم يك تلفيق حساب شده در اين خصوص انجام دهيم و هيچ‌گاه يك بحث علمي و ريشه‌اي در اين خصوص نكرده‌ايم.
مطلوب انقلاب فرهنگي هم نوعي تلفيق بود ولي در عمل، اين مقصود حاصل نشد. استادان حوزه و دانشگاه ما يك كار جدي پژوهشي مشترك در اين خصوص انجام ندادند. ما توليدكننده فكر و انديشه نيستيم و بيشتر اهل مصرف و مونتاژ هستيم. مونتاژ فقط در زمينه توليدات سخت افزاري و توليد خودرو، مشهود نيست بلكه در اين زمينه‌ها هم وجود دارد. مساله ما هم چه در انديشه و چه در عمل با مونتاژ حل نمي‌شود.
گفتيد كه حوزه‌هاي ما از نظام دانشگاهي، نظم را وام گرفتند ولي دانشگاه‌ها هم آيا تاثيري از حوزه‌ها بردند؟
بيشتر تاثير فيزيكي يا تبليغي گرفته‌اند. فقط برخي چهره‌هاي حوزوي در دانشگاه‌ها مثلاً درس معارف اسلامي و مانند آن مي‌دهند و اين سطح از تاثيرپذيري به نظر من چندان مفيد و فايده‌مند نيست.البته از جمله تاثيرپذيري هاي منفي ديگر حوزه از دانشگاه مساله مدرك گرايي است.
مي‌خواهم از اعتقادات سابق شما هم بپرسم؛ زماني كه در شيراز، رئيس دانشگاه بوديد، سال‌هاي ۵۹ و ۶۰. دكتر سروش در جايي گفته‌اند كه شما آن زمان از مخالفان بازگشايي دانشگاه بوديد و گويي مصاحبه‌اي هم با شما داشته‌اند. از آن طرف هم، ماجراي سيدمنيرالدين شيرازي و تشكيل آكادمي علوم اسلامي جاي بحث دارد و...
بله، قبل از انقلاب كه با دوستان درانجمن هاي اسلامي فعاليت مشترك مبارزاتي داشتيم و بعد از انقلاب، من در شهريور ۵۸ فارغ‌التحصيل شدم و به شيراز برنگشتم. به اصفهان آمدم و در آنجا در حالي‌كه هنوز ارتباط استخدامي با دانشگاه هم نداشتم، بطورافتخاري مسئول طرح آموزشي، پژوهشي و خدماتي طب روستايي دانشگاه شدم و در سه منطقه محروم استان اصفهان به فعاليت مشغول شدم. بعد از آن در حالي‌كه از سال ٤۸ تا ۵۸ به فعاليت مبارزاتي و دانشجويي مشغول بودم، تصميم داشتم كه به خودم برگردم و به قول معروف، «خودسازي انقلابي» كنم. تصميم گرفتم به خدمت سربازي بروم. مي‌توانستم مسووليتي را انتخاب كنم كه به خدمت نروم اما تصميم گرفتم كه بروم. به تهران آمدم و پس از طي مراحل آموزشي در پايگاه قصرفيروزه به پايگاه هوايي بوشهر رفتم. اولين روز خدمت من اول مهر ۵۹ بود و مصادف با آغاز جنگ ايران و عراق. اواخر سال ۵۹، هم دانشجويان و هم برخي دوستان علمي در شيراز رايزني زيادي كردند تا من به شيراز برگردم. شرايط سختي پشت سر گذاشته شد و قرار شد هر ماه يكي از متخصصان دانشگاه به جاي من به پايگاه هوايي برود تا من به شيراز بيايم. در دانشگاه شيراز من مسوول فرهنگي جهاد دانشگاهي بودم واز مهرماه سال ۶۰ هم رياست دانشگاه را عهده‌دار شدم.
رياست دانشگاه تعطيل را؟
بله (با خنده) البته دوره هاي باليني پزشكي فعال بود . در آن زمان به دليل بحران‌هاي بسيار زياد و عدم موفقيت مديريت وقت دانشگاه در مهار بحران‌ها، من رياست را پذيرفتم. سخني كه آقاي دكتر سروش نقل مي‌كنند متعلق به همان پاييز سال ۶۰ احتمالا بايد باشد كه ايشان با آقاي دكتر شريعتمداري به شيراز آمدند و پرسيدند كه نظر شما چيست و من گفتم كه اگر قرار باشد در چنين شرايطي دانشگاه باز شود، يك خيانت است و اين اتفاق غيرممكن است. اما در ارتباط با اصل تعطيل كردن دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگي من هيچ دخالت و ارتباطي نداشتم. حتي در آن زمان هم شايد من قائل نبودم كه دانشگاه يك سال يا دو سال بايد تعطيل شود.
آن چيزي كه نقل‌قول از آقاي دكتر سروش شد، مبني بر اين است كه شما حتي با بازگشايي دانشگاه براي دانشجوياني كه تعداد واحد درسي اندكي از آنها هم باقي مانده، مخالف بوده‌ايد.
نه، مساله بازگشايي به صورت كلي مطرح بود. وگرنه همان زمان دانشجويان پزشكي امكان تحصيل در شيراز داشتند و دانشكده پزشكي تعطيل نشده بود. ما با بازگشايي تدريجي مخالف نبوديم.
حتي من شنيده‌ام كه گويي شما گفته‌ايد۱۰سال ديگر بايد دانشگاه تعطيل باشد.
من اين را از آقاي دكتر سروش نشنيده‌ام. اما ممكن است گفته باشم كه اگر قرار است وضع دانشگاه‌ها اينچنين باشد؛ تا ۱۰ سال ديگر هم نمي‌توان دانشگاه را باز كرد. واقعا هم همين‌طور بود. هر روز يك ترور در شهر و كشور صورت مي‌گرفت. دكتر فقيهي كه از نزديك ترين دوستانم و يك جراح انقلابي و خدمتگزار بود ، در مهر ۱۳۶۰ و به فاصله كوتاهي از آن آية ا... دستغيب به شهادت رسيدند.
آيا اين نگاه شما در آن زمان به مروز زمان متحول شد؟
من هنوز همان ديدگاه را دارم. دانشگاه اگر در شرايط سال ۶۰ باشد، قابل بازگشايي نيست.
در مورد شما بحث‌هاي ديگري هم مطرح شده است. مثلا مي‌گويند شما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اعزام دانشجو به آمريكا در زمان رياست‌جمهوري آقاي‌هاشمي مخالفت كرده‌ايد. آيا اين درست است؟
بله، همين‌طور است. ولي اين را هم بدانيد كه يكي از گناهان من از نظر جناح راست اين بوده كه در دوران اول وزارت‌ام نزديك به چهار هزار نفر را بورسيه تحصيلي و اعزام به خارج كرده‌ام. اما آن چيزي كه شما گفتيد هم درست است. در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بحث شد و من اگر با اعزام دانشجو به آمريكا مخالفت كردم به آن دليل بود كه‌امام در وصيتنامه‌شان با اين اقدام مخالفت كرده بودند. نظر من اين بود كه يا حكم امام را نقض كنيد و يا به آن عمل كنيد ولي نمي‌توان واقعيت را دور زد. در آن جلسه كه رياستش هم با رئيس جمهوربود، من با استناد به وصيتنامه‌امام مخالفت كردم.
پس چطور چهار هزار نفر اعزام به خارج داشتيد؟
آن چهار هزار نفر را به آمريكا اعزام نكرديم بلكه به كشورهاي ديگر مثل كانادا، انگليس ،استراليا، فرانسه و آلمان فرستاديم. من معتقد بودم كه با وصيتنامه‌امام نمي‌توان دوگانه برخورد كرد.
اگر الان رئيس‌جمهور بوديد، چگونه فكر مي‌كرديد؟
من در زمان انتخابات درخصوص نهضت آزادي هم گفتم كه فارغ از صحت يا عدم صحت نامه امام، آن را متعلق به دو دهه قبل مي‌دانم و ما بنابر نظر خود امام احتياج به اجتهاد مطابق مقتضيات زمان و مكان داريم. بنابراين راه تحول وتغيير نگاه گشوده است.
