12 اردیبهشت
نقد و ارزيابي حاكميت (٢)

دوستان عزيزم! قرار گذاشته بوديم كه در باره نقش ومسئوليت سه ركن "حاكميت ، نخبگان و مردم" در پيدايش اوضاع آشفته و بحراني كشور به بحث و گفتگو وتبادل نظر بپردازيم. قبلا"گفته شد كه انسان مسئول آفريده شده و هرچه برميزان آگاهي و دانش ، دانائي و خرد ، ايمان و تعهد اخلاقي ، توانمندي هاي سياسي- اجتماعي و يا امكانات مالي ومادي او افزوده شود ، بهمان نسبت هم به "مسئوليت ها" والزام هاي اوبه "پاسخگوئي" افزوده خواهد شد. بنابراين ازپاسخگوئي ، مواخذه ونقد صريح درنزد وجدان وافكار عمومي ودربرابر خداوند گريزي نيست و نپرداختن به اين نقد مخاطراتي دارد كه دامنگيرهمگان خواهد بود. بهتراست قبل از آنكه به حسابمان رسيدگي شود ، بدون طفره رفتن، توجيه گري يا فرفكني ، خودمان را درمعرض نقدبي طرفانه وآشكار قرار دهيم ، به تعبير زيباي حافظ :
" هيچ كس بي دامن تر نيست ،اما ديگران +++ بازمي پوشند وما برآفتاب افكنده ايم "

*****
....... و نيز قرار گذاشته بوديم كه اين "ارزيابي" را با همفكري شما واز نقد "حاكميت" آغاز كنيم. من در همين جا صميمانه از پيشنهادها ، انتقادها ، اظهار محبت ها و نظراتي كه ارائه كرده ايد سپاسگزارم. دوستاني در همين وبلاگ تاكيد داشتند برچند نكته ازجمله :
١- جدا نبودن عملكرد حاكمان ازآنچه مردم استحقاق آن را دارند
٢- فرهنگ عمومي خودكامه ساز و نقش مخرب اطرافيان برسيره حاكمان
٣- تاثير سوءظن و كينه توزي حاكميت دربرخورد با مخالفان
٤- خط كشي بين خودي ها و غيرخودي ها
٥- امنيتي شدن فضا وافزايش تصاعدي تعداد ناراضي ها
٦- " الملک یبقی مع الکفرولایبقی مع الظلم"
٧- نقش دولت ها درافزايش ويا كاهش سرمايه اجتماعي به عنوان مهمترين عامل توسعه و پيشرفت كشورها
... و برخي موارد ديگراظهارنظر كرده اند كه درجمعبندي نهائي از آنها بهره گيري خواهد شد.

*****
همچنين از راهبردهائي(استراتژي ها) كه دوسال قبل سعي شد با الگوئي علمي درزمينه پيشگيري و برون رفت از بحران هاي دامنگير كشور درهمين وبلاگ مطرح شود نيز استفاده شده است. بر اساس اين دو منبع و نيز تجربه هاي بعد ازآن تلاش خواهم داشت كه نقد وارزيابي حاكميت هرچه عيني تر و ملموس تر باشد. اين نقد را مي توان درچند زمينه طبقه بندي كرد:
نقد اول - فقدان نقش پدرانه حكومتگران براي آحاد ملت ، نبود تحمل و بردباري نسبت به مخالفان ومنتقدان و حسن ظن نسبت به نخبگان وعموم مردم ، عدم تلاش عملي دراتحاد وانسجام ملي ، دوري ازصداقت و راستگوئي درمواجهه با افكارعمومي ، تظاهر وطلبكاري از مردم وعوام زدگي و پرمدعائي درعمل ازمهم ترين شاخص هاي منفي وضعف هاي حاكميت درايران است. برخي ازنشانه ها ونمونه هاي اين ضعف را امروز مي توان در موارد زيرديد:
١- تخریب بنیان های فرهنگ ایرانی واسلامی وازبین بردن خلاقیت های فردی واجتماعی درنظام آموزش وپرورش، رادیو وتلویزیون وتبلیغات فرهنگی
٢- نگاه حکومت به ملت اززاویه خودی وغیرخودی، بدبینی نسبت به روشنفکران، نخبگان، متخصصان، دانشگاهیان، فعالان سیاسی- اجتماعی، فعالان حقوق زنان، فعالان دانشجوئی، روزنامه نگاران،روشنفکران، اقوام ومذاهب و....
