نوروز باستانی ، بزرگترین جشن ملی و آیین کهن ایرانیان را که با زاد روز فرخنده پیامبرآگاهی و رحمت (ص) و امام دانش و صداقت (ع) آراسته شده است، به شما دوستان شفیق تبریک و تهنیت می گویم.
*****
رویش سبزه و گیاه و شکوفایی گلهای بهاری، نماد زایندگی و باروری و بالندگی است، از این رو ایرانیان فرزانه و خردمند و یکتاپرست دوران باستان، آغاز بهار طبیعت را با "جشن ها و آیین های نوروزی" گرامی داشته و با نیایش به درگاه پروردگار جهان به شادی و سرور می پرداختند:
سر سال نو هرمز فرودین *** بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان شادی بیاراستند *** می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار*** بمانده از آن خسروان یادگار
(شاهنامه فردوسی)
"نوروز" ، روز نخست فروردین ماه، جشن پایان زمستان و دوره رهایی زمین و آسودگی انسان ها از رنج و سختی سرما و آغاز دوباره زندگی است. نیاکان ما شادی را بزرگترین نعمت خداوندی می دانستند که در آیین آنها از ارزش و اهمیت بسیار برخوردار بوده است.
نوروز روزگار نشاط است و ایمنی *** پوشیده ابردشت به دیبای ارمنی(منوچهری)
از جمله آیین های این جشن پر رمز و راز تا چهل - پنجاه سال پیش، به راه انداختن "میر نوروزی" بود که به منظور بازی و سرگرمی در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پایین ترین قشرهای اجتماعی می سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کردو فرمان های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می داد. آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود وهیچ کس از او بازخواست نمی کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است. در واقع "حاجی فیروز" امروزی بازمانده "میر نوروزی و حاکم پنج روزه ای" است که به عنوان یک "طنز تاریخی" از گذشته های دور به یادگار مانده است. به نظرم این سرگرمی طنزگونه و انتقادی که امروز هم شکل های دیگری از آن را در پیامک های تلفن همراه دریافت می کنیم، نشانه ای از گسل و "شکاف تاریخی دولت - ملت" در کشوری است که مردم آن صدها سال از جور و ستم و جهل حکام خودکامه در رنج و گزند بوده اند.
اکنون بجاست که دعای ما در نوروز ٨٨ و در لحظه های تحویل سال نو توفیق تلاش فکری و عملی بیشتری باشد برای :
۱- خارج شدن کشور از شرایط پر مخاطره کنونی
٢-اصلاح فرهنگ و بینش خودکامگی، ستمگری و ستم پذیری
۳- اصلاح ساختار نظام اجتماعی و حکومتی
٤- ترمیم تدریجی شکاف های عمیق تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی موجود
٥- حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش در انتخاباتی آزاد، سالم و رقابتی عادلانه.
به امید خدا، بحث و گفتگوی ما در این زمینه در پست بعدی ادامه خواهد داشت!
"یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال"
*****
"ارادتمند و دوستدار همیشگی شما"