برگرديم به همان بحث آيين‌نامه تشكل‌هاي دانشجويي. بالاخره چرا و بر چه اساسي آيين‌نامه مصوب با آن آيين‌نامه پيشنهادي شما در تضاد بود؟
يكي از مهم‌ترين نكات همان اضافه شدن پسوند «اسلامي» و حذف هيات منصفه بود كه اقدامي غيرضروري و اضافي بود. ما مخالفت كرديم ولي در شورا راي نياورد. شايد كه من نسبت به جايگاه قانوني «شوراي عالي انقلاب فرهنگي» حرف هم داشته باشم ولي به هر حال ما در آن زمان مسئول اجرايي بوديم. مساله ديگر بحث به تصويب رساندن مجدد اساسنامه تشكل‌ها بود كه ما مخالف به تصويب رساندن اساسنامه تشكلي مثل انجمن‌هاي اسلامي بوديم كه سابقه ديرپاي آنها توجيه فعاليت‌شان بود. در اينجا هم اصطكاكي وجود داشت. اما بيشتر فشارها، بيروني بودند و بيشترين اتلاف وقت ما هم صرف همان فشارها مي‌شد.
آيا براي تدوين چنين آيين‌نامه‌اي و ارائه آن به شوراي عالي انقلاب فرهنگي اجباري وجود داشت؟
وقتي شورايي در سطح سياستگزاري وجود دارد و كار مي‌كند، شما نمي‌توانيد وجود آن را ناديده بگيريد. ضابطه مند كردن فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي، سياستي بود كه ما موظف به اجرايي كردن آن بوديم و اصرار هم از طرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي بود. ما موظف بوديم كه به نسخه آنها عمل كنيم. زماني كه ستاد انقلاب فرهنگي به شورا تبديل شد، آية ا... موسوي‌اردبيلي رئيس قوه قضائيه بودند. ايشان گفتند كه اگر مصوبات اين شورا قرار است در قوه قضائيه قابل اجرا باشد، بايد اعتبار قانوني داشته باشد. بحث شد و در نامه‌اي از امام سوال شد. امام با تيزبيني جواب دادند كه لازم است مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ترتيب آثار داده شود. ايشان لفظ قانون را هم استفاده نكردند و صرفا از واژه «ترتيب آثار» استفاده كردند. من هم نقد خودم را بر جايگاه شوراي عالي انقلاب فرهنگي از نظر قانوني داشتم و دخالت و نظارت آنها بر عملكرد يك وزارتخانه و دولت را اصولي نمي‌دانستم.
آيا مجبور بوديد كه براي آنها آيين‌نامه هم تدوين كنيد؟
بله، مجبور بوديم چون اولا حكم تاسيس شورا و عضويت اوليه من در شورا را امام داده بودند و علاوه بر آن من به عنوان وزير و در جايگاه حقوقي هم مجبور به حضور در شورا بودم. بنابراين از دو طرف مشكل داشتم. از اينكه بگذريم اگر ما با شورا همكاري نمي‌كرديم، كارها فلج مي‌شد. اگر به شورا نمي‌رفتيم آنها مصوبه خود را داشتند و ما از حداقل تاثيرگذاري‌مان هم مي‌مانديم. بعد هم كه ما كارمان را در مرحله ايجاد تحول ساختاري در آموزش عالي كشور از طريق مجلس و ارائه لايحه قانوني پي‌گرفتيم باز شوراي نگهبان در حدود ۳٤ ايراد به قانون مصوب مجلس ششم گرفت و ما را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي حوالت داد و با بن‌بست روبه‌رو كرد. ما در آن طرح پيشنهادي، شورايي به نام شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري را در نظر گرفته بوديم كه رئيس‌جمهور در راس آن قرار داشت و وزير هم نايب‌رئيس بود و دبيرخانه‌اش هم در وزارت علوم بود و چند تن از اعضاي دولت و دانشگاهيان اعضاي آن بودند.
اين شورا با شوراي عالي انقلاب فرهنگي چگونه ارتباطي بايد مي‌داشت؟
ما تصميم‌گيرنده اصلي را وزارتخانه مي‌دانستيم و نه نهادهاي بيروني. به اعتقاد مقام رهبري كه از اين پيشنهاد اطلاع يافته بودند تاكيد كردند دو مساله يعني اسلاميت و انقلابيت دانشگاه در طرح ديده شود و اينكه وظايف شوراي عالي به مركزي مشابه واگذار نشود و شوراي نگهبان هم با استناد به همين نكات، طرح ما را رد كرد. در حالي كه آن طرح مشكلي نداشت و يك طرح غيراسلامي يا غيرانقلابي نبود. بنا به تصريح ماده-۹۹ قانون برنامه سوم توسعه كشور تحول ساختاري آموزش عالي و تاسيس وزارت علوم و تحقيقات و فناوري مي تواند گام موثري در جهت انسجام بخشي به آموزش عالي و در واقع توسعه علمي ايران بود.
مشكل شما در زمان استعفا دقيقا چه بود؟
سه نكته‌اي كه در استعفانامه‌ام هم آوردم؛ اول اعتراض به آن ساختار قانونگذاري كه باعث مي‌شود يك لايحه مترقي وقانوني به بن‌بست كشيده شود و فرصت‌ها براي توسعه علمي از بين برود. دوم، تداخل وظايف و دخالت‌هاي زياد و چه بسا غير علمي وغيرقانوني در امور آموزش عالي بود. سوم هم مساله خشونت وتوهين‌ به دانشجو و فشار به دانشگاه بود.
در پايان يك سوال داريم. شما در زمان انتخابات، شعار «توسعه علمي» را داديد و شنيده نشد. علت اين شنيده نشدن را چه مي‌دانيد و آيا تحليلي از علل آن داريد؟
دليلش را بيشتر فرهنگي مي‌دانم. نه‌تنها سياسيون و توده مردم به اين شعار توجه نكردند كه حتي احزاب اصلاح طلب حامي هم چندان متوجه عمق آن بحث نبودند. شايد هم دو دليل داشت. اول آنكه آنها بطور كلي چندان به نتايج انتخابات اميدوار نبودند، كه من بودم. دوم هم به نظر مي‌رسيد كه اصلا آنها اين رويكرد را با اهميت نمي‌دانستند. در صورتيكه سرمايه گزاري براي توسعه منابع انساني و گسترش دانش و خلاقيت محور اصلي توسعه مبتني بر دانايي و جامعه دانش بنياد مي باشد. من «سياست» را هم مساله‌اي علمي، اخلاقي و اعتقادي مي‌دانستم و قدرت را هدف نمي‌دانستم. اما نهايتا به نظر من راه آينده تنها از همين مسير مي‌گذرد. البته لازم است كه توسعه علمي به زبان سياست نيز ترجمه شود و حتي اهميت و ضرورت آن براي توده مردم نيز تبيين گردد.
***
در مورد استقلال دانشگاه و نحوه اداره دانشگاه هم دو نظر كاملا متفاوت وجود دارد. يك نظر اول انقلاب وجود داشت كه معتقد بود رياست دانشگاه را اصلا دانشجويان بايد انتخاب كنند. در دوره وزارت شما هم بحث انتخاب رياست دانشگاه توسط هيات علمي و هيات امناي دانشگاه مطرح شد. اما چرا اين برنامه شما نتوانست به صورت عملياتي درآيد؟
ما در سال هاي ۸۱ و ۸۲ در ۱۵ دانشگاه بزرگ، انتخابات برگزار و رياست آن را انتخاب كرديم. از دانشگاه اروميه شروع كرديم كه با بحران مديريت روبه‌رو بود و انتخاب ما موفقيت‌آميز هم بود و بحران آن دانشگاه، به پايان رسيد. اين اتفاق اما براي دخالت مقامات ديگر در امور دانشگاه‌ها محدوديت ايجاد مي‌كرد و بنابراين مخالفت‌ها آغاز شد. دانشگاه تهران و صنعتي اصفهان و تبريز و خواجه‌نصير و دانشگاه‌هاي ديگر همگي اين روند انتخابي را تجربه كردند. دكتر صالحي كه اشاره داشتيد، اولين رئيسي بود كه پس از اتمام دوره مسئوليت من در وزارت علوم به صورت انتخابي در دانشگاه علم و صنعت انتخاب شد و آن بلا بر سرش آمد. جاي تاسف بود كه در دانشگاهي كه از نظر آقايان، جايگاه ويژه‌اي دارد و آن را «فيضيه دانشگاه‌ها» مي‌نامند، چنين اتفاقي افتاد و يك رئيس منتخب و مقبول دانشگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند. «آزادي آكادميك» و «خودگرداني دانشگاه‌ها» لازم و اجتناب‌ناپذيرند.اعمال محدوديت سياسي و حتي علمي براي استادان صاحب نظر دانشگاه و ستاره‌دار كردن دانشجو بي‌معناست. استاد و دانشمند بايد احساس امنيت علمي ، پژوهشي ، سياسي و شغلي داشته باشد. دانشگاه كه يك اداره كل يا يك محيط بسته و امنيتي نيست.