٣- سوءظن درنگرش ورفتارو خشونت با مخالفان
٤- مداخله بی رویه درحوزه خصوصی
٥- بی اعتمادی بویژه نسبت به جوانان وتضعیف سرمایه وامنیت اجتماعی
٦- اتهام های بی پایه دراحکام قضائی، گزینش های غیرقانونی، بررسی سلیقه ای وجناحی صلاحیت ها ، تشکیل مکرر کمیته های انضباطی دانشجوئی
٧- تحقیر شهروندان وبرخورد نامناسب ودورازشان وکرامت انسانی بامراجعان درسطوح مختلف حکومتی وادارات ونهادهای رسمی
٨- دادن شعارها ووعده های عاری از واقعیت همراه با انکارمشگلات واقعی،عوام زدگی ومردم فریبی!(پول نفت وسفره مردم، نفی بیکاری وتورم، بزرگنمائی پیشرفت های علمی وفنی، خیال بافی وخرافه گرائی مذهبی
٩- تخطئه تلاش های گذشتگان وتجربه های ملی وجهانی
و...!!؟ که نمونه ای ازضعف های اساسی در حاکمیت ومدیریت کشوراست.
و.... با اجازه شما ادامه نقد هم بماند برای شماره بعدی! وامیدوارم که مثل گذشته وبیش ازآن ازنظرات وپیشنهادهای شما استفاده کنم.

*****

" ارادتمند ودوستدارهمیشگی شما"


13 اردیبهشت - 0: 14 1 - عمار قاسميان عزيزي
سلام جناب آقاي دكتر . كاملا با اين پست موافقم . اي كاش به موارد حساس تر هم اشاره ميكرديد . پايدار و سرباند باشيد . ( ميسازيمت اي ايران مقدس ) ***** سلام عمار عزیز- شما هم می توانید مطرح کنید ،تردید نکنید.موفق باشید.
13 اردیبهشت - 4: 12 2 - میم جیم
13 ارديبهشت: زندگي مبارزه اي است ،با آن مواجه شويد.آن را تجربه كنيد. زندگي رويايي است آن را دزك كنيد! زندگي بازي و مسابقه است آن را بازي كنيد.! زندگي عشق ايت از آن لذت ببريد!
13 اردیبهشت - 4: 51 3 - میم جیم
سلام -بر آقاي معين گرامي- مشتاق خواندن اين پست بودم و مطابق انتظارم هماني بود كه فكر ميكردم . متاسفانه دامنه و شدت بيماري هاي روان تني و... در جامعه به حدي بالا رفته كه بسياري از مردم كنترل عادي زندگي خود را از دست داده اند . بدبختانه در جزيي ترين دلخوشي ها و حريم هاي خصوصي دخالت هاي بي جا ميشود . واقعا نميدانم اين جا واقعا كشورم است يا زنداني به نام جمهوري اسلامي براي اكثريت مردم . به جرات ميتوان گفت كه نه تنها در هيچ زمينه اي راه را براي كسي و بالاخص براي يك جوان هموار نميكنند بلكه ظاهرا تمام هم و غم دولت و حكومت گران شده است آزار دادن مردم از هر طريقي.من هر چه قدر فكر ميكنم متوجه دلاليل اين كارها و بي حرمتي ها و بي شخصيت كردن شهروندان نميشوم.اگر بهانه اسلام و شئونات اسلامي است متاسفانه به جرات ميتوان گفت هيچ نشاني از اسلام واقعي نه در اكثريت مردم ميتوان ديد نه در دولت مردان و حكومت گران.مالزي هم كشوري مسلمان است همه ميدانيم كه با حفظ ارزش ها اسلامي و انساني تا چه اندازه و با چه سرعتي در حال پيشرفت است. ،اما گويا كساني واقعا در پشت پرده و در جلوي انظار هستند كه به خاطر خودخواهي و افكار .... خود كشور را به سقوط تا بينهايت زير صفر از هر جهتي كشانده اند.به قول معروف وقتي به بن بست ميرسيم دنيا را تمام شده ميبينيم. و ميگوييم- آره فلان سال سنگي به كره زمين شايد بخوره و زمين از بين بره يا منجي مياد خلاصمون ميكنه يا نوستراداموس گفته... ،شاه نعمت الله اينو گفته و.....درست است كه بدي در همه جاي جهان گسترش يافته، اما واقعا دنيا آنگونه كه فكر ميكنيم در حال تمام شدن نيست .ولي ظاهرا دنيا براي ما ايراني ها هميشه در حال تمام شدن است . با توجه به پست هاي قبلي من هم چون شما راهي ديگر را انتخاب ميكنم.