چهارشنبه 18 اردیبهشت 87 :: April 11, 2008 

حاکمیت ، نخبگان ومردم – نقد وارزیابی (۱)


قبلا" و در اولین سالگرد (۲۷/۳/۸۵) نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در۵ پست پیاپی با عنوان "بحران در بحران" سعی کردم بیشتر با الگوئی علمی به تجزیه و تحلیل قوت ها و ضعف های درونی مدیریت کشور با توجه به بحران های فزاینده سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، امنیت ملی وروابط خارجی ایران بپردازم. سپس بر پایه تحلیل و بررسی فوق ، مهمترین راهبردها و راهکارهای پیشگیری و برون رفت از بحران های دامنگیر کشور در سطوح نگرشی ، ساختاری ، و رفتاری ارائه گردید.
البته همه اینها بیشتر طرح "مسئله" بود و"تیترها" یا "عنوان ها"ئی برای فکر کردن جدی تر چه درنقد، چه دربرنامه ریزی و چه در فعالیت سیاسی یا اجتماعی وعلمی. من به عنوان یک پزشک درکم از مسائل مختلف جامعه این است که تشخیص درست درد مقدمه ضروری "درمان درست" است ولی ما به این اولی کم بها داده ایم . شاید فکر می کنیم دردها را درست تشخیص داده ایم ولی این هم از آن اشتباههاست ، دردهای ما مزمن و ریشه دار است ، لذا بسیاری از مواقع آنها را غلط می فهمیم و طبیعتا" غلط هم نسخه می دهیم. نسخه وداروهای غلط هم کم پرعارضه نیست ، عوارضی چون خرافه گرائی بجای رشد و آگاهی ، تعصب و تحجر بجای تدین و دین پروری،گزافه گوئی ودروغ بجای صداقت ودرستی ، ریا و تظاهر بجای صدق و صفا ، سوءظن وخشونت بجای انسجام و اتحاد ، ناامنی و تنگدستی بجای امنیت و رفاه ، پس رفت و افول بجای پیشرفت و ترقی ، و......!!!
حرف امروزمن این است که در ادامه همان بحث ها بازگردیم بر سر دردها و مشگلات اساسی که جامعه با آنها درگیر است و برهمان اساس راههائی را که پیموده ایم به نقد همه جانبه بگذاریم. ما پس از دوم خرداد ۷۶با دو موج پیروز اصلاح طلبانه دیگر در انتخابات اول شوراها و مجلس ششم روبرو بودیم اما از آن پس با پشت سر گذاشتن انتخابات شورای دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ، تجربه دو انتخابات دیگریعنی شورای سوم و مجلس هشتم را داشته ایم و پیامدهای آنها و پس رفت شرایط جامعه و کشور را نیز شاهد بوده ایم.
سه انتخابات اولی در دولت اصلاحات و دو انتخابات اخیر در دولت کنونی برگزار شده است. کیفیت نظارت و اجرا ، ضوابط و ساختار ، و نتایج انتخابات در هر مورد مشخص است ومتولیان و ذینفعان را در سه گروه زیرمی توان تقسیم بندی کرد:
۱ -حاکمیت ( اعم از اندیشه غالب در حکومتداری و قوای سه گانه)
۲ -نخبگان (دانشگاهی ، فرهنگی ، روشنفکر و فعال سیاسی – اصلاح طلب یا محافظه کار)
۳- مردم ( شهری و روستائی ، فقیر وغنی ، تکنوکرات و بورکرات ، دارای کار یا بیکار!)
طبیعی است که نوع و سطح مسئولیت و میزان پاسخگوئی سه گروه فوق متفاوت باشد: هر که بامش بیش ، برفش بیش!. بیشترین مسئولیت متوجه حاکمیت است آن هم به دلیل اختیارات گسترده حکومتگران و منابع مالی و قدرت بی اندازه سیاسی حکومت! ونخبگان به دلیل آگاهی و تاثیرگذاری و اعتماد نسبی مردم به آنان. البته مردم نیز متناسب با سطح آگاهی و توان خود مسئول وضع موجود هستند. این مسئولیت ها بدون تردید ضرورت پاسخگوئی را بهمراه دارد و هرگونه عدم پاسخگوئی هم در دادگاه وجدان عمومی و افکار عمومی جامعه و هم در دادگاه عدل الهی به حکم قطعی و غیر قابل فرجام منجر می شود که راه گریزی هم برآن متصور نیست .
اکنون به مصداق اصل اعتقادی " به حساب خود برسید قبل از آن که حساب شما را رسیدگی کنند! ( حاسبوا قبل ان یحاسبوا) ، بهتر نیست که صادقانه و منصفانه و البته به شیوه ای علمی و بدون طفره رفتن و توجیه گری یا فرافکنی ، خود را نقد وارزیابی نمائیم ؟!
منظورم از "خود" و "نقد خود" این است که نه خود را ازدائره نقد بیرون بگذاریم ونه آنقدر مسائل را مبهم و غیر علمی ببینیم که بودن ونبودنشان در تشخیص علی السویه باشد.
قصد دارم به امید خدا در سه پست بعدی نکاتی را برسم "تذکر" و یا بهتر بگویم به عنوان موضوعات یا تیترهائی که به تجربه این ایام دریافته ام خیلی مهم هستند و باید بصورتی علمی مورد توجه قرار گیرند برای خودم و مخاطبانم هر آنکه هستند و در هر کدام از سه گروه حاکمیت ، نخبگان و مردم که باشند ، یادآوری کنم.
دراولین پست بعدی به "حاکمیت" می پردازیم و من مایلم مثل همیشه از همفکری و نظرات شما دوستان عزیزم استفاده کنم و جمعبندی نظرات خودم و شما : " نقد و ارزیابی بینش و روش حکومتگران کشورمان باشد.
" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما"


وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™