آيا زماني كه شما وزير علوم بوديد هيچ فشاري براي ستاره‌دار كردن دانشجوها وجود داشت؟
اين فشارها هميشه بوده است اما متناسب با نگاه اصلاح طلبانه سياست هاي آقاي خاتمي ما بر اساس موازين علمي و دانشگاهي عمل مي‌كرديم.
قبلا مشكلي كه وجود داشت اين بود كه مثلا يك استادي صحبتي را در يك كلاس درس مطرح مي‌كرد و اين صحبت در بيرون با واكنش و انتقاد برخي جريانات خارج از دانشگاه روبه‌رو مي‌شد و به نوعي آزادي علمي نقض مي‌شد. آيا به صيانت از آزادي علمي در همين راستا انديشيده‌ايد و كاري براي آن كرده‌ايد؟
آزادي علمي يا آكادميك به مفهوم تامين حقوق و آزادي استادان، دانشجويان و كاركنان دانشگاه در امور آموزش، پژوهش، تحصيل و خدمات و برخورداري از امنيت شغلي و استخدامي، فكري، فرهنگي و سياسي است.آزادي علمي و استقلال دانشگاه‌ها رابطه‌اي دوطرفه با يكديگر دارند و قابل انفكاك نيستند. براي دانشگاه نمي‌توان نسخه پيچيد. خودگرداني دانشگاه است كه آزادي علمي را ممكن مي‌سازد. دانشگاه براي استخدام يك كادر نبايد از سازمان امور استخدامي و سازمان برنامه و بودجه اجازه بگيرد، استقلال اداري، مالي و معاملاتي، استخدامي و تشكيلاتي و سازماني دانشگاه براي حداكثر بهره وري آن حياتي است. عرف جهاني چنين چيزهايي را پذيرفته است. دانشگاه چنين ويژگي‌هايي دارد. اگر اين ويژگي‌ها را نداشته باشد اسم آنجا را يا اداره بايد گذاشت و يا مدرسه. دانشگاه يك نهاد آموزشي، پژوهشي و فرهنگي _ اجتماعي است و نه يك محيط اداري دولتي وسياسي. اگر ما بخواهيم به اين دليل كه قسمت اصلي بودجه دانشگاه را دولت تامين مي كند اين نهاد علمي را مسلوب الاختياركنيم، اصلا هويت دانشگاه زير سئوال مي‌رود. ما در همان سال‌هاي ۶۹و ٧۰قانون هيات امنا را براي دانشگاه‌ها به تصويب مجلس رسانديم تا حداقل استقلال مالي و معاملاتي دانشگاه‌ها به رسميت شناخته شود؛ اگرچه تا همين اواخر هم سازمان برنامه و بودجه اين قوانين را به رسميت نمي‌شناخت و مقاومت مي‌كرد. بالاخره در برابر هر تحولي، مقاومت وجود دارد. اين را هم بگويم كه امروز در جهان اگرچه دولت‌‌ها بودجه دانشگاه‌ها را فراهم مي‌كنند اما آنها را وابسته به دولت نمي‌كنند. ما در دوره دولت اصلاحات تلاش كرديم تا به منابع مالي دانشگاه، تنوع ببخشيم. اول انقلاب شش درصد بودجه دانشگاه‌ها توسط خود آنها تامين مي شد كه تا اواخر دوره مسئوليت، اين رقم به ميانگين حدودا ۱۵ درصد رسيده و پيش‌بيني شده بود كه در انتهاي برنامه سوم به ۳۰ درصد هم برسد. تنوع‌بخشي منابع مالي را هم از راه‌هايي مثل آموزش‌هاي شبانه ، آزاد و نيمه حضوري ، حرفه اي و كوتاه‌مدت و مانند آن و ارائه خدمات پژوهشي تعريف كرديم كه از هر جهت مفيد بود. اما متاسفانه يكي از روزنامه‌هاي عصر – روزنامه كيهان – به صورت مرتب اين اقدام ما را به عنوان خصوصي‌سازي دانشگاه‌هامعرفي وتخطئه و دانشجويان را تحريك مي‌كرد. در حالي كه نام اين اتفاق، خصوصي‌سازي نبود.
بله، شنيده‌ايم كه شما اصلا با مشاركت‌ بخش خصوصي در حوزه آموزش عالي مخالف بوديد. اين حرف درست است؟
بخشي از آن درست است و بخشي از آن اشتباه. اينكه يك دانشگاه آزادي تاسيس شود و نه از وزارت علوم بلكه حتي از شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم مجوز نگرفته باشد و بعد به جاي بالا بردن سطح آگاهي علمي و عمومي كه هدف اوليه‌اش بود به سمت مدرك‌گرايي برود، مسلما مقبول نيست. قرار نبود كه دانشگاه آزاد به صورت يك دانشگاه كلاسيك با اين گستردگي اما باحداقل كيفيت درآيد. مساله بر سر ضابطه مندي بود، نه بر سر اساس وجود آن.
ولي اخيرا از دانشگاه آزاد دفاع كرده‌ايد.
مسائل نسبي و بر پايه دگرگوني هاي مثبت است. در ابتداي وزارت ما، مقداري تنش ميان ما و دانشگاه آزاد وجود داشت. به مرور زمان اين تنش كاهش يافت و آنها به تدريج به مقررات عمل ‌كردند. الان به نظر من كيفيت دانشگاه آزاد تغيير كرده و بهتر شده است. اتفاقا اكنون كه قابل دفاع‌تر شده است، برخي از رقباي سياسي آن انتقاد و مخالفت را شروع كرده‌اند كه اين انتقادها اصولي نيست و بيشتر جنبه سياسي و خطي دارد.
شما تلاش داشتيد كه كنكور دانشگاه آزاد با كنكور دانشگاه سراسري يكي شود ولي آيا اين اقدام ضروري بود؟ نظام كنكور با اين صورت دولتي و سراسري‌اش به تعبير فوكو به يك نظام سلطه آهنين تبديل شده است. در حالي كه شايد برگزاري كنكور جداگانه توسط هر دانشگاه، در جهت استقلال و آزادي دانشگاه‌ها، مفيدتر هم باشد.
يكي از موارد استقلال دانشگاه‌ كه ما به دنبال آن بوديم اتفاقا به شيوه انتخاب دانشجو به عنوان درونداد اصلي دانشگاه برمي‌گشت. به نظر من، نظام گزينشي فعلي مقبول نيست ولي قابل تحول دفعتي هم نيست. وقتي دسترسي به آموزش عالي زير ۲۰ درصد باشد و محدوديت تحصيل وجود داشته باشد، گزينش علمي و ضابطه مند هم امري ناگزير خواهد بود. در كانادا ميزان تحصيلات عالي در جوانان زير ۲۵ سال به نسبت جمعيت تا ۹۰ درصد هم مي‌رسد در حالي كه اين رقم در كشور ما در حدود ۱۸ درصد است. در خصوص دانشگاه آزاد هم ما به دنبال ادغام كنكور آنها با كنكور دانشگاه سراسري نبوديم بلكه از لزوم نظارت آموزش عالي بر آزمون ورودي دانشگاه آزاد صحبت مي‌كرديم. وگرنه ما از همان زمان به دنبال نقش داشتن دانشگاه‌ها در كنكور بوديم و بحث تاثيرمعدل را براي كنكور كارشناسي ارشد و در خود آزمون سراسري هم مطرح كرديم.