توجه به خود ،تعمق و ريشه يابي مشكلات .كمتر انتظار داشتن از ديگران و بشتر انتظار داشتن از خود. بالا بردن سطح عمومي شعور جامعه ،تشريح حقوق اوليه انساني تلاش براي عرفان و شناخت از خويشتن.با توجه به فضاي شديدا امنيتي كه هر چيز را چون طوفاني فاشيسمي از جلو راه خود بر ميدارد يكي از راههاي مبارزه با اين وضعيت خطير را همدلي و اتحاد،گسترش دادن فضايل انساني با تكيه بر قدرت الهي ميدانم. ***** سلام - ازاحساس مسئولیت واظهارنظرتان سپاسگزارم. پیروزباشید.
13 اردیبهشت - 4: 53 4 - میم جیم
13 ارديبهشت-زندگي مبارزه اي است،با آن مواجه شويد .آن را تجربه كنيد.
13 اردیبهشت - 10: 30 5 - بيژن تيموريان
در نقد اول و عبارت اول به فقدان نقش پدرانه حكومتگران براي آحاد ملت اشاره كرديد كه تنها سرچشمه اوضاع آشفته و بحراني كشور است كه با گذشت سي سال از نظام مي توان در مورد آن كتاب ها نوشت اما از آنجا كه مقام رهبري فرموده اند اينقدر مشكلات را بازگو نكنيد چون ما از شما به آن ها آگاه تريم من فقط اشاره اي كنم به اوضاع اقتصادي و مورد خطاب قرار دهم آن كساني را كه مي گويند اقتصاد پيچيده است .اقتصاد درك رابطه بين عرضه و تقاضا است در سطح كشور منتها مي بينيم در قانون اساسي برداشتي كه از اقتصاد شده است اين نيست كه ايراني با پول نفت آقاي زمين شود بلكه خدمتگزار مردم دنيا باشد در سايتم اين موضوع را بيشتر توضيح داده ام.http://www.stesmar.com
13 اردیبهشت - 0: 21 6 - رحيم همتي
با سلام و درود فراوان به اطلاع عالي مي رسانم كه سايت شخصي دكتر حبيب الله پيمان دبير كل جنبش مسلمانان مبارز افتتاح شد.
13 اردیبهشت - 6: 27 7 - مجتبي
سلام دكتر ... باز هم خسته نباشيد . . . با وضعيت كنوني جامعه ديگر نايي نمانده است كه نظر بدهيم .موفق باشيد . ***** سلام - خدا قوت ! سلامت باشید.
13 اردیبهشت - 8: 41 8 - کارل مارکس
"طبقه کارگر ميداند که بايد از مراحل مختلف مبارزه طبقاتی عبور کند. او ميداند که تفوق شرايط کار آزاد و اشتراکی بر شرايط بردگی کار نياز به زمان دارد. اين طبقه واقف است که (تحول اقتصادی)نه تنها در گرو تحول در توزيع است، بلکه همچنين مستلزم يک سازمان جديد توليد هم هست؛ يا بعبارت ديگر، [اين تحول مستلزم] رها ساختن اَشکال اجتماعی توليد در کار سازمانيافته کنونی (منبعث از صنعت کنونی) از قيد و بند بردگی و از خصلت طبقاتی کنونی آنها، و نيز هماهنگ نمودن آنها در سطوح کشوری و بين‌المللی است. کارگران ميدانند که اين کار نوسازی بارها بخاطر مقاومت منافع انحصارطلبانه و خودخواهی‌های طبقاتی ترمز خواهد شد و از آن ممانعت بعمل خواهد آمد. آنها ميدانند که "عملکرد خودبخودی قوانين طبيعی سرمايه و مالکيت ارضی" تنها طی يک پروسه تکامل شرايط نوين جای خود را به "عملکرد خودبخودی قوانين کار آزاد و اشتراکی" خواهد داد؛ درست همانطوری که "عملکرد خودبخودی قوانين اقتصادی برده‌داری" جای خود را به عملکرد خودبخودی قوانين اقتصادی سرواژ" داد. اما کارگران در عين حال واقف هستند که از طريق شکل کمونی سازماندهی سياسی ميتوان در اين راه گامهای بزرگی برداشت، و ميدانند که زمان آن فرارسيده است که اين جنبش را برای خود و بشريت آغاز کنند." ***** سلام - اگرجسارت نباشه ! این نظریات اکنون به تاریخ پیوسته است وفقط درکتاب ها وموزه ها می توان آنها را یافت ! ودرزمان حیاتش نیزنتوانست پاسخگوی نیازهای مادی ومعنوی جامعه انسانی باشه !