*****
" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "

17 آذر - 10: 20 1 - علي
مشكل كامنت‌ها درست شد. با پوزش
17 آذر - 11: 08 2 - حسام
سلام. حال شما؟در مورد انتخابات پيش رو می خواستم ازتون سوالاتی بپرسم که مسئله ی دستگيری فعالان طيف چپ پيش آمد. راستش با تمام اختلاف نظری که باهاشون دارم اين گله ی اونا رو به حق می دونم که چرا اصلاح طلبان ازشون حمايت نکردند. کسی انتظار اقدامی رو نداشت ولي حداقل می شد خبرش رو در وبسايت ها شون درج کنند. خيلی از اونا کسايی بودند که برای پيروزی اصلاح طلبان در انتخابات های گذشته از جان مايه گذاشته بودند. با چند تا از اونا من در ستاد انتخاباتي شما ( نسيم ) آشنا شدم و به جد از فعال ترين افراد بودند. همين بی توجهی ها است که همه روزه دوستان رو دلسرد تر ميکنه. دوستان زيادی رو هستند که در اتخابات گذشته دوشا دوش هم شبانه روز کار می کرديم ولی اين بار دم از تحريم ميزنند! پای صحبتشان که می نشينم از همين امر می نالند. به هر حال من امسال دور از وطن کاری جز تذکر دادن از دستم بر نمی آيد. اميد وارم شما بتوانيد قدمی ماثر برداريد. موفق باشيد
17 آذر - 6: 28 3 - حميد رضا شادروان
با حالترين 16 آذر همان سالي بود كه خاتمي ........ امسال هم۱۳آذر با شعارهای ضد اختناق و استبداد به استقبال ۱۶ آذر رفت. ۱۳......
17 آذر - 6: 41 4 - بهزاد عبدي
سلام. ممنون از ايستادگي و دفاعتان از جنبش دانشجويي و استعفاي به هنگامتان. به وبلاگ من هم سر بزنين و نظر دهيد لطفا
17 آذر - 8: 57 5 - رضا سياري
جناب آقاي دكتر معين از مطالب زيبا، نگارش شيوا و مقالات گوياي شما بسيار استفاده كردم. بخش \"زندگي نامه\" برايم جذاب تر از بخش هاي ديگر بود. مايل بودم بدانم در انتخابات آتي شركت خواهيد كرد يا نه؟
17 آذر - 8: 58 6 - سروش
سلام دكتر.... 16 آذر كجا بود!!!!!! حقوق اوليه دانشجويان رعايت نمي شه! بعد ما دلمون به 16 آذر خوشه! كدوم دلخوشي؟؟!
17 آذر - 9: 01 7 - بحرینی
سلام علیکم به خاطر احترام و ارادتی که به شما داشته و دارم گاهی به سایت شما مراجعه می کنم امیدوارم که خود و خانواده موفق باشید. بحرینی (دانشگاه شهید بهشتی) واشنگتن www.iec-md.org
17 آذر - 9: 03 8 - مخفي
سلام دكتر \"نظر بدهيد\" وبلاگ خراب است كه!! موفق باشيد.
17 آذر - 9: 04 9 - حسام فضيلت
با عرض سلام جناب دكتر يكي از شعار هاي شما در زمان انتخابات تحقق بخشيدن به دمكراسي بود اگر كسي واقعآ هدفش دموكراسي باشد چه انتخاب بشود وچه نشود هدف خود را دنبال ميكند ولو اينكه ماشين زير پاي خود را بفروشد چرا شما هدف خود را ادامه نداديد ؟ البته اگر هم ادامه داديد ملموس نبوده با اميد موفقيت روز افزون شما.
17 آذر - 9: 06 10 - ابوالفضل
سلام آقای دکتر من یکی از حامیان شما در انتخابات بودم که هم اکنون دانشجوی دانشگاه زابل می باشم. نمی خواهم وقت شما بیهوده زایل کنم و فقط یک سوال داشتم: س : باتوجه به این که دانشگاه زابل در زمان مسئولیت شما تاسیس شد، خواستم بدانم بر طبق چه مبنایی تشخیص داده شد که این دانشگاه تاسیس شود،( منظورم این است آیا به خاطر نفوذ استاندار فعلی استان بوده استو یا نه) و اینکه چرا هیچ کس به این نکته توجه نمی کند که بودجه های دانشجویان صرف مسائل دیگر(خدمات شهری) و یا پروژه های بیهوده می شود یعنی اینکه پول ها به نام دانشجو و به کام عده ی دیگری هزینه می گردد.
17 آذر - 9: 07 11 - سروش
دانشجو در سه روز گذشته در تهران دستگير شدند...... روز دانشجو مبارك!!!
17 آذر - 9: 19 12 - erphan qaneei fard
ostad salam, az Baghdad Salam, 2 sali ast sargarm e in karam, http://www.hamshahri.net/News/?id=25655 besyar doost daram esme shoma ham dar in ketab bashad , aya dar inbareh sokhani darid ? , az door dideganat raa miboosam, shoma zende bemanid o sarfaraaz. va hamishe saaye at baalaaye sar javaanaani hamchon man baashad. ghorbanat
17 آذر - 9: 20 13 - erphan qaneei fard
ostad salam, az Baghdad Salam, 2 sali ast sargarm e in karam, http://www.hamshahri.net/News/?id=25655 besyar doost daram esme shoma ham dar in ketab bashad , aya dar inbareh sokhani darid ? , az door dideganat raa miboosam, shoma zende bemanid o sarfaraaz. va hamishe saaye at baalaaye sar javaanaani hamchon man baashad. ghorbanat
18 آذر - 1: 52 14 - چاوشي
مصاحبه صادقانه و جذابي بود.مايه خوشحاليه
18 آذر - 7: 44 15 - حسن قلندري
سلام آقاي دكتر اصلا براي نظر ديگران ارزش هم قائل هستي؟ ***** !!!!!؟؟؟؟؟
18 آذر - 9: 38 16 - عمار قاسميان عزيزي
سلام بر دكتر عزيز و محبوب جامعه . همچنان چشم به اميد اين هستيم كه افرادي امثال شما به سرزمين كوروش بزرگ ياري رسانند . ديروز داشتم ليست بانوان بزرگ ايران زمين را مي نگريستم مجدد داغ دلم تازه شد كه چگونه 50% از جمعيت ما تقريبا در سطح جامعه نقشي ندارند . اين پست جديد شما به بسياري كه آقاي دكتر مصطفي معين را به عنوان يك مبارز اصلاح طلب مذهبي فراموش كرده اند ياد آوري خوبي بود . باز هم از اين ياد آوري ها بكنيد تا كم تحملان نگويند كجاست آن معين !!! . سربلند و پيروز باشيد و عمري مملو از آزادگي و سلامتي و شادكامي و همچون گذشته خدمت رسان به جامعه باشيد . هرچند كه بزرگاني چون شما سرور جامعه هستند .