13 اردیبهشت - 9: 02 9 -
Tabriz dar defa az khalij fars be pa khast.
14 اردیبهشت - 3: 46 10 - میم جیم
2کلمه از وبلاگ آقای الف نون: از بازی با کلمات و فريب افكار عمومي بیزارم و به واقعیات زندگی مردم، بیش از تصورات خيالي از پشت ‏درهاي بسته، توجه دارم و خود را در برابر مشکلات واقعی مردم مسئول می دانم. از این رو همراهی با توده ‏های واقعی مردم را به عضویت در حلقه های خاص با دغدغه های خاص ترجیح می دهم.‏ از دوستان به ‏نحوی و از دشمنان به نحوی گلایه کنم که اگر راه را بر نوآوری باز نکنیم و اگر بر این ترس غلبه نکنیم ایران ‏عزیز نخواهد توانست عقب ماندگی تاریخی یکی دو قرن اخیر در عصر قاجار و پهلوی را از راههای میان بر ‏جبران کند همکاران قبلی و فعلی من در دولت، از این همکاری، تصور یک مسابقه ماراتن امدادي رادارند که بین راه ‏مشعل را یکی به دیگری می سپارد. هدف اصلی هیچ یک از ما بقاء در دولت نیست بلکه خدمت به ملت است.‏ متاسفانه آقای معین ، در کمال خونسردی با خودش و مردم صداقت نداره. چه بگویم از باری افکار...چه بگویم؟ ***** سلام - بیشتر باید تامل نمود وعبرت گرفت ! خداوند صبر وپایداری دهد. موفق باشید.
14 اردیبهشت - 5: 11 11 - درویش (عارف)
سلام خیلی ممنون از چنین بحث های مفید و پژوهشگرانه ای. مهم ترین دغدغه ی ما باید دغدغه ی آزادی بیان باشه اگر فرهنگ نقد و پاسخگویی در ایران نهادینه شده بود و از نفر اول کشور تا پایین خودشون را ملزم به پاسخ دادن می دانستند خیلی از مشکلات ما حل می شد اگر فلان کارمند در برابر ارباب رجوع موظف به پاسخگویی باشه خیلی از بی حرمتی هایی که نسبت به شأن و کرامت انسانی میشه از بین میره. وقتی من ِ نوعی میروم توی اداره ای و اون کارمند، الزامی نداره تا به من ارباب رجوع توجه کنه، نه کارمو انجام میده، نه درست برخورد میکنه جواب سر بالا هم میده؛ اما اگر موظف باشه به پاسخگویی چنین اتفاقی نمی افته و از طرف دیگه اعتماد ارباب رجوع هم جلب می شه و اون هم با کارمند درست برخورد می کنه. در مورد مقامات بالا هم همین طوره اگه وزیر، وکیل، رییس دولت ووو از پاسخ دادن به نهادهای دموکراتیک و مطبوعات و سایر رسانه های آزاد در امان نبودند دیگر خبری از شعارهای توخالی و آمارهای غلط، اتهام های بی پایه، تخلفات سنگین و فساد ووو نبود اگر کارها شفاف باشد هیچ متخلفی در امان نمی ماند و کسی در حاشیه ی امنیت نمی ماند که بخواهد دل بخواهی هرکار خواست بکند. عدالت اجتماعی از دموکراسی می گذره شک نکنیم! تا زمانی که دموکراسی نباشه عدالت هم نهادینه نمی شود. باید به پاسخگویی بها داد و این تا زمانی که حکومتگران نخواهند در جامعه جا نمی افته در جوامعی که رهبران از پاسخ دادن شانه خالی می کنند، تصور بر این ست که پاسخگویی صرفا دیالوگی ست بین بازپرس و زندانی و نه بیش تر! در حقیقت پاسخگویی یک تابو به شمار می رود این تابو باید شکسته شود دیر یا زود هیچ راهی نداریم! باید از شخص اول در برابر نهادهای دموکراتیک و رسانه ها بایستد و جواب ِ سوال بدهد تا پایینی ها تا هم پاسخ دهنده ها نقدپذیر شوند هم سوال کنندگان، درست، نقد کردن را بفهمند. ما ملت پاسخگو و نقادی نیستیم ولی باید روزی درست شویم. قطعا توسعه ی سیاسی برای مردم آب و نان می شود. من هم از دوستان می خواهم : لطفا کامنت ها را در رابطه با نوشته های دکترمعین بگذارید اين طور بهترست! ***** سلام -ازمشارکت فعال شما متشکرم ، حتما" درجمعبندی نظرات ونقد وارزیابی ازآنها استفاده خواهد شد.موفق باشید.