18 آذر - 11: 52 17 - دانيال
سلام بر دكتر عزيزم. ارادتمند و دوستدار شما تا قيام قيامت و بعدش. التماس دعا. آرزومند سعادت و سلامت شما
19 آذر - 1: 15 18 - آیت
با سلام خدمت دکتر عزیز.امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید. بهترین متن برای این پست برگرفته از سایت پربار نوروز میباشد: بیانیه كمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب به مناسبت روز دانشجو : سه‌راهی جناح حاكم پیش‌روی دانشجویان دانشجوی ناب وابسته / دانشجوی بی‌تفاوت/دانشجوی متهم به وابستگی و بی‌دینی نوروز: در بخشی از این بیانیه با بررسی عملكرد جناح حاكم در قبال دانشجویان آمده : در قالب تنگ این نگاه، دانشجو سه راه بیشتر ندارد: یا باید در سلك دانشجویان ناب، چفیه به گردن منویات اقتدارگرایانه در قالب فعالیت‌های دانشجویی بیاندازد و یا به بی‌تفاوتی روی‌آورده و در هیچ فعالیت سیاسی اجتماعی نقشی نداشته باشد و یا در صورت هرگونه فعالیت مستقل و انتقادی، عامل بیگانه، بی‌دین، تهدیدكننده امنیت ملی و... شناخته شده و مستحق هرگونه مجازاتی است. 16 آذر در تاریخ ایران به عنوان روزی تاریخی و تاریخ‌ساز برای همیشه به ثبت رسیده‌است.روزی كه جوانان شجاع و آگاه دانشجو در اعتراض به استبداد رژیم وابسته شاه و در مخالفت با سفر نیكسون معاون وقت رییس‌جمهور آمریكا -آیزنهاور- به ایران، كه برای اطمینان از تثبیت كودتای آمریكایی – انگلیسی 28 مرداد به ایران می‌آمد، در فضای خفقان زده پس از كودتا در صحن دانشگاه به اعتراض پرداختند و به وسیله نظامیان شاهنشاهی به خاك وخون كشیده شدند و صحن مقدس دانشگاه برای همیشه از خون پاك سه آذر اهورایی گلگون شد. فردای آن روز نیكسون در همان دانشگاه حاضر شد و دكترای افتخاری علوم سیاسی دریافت كرد تا مطمئن شود20 میلیون دلاری كه كشورش صرف سقوط نخستین دولت ملی ایرانیان كرده بود، به هدر نرفته است و از سوی دیگر رژیم وابسته شاه نیز مراتب سرسپردگی خود را به امپریالیسم آمریكا به بهترین وجه به جهانیان نشان دهد. از آن پس 16 آذر به حق روز دانشجو نام گرفت، گر چه در هر ورق از تاریخ معاصر این كشور نشانی از جانفشانی و فداكاری دانشجویان، پیداست. 16 آذر یادآور آرمان‌هاست، 16 آذر روزی است كه سه قطره خون پاك، پاك ناشدنی بر تارك كارنامه درخشان دانشجویان ایرانی ثبت شد و این افتخار، نشان قلب تپندۀ جامعه ایرانی را به دانشجویان اهدا كرد. 16 آذر یادآور آزادی‌خواهی، استعمار و استحمارستیزی و عدالت‌طلبی جوانانی است كه سر بر سر راه اعتلای ملك و ملت و دین نهادند. كمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن گرامیداشت یاد وخاطره شهدای 16 آذر 1332و تمامی دانشجویان شهیدی كه خون پاكشان را در راه اعتلای دین ومیهن نثار نموده‌اند، روز دانشجو را به تمامی دانشجویان عزیز تبریك عرض نموده و در آستانه این روز بزرگ دیدگاه‌ها و تحلیل خود را به آگاهی جامعه فرهیخته دانشگاهی و ملت رشید ایران می‌رساند: 1- جنبش دانشجویی هماره در برهه‌های حساس تاریخ این مرز و بوم نقش بی‌بدیل خود را به نحو احسن انجام داده است و روزهای تاریخساز دانشجویی كشور تجلی‌های متفاوت از یك روح واحد بوده‌اند. 16 آذر،13 آبان،16 دی 59 – شهادت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) در حماسه هویزه، دوم خرداد دانشجویی، 18 تیر و ... همگی از یك جنس و در یك راستا و بر اساس آرمان‌های متعالی آزادی‌خواهی و استبدادستیزی، استقلال‌خواهی و استعمارستیزی و عدالت‌طلبی این جنبش بوده‌اند و طبعا نمی‌توان بخشی از این تاریخ را مصادره به مطلوب كرد بدون اینكه به سیر تاریخی و روح این وقایع وفادار بود. 2- شرایط فعلی دانشگاه‌های كشور به ویژه پس از استقرار دولت نهم و تكمیل پروژه یكدست سازی حاكمیت، شرایطی نا‌مطلوب و بحرانی است. گسترش دامنه اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید مبرز و مستقل، توبیخ، تعلیق و اخراج دانشجویان منتقد- جالب اینكه دامنه این اقدامات فراقانونی حتی به برخورد حذفی با برخی از حامیان دانشگاهی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری كه به عملكرد دولت انتقاد دارند، نیز رسیده است– زندانی نمودن روز افزون فعالان دانشجویی، تزریق افراد خودی به صورت غیر‌قانونی به كادر هیأت علمی دانشگاه‌ها، برنامه‌ریزی جدی برای تشكیل بافت جعلی دانشجویی با ترفندهایی نظیر تعمیم سهمیه 40 درصدی ایثارگران به اعضای پایگاه‌های مقاومت بسیج، فعالیت گسترده هسته‌های گزینش و حراست دانشگاه‌ها جهت پرونده‌سازی و اعمال فشار به اساتید ودانشجویان، تلاش جدی و وافر برای هدم نهادهای دانشجویی، مشكلات فراوان صنفی و آموزشی، اعمال مقررات شدید و سختگیرانه پوششی و اعمال محدودیت جنسیتی برای ورود دختران به دانشگاه‌ها و در یك كلام انهدام استقلال حداقلی دانشگاه‌ها، جلوه‌های دلخراشی از تفكر جریان حاكم را به نمایش می‌گذارد. به نظر می‌رسد جریان افراطی كه امروز بر مقدرات كشور حاكم گردیده است، هیچ نهاد مستقلی را بر نتابیده و گذشته از مبارزه جدی با احزاب، مطبوعات، سازمان‌های غیردولتی، بانكهای خصوصی و... ، دانشگاه را به عنوان كانون مستقل آزادی‌خواهی و حق‌طلبی تهدیدی جدی برای تفكر خود تلقی می نماید. 3- تفكر اقتدارگرا می‌كوشد با این مجموعه اقدامات، فضای دو قطبی شدیدی را در دانشگاه‌ها ایجاد نماید. دولت نهم به عنوان بخش اجرایی این تفكر می‌كوشد با تشكیل یك قشر مصنوعی دانشجویی و در واقع تشكیل گروه دانشجویان ناب -شاخه دانشجویی «جمهورناب»!- و وام‌دار و رانتخوار‌كردن آنان، درجهت سیاستهای اقتدارگرایانه استفاده لازم را ببرد و از سوی دیگر هر دانشجویی را كه بخواهد فعالیت سیاسی ولی مستقل داشته باشد، با انگ ارتباط با بیگانه، مخالف نظام، بی‌دین و... رو برو نماید. به‌عبارتی در قالب تنگ این نگاه، دانشجو سه راه بیشتر ندارد: یا باید در سلك دانشجویان ناب، چفیه به گردن منویات اقتدارگرایانه در قالب فعالیت‌های دانشجویی بیاندازد و یا به بی‌تفاوتی روی‌آورده و در هیچ فعالیت سیاسی اجتماعی نقشی نداشته باشد و یا در صورت هرگونه فعالیت مستقل و انتقادی، عامل بیگانه، بی‌دین، تهدیدكننده امنیت ملی و... شناخته شده و مستحق هرگونه مجازاتی است. 4- به نظر می‌رسد تنها نكات لحاظ نشده در این سیاست‌ها منافع ملی و بهبود جایگاه علمی دانشگاههای ایرانی و تقویت نیروهای انسانی به عنوان مهمترین عامل توسعه كشور است. در حالیكه یكی از خطرناك‌ترین و مزمن‌ترین دردهای جامعه ما، معضل مهاجرت نخبگان است، دولت نهم نه تنها هیچ درمانی برای این درد تجویز نكرده بلكه با استقبال از این موضوع، عملا خود مشوق فرار نیروهای تحصیل كرده‌ای است كه دیگر فقط به نخبگان محدود نمی‌شوند و امروز تحصیل و اقامت حتی در كشورهای متوسط دنیا به آرزو و هدف بسیاری از دانشجویان ایرانی تبدیل شده است. عملكرد دولت نهم در دانشگاهها بر اساس دیدگاهی است كه با تنگ نظری، علوم را به خوب و بد تفكیك نموده و سعی در تعریف دانشگاهی با ویژگی توجیه و تحسین قدرت دارد. اساساً مبارزه جدی این دیدگاه با دانشگاه به دلیل همگامی دانشگاه با آزادی و دموكراسی است. این نكته بسیار بدیهی است كه توسعه و پیشرفت هر كشوری در گرو رشد علم در آن كشور است و این علم را نمی‌توان در چهارچوب‌های تنگ متحجرانه سیاسی و اعتقادی قرار داد. دراین‌میان، به نظر می‌رسد صیانت و دفاع از آزادی و مصونیت آكادمیك باید در رأس مطالبات دانشجویان باشد. 5- اینها در حالی است كه در دولت اصلاحات، مجموعه دولت در حد توان خود حرمت دانشجو و دانشگاه را حفظ و از حقوق صنفی و سیاسی دانشجویان در مقابل سایر نهادهای حكومتی دفاع می‌كرد. تفاوت عمدۀ عملكرد دولت اصلاحات و دولت نهم در دانشگاهها، این است كه دانشجو برای دولت اصلاحات بزرگترین فرصت برای پیشرفت كشور بود ولی در دولت نهم دانشجو به دلیل رد شیوه‌های عوام‌فریبانه و مسائل فوق‌الذكر بزرگترین تهدید برای تثبیت استبداد و اقتدارگرایی است. شوربختانه این اقدامات در نظامی اتفاق می‌افتد كه برخاسته از مردمی‌ترین انقلاب قرن اخیر است. انقلابی كه به منظور اقامه استقلال و آزادی و نیل به معنویت شكل گرفت. انقلابی كه بنیان گذار بزرگش حضرت امام خمینی(ره) ، در توصیفش این چنین فرموده است: «در جامعه‌ای كه ما به فكر استقرار آن هستیم ماركسیست‌ها در بیان مطلب خود آزاد خواهند بود، زیرا ما اطمینان داریم كه اسلام در بردارندۀ پاسخ به نیازهای مردم است ... در فلسفۀ اسلامی از همان ابتدا مسأله كسانی مطرح شده است كه وجود خدا را انكار می‌كرده‌اند، ما هیچ آزادی آنان را سلب نكرده و بدان لطمه وارد نیاورده‌ایم». به راستی سزاست كه ثمرۀ چنین انقلابی به جایگاهی برسد كه در آن بسیاری از اساتید مسلمان ممنوع‌التدریس شوند؟ آیا سزاست دانشجویی تنها به واسطه انتقاد از دولت از حق ادامه تحصیل محروم شود؟ كدام جهان‌بینی دست یازیدن به هر اقدام غیراخلاقی از قبیل تهمت توهین به مقدسات به منظور پرونده‌سازی برای مخالفان و به حاشیه راندن آنان را برمی‌تابد؟ آیا این سوءاستفاده‌های آزاردهنده خود خدشه‌دار كردن محدوده مقدسات نیست؟ در اینجا لازم است با یاد‌آوری سناریوی نشریات دانشگاه امیركبیر، برای آزادی هر چه سریعتر دانشجویانی كه به بهانه این پرونده در زندان به سر می‌برند و سایر دانشجویانی كه به دلیل فعالیتهای سیاسی و ابراز عقاید خود زندانی هستند، از تمام مجاری قانونی استفاده كنیم و ضمنا تقاضای به حق رسیدگی و محاكمه عادلانه این دانشجویان در دادگاهی صالحه و علنی را به جد پیگیر باشیم. 6-روند ناخوشایند دیگری كه با سرعت زیادی در حال گسترش است، اعمال استانداردهای دوگانه توسط برخی از نهادهای حامی دولت در دانشگاههاست. این نهادها به جای پرسشگری و نقد كه در ذات دانشجوست تبدیل به دستگاه توجیه و تحسین قدرت در دانشگاهها شده‌اند. برای تبیین موضوع به طرح چند سئوال بسنده می‌كنیم. چرا در طرح‌های آموزشی برخی نهادهای رسمی اصول مصرح قانون اساسی و گفته‌های حضرت امام خمینی (ره) در مورد عدم مداخله بسیج و نیروهای نظامی در رقابتهای جناحی و یا سخنانی از ایشان همانند «مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروهی حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارد» و یا «ملت و شما و هركس آزاد است همیشه و به هركس كه می‌خواهد رأی می‌دهد، ولوآنكه آقایان و فرض كنید علمای حوزه علمیۀ تهران یا قم آنها را معرفی نكرده باشند» و یا «وصیت اكید من به قوای مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلا‌فات درون گروهی مصون باشند و بر فرماندهان لا‌زم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلا‌ب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلا‌می وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا‌ و چه طبقات بعد، برخلا‌ف مصالح اسلا‌م و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند - كه بی‌اشكال به تباهی كشیده می‌شوند - و یا در بازی‌های سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب درامان باشد» مهجور مانده و یا با عنوان مصلحت‌گرایی امام، زینتی بودن این بیانات و مواد قانونی استدلال می‌شود؟!‌ چرا برخی از كسانی كه در دانشگاه‌ها ادعای دینداری و حفظ ارزشها را دارند، در برابر اتفاقی كه در همایش «چه مثل چمران» افتاد، هیچ واكنشی نشان ندادند؟ چرا به هنگام طرح سئوالات موهن به پیامبر اكرم (ص) در آزمون ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش به غیرت آنان برنخورد؟ چرا هنگامی كه جاسوسان انگلیسی با كت وشلوار اهدایی و بدرقه آقای احمدی‌نژاد به خانه‌هایشان فرستاده شدند كسانی‌كه تا چند روز قبل قصد اشغال سفارتخانه انگلیس را داشتند، اعتراضی نكردند و...؟ آیا اگر این اتفاقات در زمان دولت اصلاحات می‌افتاد باز هم سكوت، محافل آنان را در برمی‌گرفت؟ آیا بسیجی كه قرار بود «لشكر مخلص خدا باشد» این بسیج است؟ آیا واقعا بسیجیانی كه امام خمینی (ره) از خدا می‌خواست با آنان محشور شود، رانت‌خوار و وام‌دار قدرت بودند؟ شاید بد نباشد دانشجویان صادقی كه در بسیج دانشجویی دانشگاه ها فعالیت می‌كنند، اندك تأملی روی این پرسش‌ها داشته باشند، آنچه مشخص است مصلحت‌سنجی و اعمال استانداردهای دوگانه و توجیه اقتدارگرایی از صفات دانشجویی نیست. در پایان از تمامی دانشجویان عزیز می‌خواهیم كه اقدامات غیرقانونی، بدعت‌آمیز و منافی اخلاق بخشی از حاكمیت را به پای نظام جمهوری اسلامی ننوشته و اجازه ندهند اعمالی كه با هدف ایجاد دام دوگانه انفعال–رادیكالیسم در عرصه دانشگاهی صورت می‌گیرد، كوچكترین خللی در عزم ایشان برای تحقق آزادی، عدالت و اعتلای ایران اسلامی وارد آورد. شرایط بحرانی كشور در عرصه‌های مختلف ضرورت نقش‌آفرینی بیشتر دانشجویان را ایجاد كرده‌است و یقینا با بازخوانی اتفاقاتی كه پیش از انتخابات دور نهم ریاست‌جمهوری در سطح دانشگاه‌ها رویداد، می‌توان نكات عبرت‌آموزی آموخت. جریان اقتدارگرا با افزایش فشار به دانشجویان سعی در رادیكال كردن جریان دانشجویی داشت و متأسفانه برخی از فعالان دانشجویی در این دام افتادند و با طرح و انجام مسائل انحرافی نظیر ایجاد سایت اینترنتی رفراندوم، تحریم انتخابات بدون هیچ قید و شرط، حضور در رسانه‌های برانداز، شركت در محافل رسمی وغیر‌رسمی كشورهای بیگانه و...، باعث ضربه‌پذیر كردن جنبش دانشجویی شدند. شاید امروز روشن شده باشد كه این اعمال آب در آسیاب اقتدارگرایان ریختن بود و آن كارها به نام آزادی‌خواهی و به كام اقتدارگرایان شد. در این شرایط ضرورت دارد دانشجویان با پرهیز از هرگونه افراط و تفریط و لحاظ كردن سیری عقلانی در بیان خواسته‌ها و انتقادات، هرگز منافع ملی را فراموش نكرده و به منظور اصلاح كاستی ها و صیانت از جمهوریت و اسلامیت نظام از تمامی امكانات موجود نظیر انتخابات و گوشزد لزوم برگزاری آزاد ،سالم و عادلانه آن بهره گیرند. كمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران 16/9/86
19 آذر - 11: 07 19 - Dalga Khatinoglul
بنام خدا با سلام آقای مصطفی معین Trend News Agency respectfully and sincerely requests you answer the following question, we need Your comments on the issues of current importace. Your responses will be placed on the Trend website at www.TrendAz.com in English, Russian and Azeri languages, as well as in the world’s leading newsreels. Previously Trend has published interviews with Polish President Lech Kachinskiy, the Ukrainian President Viktor Yushchenko, Lithuanian President Valdas Adamkus, Romanian President Traian Basescu, Croatian president Stepan Mesich, Tajikistan President Emomali Rahmon, Prime Minister of Turkey Reccep Tayyip Erdogan and other dignitaries. خبرگزاری مستقل Trend از کشور آذربایجان مایل بود با شما در مورد مسائل پیرامون مسائل داخلی و سیاست خارجی ایران اسلامی مصاحبه ای داشته باشد. لذا از شما خواهشمندیم شماره تماس و فاکس خود را به ما ارسال نمائید. با سپاس فراوان و آرزوی سرفرازی هر چه بیشتر ایران عزیز مسئول اخبار مربوط به ایران دالغا خاتین اوغلو
20 آذر - 1: 52 20 - محمد مقدم
در انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران منتظر حضور مقتدرانه دکتر مصطفی معین هستم. مردی از جنس عدالت/آزادی/برابری. هنوز آن روزهای خوب را مرور میکنم که بر سردر ستادها نوشته شده بود دوباره می سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش.محکم و قوی باش.دکتر بهتر است یک تحلیل بیطرفانه هم از عملکرد دولت نهم داشته باشیم.خصوصا اینکه در بحث انرژی هسته ای بهتر از دولت آقای خاتمی عمل کردند.