14 اردیبهشت - 10: 48 12 - ميم جيم
14 ارديبهشت: شما همگي اعضا يك خانواده واحد جهاني هستيد كه با مذهب عشق به هم پيوسته ايد
14 اردیبهشت - 11: 39 13 - سید حسین انواری
خرد هرکجا گنجی آرد پدید زنام خدا سازد آن را کلید خدای خرد بخش بخرد نواز همان ناخردمند را چاره ساز جناب آقای دکتر معین ، سلامً علیکم به نظر می رسد یکی از راههای دستیابی به یک نتیجه علمی ، عینی و شفاف در خصوص مسئولیت حاکمیت در پیدایش اوضاع آشفته و بحرانی کشور ، ارزیابی ومقایسه آماری هزینه و فایده عملکرد مدیران ارشد کشورمان با حکومتهای کشورهای تقریبا هم عرض ( از نظر وسعت ، جمعیت ، امکانات ، اعتقادات و نیزتبعات مشکلات طبیعی و یا تحمیلی و ناخواسته در آن کشورها، مثل زلزله ، بحران وجنگ ) مثل ترکیه و یا مالزی دریک دوره 20 ساله ، باشد . مثلاً کشور لائیک و غیر مدعی اسلامی و فاقد نفت ترکیه و معروف به حکومت نظامیان ، درمحورهای سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، در 20 سال گذشته از کجا به کجا رسیده است ؟ سطح رفاه و تامین اجتماعی و رضایتمندی مردم را تا چه حدی تامین کرده است ؟وضعیت حقوق بشر و آزادی های طبیعی مردم چگونه بوده است ؟مشکلات و آسیبهای اجتماعی را چگونه کنترل و مهار کرده و یا نظامیان تا چهش سطوحی از مدیریت کشور پیش رفته اند ؟ چطور در دنیا مطرح شده و منافع ملی را چگونه تامین کرده است ؟ چه اندازه جوانان را به دین متمایل کرده اند ؟ کدام یک از موضوعات نگران کننده مثل فاصله ویا به عبارتی گسست نسلها و موضوعاتی نظیرفقر، فساد ، فحشا ، بیکاری ، اعتیاد و از این قبیل دغدغه و نگرانی آحاد مردم آنهاست ؟ مقامات ارشد واجرائی آنها چه مقدار در رسانه ها حضور داشته و مردم را نصیحت می کنند ؟ آیا روابط فامیلی جای ضوابط راگرفته و رانت خواری و به اصطلاح پارتی بازی به صورت یک هنجار مسلم اجتماعی تلقی می شود ؟ ثروت و سرمایه مقامات این کشور در 20 سال گذشته چقدر افزایش یافته است ؟ این کشور در دنیا چقدر دشمن دارد و .... سپس نتیجه حاصله را با تعهدات و وظائف مصرح حکومتگران کشورمان ، در قانون اساسی ، که میثاق حکومت با مردم است ، سنجیده شود دراین صورت فاصله آن چه "باید" و آن چه انجام شده است پیش رو قرار خواهد گرفت و نتیجه مطلوب بطور طبیعی حاصل می شود .شاید اشکال ، جای دیگریست ! ***** سلام دوست گرامی - آری مساله اصلی ، عدم برخورداری کافی یا لازم !؟ از خرد ، دانش ، مدیریت ،اخلاق ، وتلاش واستقامت در رسیدن به اهداف است ! مقایسه ها نیز این را تایید می نماید. موفق باشید
15 اردیبهشت - 0: 03 14 - ميم جيم
15 ارديبهشت: در جستجوي كشف بدي در ديگران نباشيد ، در مورد بدي ديگران صحبت نكنيد زيرا اين كوشش و تلاش اذهان شما را تيره خواهد كرد.
15 اردیبهشت - 5: 47 15 - وحيد
سلام آقاي دكتر.حق با شماست.با هاتون موافقم.آقاي دكتر شرايط كشور عوض شده.طرح به اصطلاح امنيت اجتمايي شرايط اقتصادي سهميه بندي بنزين قضيه مرگ مشكوك زهرا بني عامري سنگسار غير قانوني جعفر كياني و .... آقاي دكتر امروز بيش از هر زمان ديگري در طول اين 3 سال شعار آزادي دموكراسي و حقوق بشر خريدار داره.خواهشان واسه انتخابات رياست جمهوري دهم ثبت نام كنيد.در ضمن همين جا از تمام فعالان حقوق بشر و آقاي شاهرودي كه باعث اصلاح قانون مجازات اسلامي و حذف مجازات سنگسار شدند تشكر ميكنم.
15 اردیبهشت - 9: 43 16 - سوسیالیست
موج تازه ای از گرانی مواد غذائی و سایر مایحتاج عمومی، اکثریت مردم ایران را با فلاکتی بیسابقه تر از وضعیت تاکنونی، مواجه کرده است. در طول سی سال گذشته، اقتصاد بحران زده سرمایه داری در ایران با تورم سرسام آوری توام بوده است، اما ابعاد گرانی که در طول چند هفته اخیر شروع شده است قابل مقایسه با هیچ دوره دیگری نیست. طبقه سرمایه دار و حکومت اسلامی اش، اکثریت عظیم مردم ایران را در آستانه یک فاجعه بزرگ انسانی قرار داده اند.تنها کالائی که در طول این سی سال ارزان نگهداشته شده نیروی کار است که به قیمت سرکوب هرروزه موفق به اینکار شده اند. خمینی میگفت اقتصاد زیربنای خر است و با شانتاژ زمینه سرکوب مبارزه کارگران برای مطالبات اقتصادی شان را فراهم کرد، سپس به بهانه جنگ هشت ساله ایران و عراق هر حرکت کارگران و مردم آزادیخواه را به خاک و خون کشیدند، دوره رفسنجانی به بهانه بازسازی پس از جنگ مردم را سرکوب کردند، سپس با ترفند اصلاحات سیاسی خاتمی و سرانجام در دوره احمدی نژاد با پرچم مستضعف پناهی، سرکوب کارگران و مردم را تشدید کردند تا نیروی کار را هرچه بیشتر ارزان نگهدارند. و با این سیاست های جنایتکارانه مردم را تا سرحد گرسنگی و دستمزد یک سوم خط فقر سوق دادند تا سودهای افسانه ای اقلیت مفتخور سرمایه دار و آقازاده ها و آیت اله ها و مقامات را بیشتر و بیشتر کنند.تنها در یک سال گذشته درآمد جمهوری اسلامی از نفت یک و نیم برابر شد اما سهم کارگران و حقوق بگیران زحمتکش، فقر بیشتر، قدرت خرید کمتر و بیکاری فزاینده تر بوده است. درآمدهای هنگفت نفت یا به جیب مشتی سرمایه دار و مقامات ریز و درشت حکومت رفته است و یا صرف وزارت اطلاعات و سپاه و دادگاه و زندان و سایر نیروهای سرکوبگر، علیه کارگران و مردم شده است ***** سلام - هم می توان ادب وحرمت قلم وکلام را رعایت نمود وهم انتقاد کرد وهم با دیدگاهی منطقی وجامع و واقع بینانه به مسائل نگریست !