20 آذر - 7: 07 21 - بيژن تيموريان
با سلام دوباره حضور محترم جنابعالي آقاي دكتر دو هفته اي از درخواست قبلي ام ميگذرد. مجددا" از شما دعوت ميكنم بر اين حقير منت گذاشته و از سايت شخصي ام بازديد كنيد. همچنان منتظر پاسخ شما نسبت به سوال طلائي مطرح شده در اين سايت هستم. در ضمن اگر به عنوان راهنمايي در مورد پاسخ آن سوال كتابهايي را معرفي كنيد ممنون ميشوم. www.stesmar.com E-mail : info@stesmar.com ***** سلام - عزیز جان من اقتصاددان نیستم ! از سایت زیبایت هم بازدید کردم ولی جائی برای گذاشتن پیام نیافتم! موفق باشی
20 آذر - 1: 48 22 - محمد
سلام دکترجان.امروز بالاخره مشکل مدارکم حل شد و راهی بانکها شدم تا تسهیلات بگیرم.سروحال و سرمست اول از بانکهای خصوصی شروع کردم فکرکردم مثلا بانک اول منو ول نمیکنه نه خیلی اینا دنبال مشتری هستند.خلاصه تا ظهز همه بانکهای دولتی و خصوصی شهرم را زیر پاگذاشتم.اما هیچ.بعد فکر کردم که شاید اتفاقی افتاده از روسای یکی از شعبات پرسیدم خیلی ناراحت گفت به خاطر سیاستهای اقتصادی دولت.رفتم سایت بانک مرکزی را نگاه کردم و اعلامیه منبع تامین تسهیلات را دیدم و ... حال دکتر من جوان که هزینه زیادی صرف مهارت کرده ام حال که به کاررسیده ام چرا باید چوب این مسائل رابخورم.بازهم مدتی بیکار...به نظر شما ما چه زمانی سیستم بانکی مناسبی خواهیم داشت یا اصلا بانکهای خصوصی ما کی بانک خصوصی درست و حسابی میشوند. دکتر جمله ای بگو تا شاید .... ***** سلام - وقتی اصل بر یکپارچگی از بالا تا پائین ست ! چرا بانک ها نباشند!
20 آذر - 11: 33 23 - faranak kheirandish
Dear Webmaster Your website 'drmoeen.ir' added to webgallery list ( http://webgallery.ir/1386/09/19/drmoeen/) . Webgallery is a nonprofit website which list best iranian website that have great design or technology. Our goal is improving iranian on web . You can support webgallery by putting our sign somewhere in your website and linking it to ' http://www.webgallery.ir ' . Regards FKH
21 آذر - 0: 13 24 - كيانوش
سلام خدمت دكتر عزيز به دولت امريكا و پرزيدنت بوش بايد تبريك گفت براي اجلاس ناپوليس.اميدواريم زمينه و بستر لازم براي صلح بين 2 طرف فراهم شود..متاسفم براي افرادي كه به خاطر تعصبات جاهلانه اين اجلاس رو محكوم ميكنند..و از برقراري امنيت در دنيا ميترسند..البته اميدوارم سانسور نفرماييد ***** سلام -یعنی واقعا" فکر میکنی آمریکا بفکرایجاد صلح وامنیت دردنیاست ویا منافع خود وهم پیمانانش!
21 آذر - 9: 38 25 - ابوذر
سلام شب شما به خير براي اولين بار است كه به سايت شما سر مي زنم بسيار عالي است موفق و مويد باشيد ***** متشکرم!
22 آذر - 2: 00 26 - حسين
سلام.خوبی ؟ پست واقعا قشنگی بود . بهت تبریک میگم. تا یادم نرفته بهت بگم که من اول دیماه واسه خدمت نظام وظیفه اعزام میشم. تو این مدت که نیستم به وبلاگم سر بزن و البته مثل همیشه نظر یادت نره . از آشنائی با شما و وبلاگ قشنگت خیلی لذت بردم. به امید دیدار مجدد . بای تا های ××××××××××××××××××××× اگه دلبستگیــا لحظــه ی آخـــر بذاره به تو می رسم به تو پولک نقره کوب ماه ! به تو می رسم به تو طلای این شب سیاه ! به تو می رسم به چشم ِ انتظاری که داری به تو می رسم به آغوش ِ بهاری که داری به تو که آینه ها محو تماشات می شدن شبای تیره چراغونی ِ چشمات می شدن ××××××××××××××××××××××× دلم واقعا برات تنگ میشه . به امید دیدار مجدد . ***** سلام - وبلاگ باحالی داری! امیدوارم سربازی هم خوش بگذره!
22 آذر - 10: 18 27 - آرمين
بهتر اول به فكر حقوق اوليه دانشجو ها باشيم بعد به 16 آذز فكر كنيم و در موردش نظر بديم ***** 16 آذربهترین فرصت برای دفاع ازحقوق دانشجویان است که آن هم جدا ازحقوق سایر شهروندان نیست.
23 آذر - 4: 20 28 -
استاد بزرگوار. جناب دكتر معين با سلام، یک طرح بزرگ فرهنگی در جریان است. برای فراگیر شدن این طرح به یاری بزرگوارانی چون شما نیازمندیم. لطفا همراهی فرمایید. برای اطلاعات بیشتر سایت زیر در دسترس است : http://tarhesimorgh.blogfa.com
23 آذر - 10: 56 29 - نادر
سلام دكتر ... ***** سلام و درود!
24 آذر - 8: 06 30 - علي سعيد
استاد محترم جناب دكتر عزيز: با سلام. چند پرسش از جنابعالي داشتم . 1-مدتي است كه در جبهه مشاركت عضو شدم ولي هيچ دعوت يا جلسه يا سخنراني در جهت آمادگي حزبي نمي بينم.( حتي يكي!). آيا شما هم در جبهه به رخوت دچار شديد؟ و يا افراد زير 5 سال سابقه را دعوت نمي كنند؟ يا شايد هم تنها براي انتخابات تنها چند روزي مي خواهيم فعال باشيم و بس! 2-از محل و زمان سخنرانيهاي فرد فرهيخته اي مثل شما چگونه بايد خبردار شويم؟ 3- چرا يك سايت روز نوشت مانند آقاي ابطحي نداريد؟ اين كار باعث ميشود همواره در جلوي چشم مردم و حرفهايتان آويزه گوش طرفداران آزادي باشد. دوستت داريم و اميد واريم حضرتعالي نيز در انتخابات مجلس شركت نمائيد. ***** سلام دوست عزیز - واقعیت این است که من خبری از برنامه های حزب مشارکت ندارم ودر آن نیزعضویتی نداشته ام. بهترست سوءالاتت را مستقیما" از خودشان بپرسید.من فعلا" برنامه های سخنرانی زیادی ندارم اطلاع رسانی در باره آت هم به علت نداشتن رسانه مناسب مشگل ست ! اشتغالات علمی و دانشگاهی اجازه نمیدهد که وبلاگ همواره به روز باشد و از ابتدا نیزیک سایت صرفا" سیاسی-خبری نبوده است.بیشتر باید دغدغه آزادبودن و سالم بودن انتخابات و صیانت از رای مردم را داشت تا اینکه چه کسی کاندیدا شود!
25 آذر - 3: 21 31 - حميد رضا شادروان
قكر كرديد با سانسور شما, اين واقعيت كه خاتمي و احمدينزاد هو شدند فراموش ميشود. ميخواهيد لينك فيلم اين دو واقعه را در اينترنت برايتان بفرستم و شما ببينيد كه چند بيننده داشته است. فكر ميكنيد سايت شما پر خواننده تر از يوتيوب است و ميتواند وقايع تاريخي را تخريف كند؟
27 آذر - 3: 06 32 - امير
سلام آقاي دكتر معين من از ارادتمندان جنابعالي و از اعضاي هيأت علمي دانشگاه هستم . واقعا به دوران گذشته تصدي شما در وزارت علوم حسرت مي خورم . الآن وضعيت دانشگاهها بسيار اسفبار است. با سپاس از شما همواره در خاطره ها ماندني خواهيد بود ------------------------- گر چه دوريم به ياد تو قدح مي گيريم بعد منزل نبود در سفر روحاني ***** سلام -نظرلطف شماست،ولی خود دانشگاهیان هم قدر خودشان را ندانسته اند! تاچه رسد به اغیار! موفق باشید.
28 آذر - 0: 08 33 - سر درد
بوش يا احمدي نزاد؟!! كدام را قبول كنيم؟!!!! ***** دنبال درد سر میگردی ! ؟ هیچکدوم ، خودت رو قبول کن!
28 آذر - 11: 34 34 - وجدان!
جناب دكتر معين چن سالتونه؟ عمر مفيد انسان چقدره؟ (عمر مفيد يني عمر عادي.يني عمر بدون سرطان و سكته و تصادف و زلزله و ريزش كوه و نميدونم ايدز و صدتا زهرماري ديگه...) عمر اگه جاودان بود به پيغمبر ميدادن! همه مون ميدونيم خدايي هس.همه جا.بهمون هم گفته كه بازخواست ميكنم همه كاراتون رو... پس چرا باز غافليم!؟ چرا يقين پيدا نميكنيم؟ ديگه وقتش نشده از خواب پاشيم؟ . ميگن اوني رو كه خوابه ميشه با يه تلنگر كوچيك از خواب بلند كرد. ولي اوني كه خودشو زده به خواب رو هيچ جوري نميشه بيدار كرد... . نمك.نمكدان.شعور.غيرت.وطن.دين... . كوچيك هرچي مردهآ(با ميم كشيده!) ***** وجدان گرامی! - غفلت از یاد خدا غفلت ازخود را به دنبال داره ! برای بیدارشدن از خواب غفلت هم بازباید از خدا کمک گرفت و تلاش کرد، موفق باشی!
28 آذر - 7: 21 35 - سهرابي
اگر مسائل انتقادي را دوست داريد . ولي انتقاد از نوع سازنده و دوست داريد اين نوع انتقاد كردن را ياد بگيريد به فيلتر نشده سر بزنيد.
28 آذر - 10: 53 36 - mohamadali abtahi
سلام. عید سعید قربان مبارک باشد. شادی و سربلندی را برای شما و خانواده و دوستان از خداوند خواهانم. سید محمد علی ابطحی ***** با سلام ودرود- متشکرم،این عید فرخنده بر شما وخانواده گرامی وهمه مردم مبارک باد!
28 آذر - 10: 55 37 - حميد
سلام آقاي دكتر تو انتخابات شركت بكنيم يا نه با اين همه ادا و اصولي كه جنتي و ديگران در مي آورند شما هم كه انگار فعاليت سياسي را گذاشته ايد كنار ***** سلام - حق با شماست،این اوضاع و سوابق انتخابات گذشته تردید برانگیزست، ولی آیا این به معنای کنار گذاشتن فعالیت سیاسی ست و یا نوعی تامل و اعتراض؟
29 آذر - 2: 36 38 - ساسان آقايي
او گفت که منتقدان خود را بخشیده و حتا مغرضان و مافیای سیاسی را نیز «حلال» کرده است؛از لطفت ممنونم آقای احمدی نژاد اما صادقانه می گویم که به عنوان یک "شهروند ایرانی" شما را هرگز حلال نخواهم کرد و نمی بخشایم...نمی توانم حلالت کنم،چون تمامیت ارضی سرزمین عزیزم را پیش رویت به چند لبخند و کرمشه ی سران فاسد عربی حراج زدند،سکوت کردی اما بدتر ماجرا این جاست که امروز از آن دفاع هم می کنی...حتم دارم که خیل بزرگی از مردم بزرگوار ایران،شما را حلال خواهند کرد و می بخشایند،انشاا...،نوش جانت اما حتم دارم که دسته ای نیز هستند که نه دیروز،نه امروز و نه فردا،با هیچ تردستی و شگردی شما را نمی بخشند.فکر کردی،به خانواده ده ها دانشجوی زندانی که پای گیرنده تلویزیون،جای خالی پسران و دختران شان را حس می کردند؟
29 آذر - 2: 11 39 - سروش
سلام دكتر. فكر كنم انتخابات اين دفعه يا اصلاح طلبان نمي توانند بيايند يا اگر بيايند كه ميانه رو ها مي آيند به نظر شما به ميانه رو ها مي شود اميدي به اين اصلاحات داشت؟ من كه فكر نمي كنم! به هر حال ممكنه جواب شما ترديد بسيار زياد من در مورد شركت در انتخابات را پاسخ دهد. گرچه احتمال شركتم كم است. راستي عيد قربان مبارك! اگر حس عرفه پيدا كرديد ما را هم دعا كنيد كه بد جور محتاجيم..... يا علي ***** سلام -محتاج به دعای دوستانم! موفق باشی
29 آذر - 6: 48 40 - علي شكوري راد
سلام از مصاحبه استفاده كردم و ارادت پيشين افزوده گشت. خاطره آن روز تلخ شورايعالي انقلاب فرهنگي كه آئين نامه مترقي وزارت علوم در مورد فعاليت تشكل هاي دانشجويي را ابتدا با اضافه كردن پسوند اسلامي از شمول انداختند و سپس در جلسات بعد جهات حسنش را نابود كردند از ياد نمي رود. اگر آئين نامه پيشنهادي تصويب مي شد امروز شاهد بسياري از نابساماني ها نبوديم. سالم و سر بلند باشيد. ***** سلام - وبلاگ شریفتان مبارک ! ونیزعید اضحی.با تشکر
30 آذر - 9: 07 41 - Farshad ghorbanpou
Salam Shab yalda ie shoma mobarak. Paiyandeh bashid Farshad ghorbanpour
2 دی - 0: 16 42 - حميد حسيني
سلام... دكتر معين پايبند بودن به عقيده سياسي در هر شرايطي واجب است حتي شرايط سخت.ولي داشتن يك وجهه سياسي خوب و داشتن محبوبيت واجت تر از پايبند بودن به عقيده سياسيت.
توسعه علمی - شرط بقا!
به كدامين گناه...؟! - باي ذنب قتلت؟
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