16 اردیبهشت - 0: 28 17 - گلاریشا
سلام و عرض ارادت خدمت دكتر . يك آپ در وبلاگم كرده ام كه فكر مي كنم براي شما و خوانندگانتان خيلي جالب باشد . حتما خواهيد خنديد ***** سلام - حتما"
16 اردیبهشت - 1: 26 18 - عمار قاسميان عزيزي
سلام جناب آقاي دكتر . به احترام جواب شما در ارتباط با نظر بنده در نظر شماره 1 اين پست بايد موارد زير را خدمت شما عرض كنم : 1- سو استفاده از روحيه خداطللبي و دين دوستي مردم كشور . 2- جايگزين شدن نسل ايران گريز به جاي نسل ايران دوست گذشته . 3- پرورش و اشاعه فرهنگ احترام به از دست رفته گان به جاي فرهنگ احترام به قشر در حال جريان جامعه ( مخصوصا در برخورد با دانشمندان و نخبگان جامعه ) . 4- رشد فساد ديني در بين سران كشور و فساد اخلاقي در بين مردم . 5- افزايش فرار مغزها وسرمايه داران به حد اعلاي خود به دليل مديريت و رويكرد كاملا اشتباه در اين زمينه . 6- دوستي با دشمنان دشمن به هر قيمت ممكن . 7- اشاعه فرهنگ دلسوزي براي مستضعفين جهان و ناديده گرفتن مستضعف داخلي علي رغم شعار هاي موجود . 8- پا فشاري براي حفظ نام خليج فارس و از طرفي از دست دادن آب هاي شمال كشور (تضاد عجيب ). 9- پرداختن بيش از اندازه به مسائل فرعي دين و ناديده گرفتن اصل موضوع دين و فراموشي كامل آيه شريفه " لا اكراه في الدين " كه جمله اي هوشمندانه جهت حفظ جامعه از تعصب و خرافات و درگيري و كينه و دشمني است . 10- حرف از وجود آزادي افكار در كشور و عمل كردن به عكس آن ( به عنوان مثال : حكم اعدام براي كساني كه اعلام ميكنند ديگر مسلمان نيستند ) . 11- پائين پنداشتن شعور سياسي مردم توسط سران كشور . 12-سركوب كردن شديد منتقدان كه از روي دلسوزي و عشق به ايران مقدس است . جناب آقاي دكتر معين عزيز اين مورد شماره 12 باعث ميشه كه ديگه ادامه ندم و حرفامو با اجازه شما سانسور ميكنم . اي كاش بشه شمار را ملاقات كنم . هرچند كه جواني 23 ساله هستم ولي به اندازه كسي كه قرن ها در ايران زيسته باشد اين خاك را دوست دارم و در پيشگاه خداوند احساس شرم ميكنم كه در راستاي اعتلاي ايران زمين عنصري ناتوانم و ميدانم كه روزي بر روي پل صراط به خاطر مستضعفين وطنم بازخواست ميشوم و در آن روز به درگاه خداوند اعلي هيچ جوابي ندارم . پايدار و سربلند باشيد جناب آقاي دكتر . ***** سلام - متشکرم و موفق باشید.
16 اردیبهشت - 1: 35 19 - وحيد
سلام آقاي دكتر شما كه اهل سانسور نبوديد چرا مطلبي رو كه ديشب در مورد مسائل روز نوشتم حذف كرديد؟به دستتون نرسيد؟از شما ديگه انتظار نداشتم. ***** سلام - دیدی که پیشداوری کردی؟!
16 اردیبهشت - 0: 07 20 - ايران آزاد
دوباره سلام ... دكتر عزيز...در پست قبل نظر خود در مورد حكومت دينی را عرض كردم و ابراز كردم كه چرا استبداد دينی بدتر از استبداد غير دينی است!! بايد بگويم كه من اطلاع زيادی از نظريه مترقی !!! ولايت فقيه ندارم اما اگر اين نظريه(كه شما و دوستانتان از مدافعان سرسخت آن هستيد)واقعا جوابگوی نياز های امروزه جامعه باشد ، باز هم ما معنای آن را قلب كرده ايم ... به نظر من ولايت فقيه يعنی اينكه سياستمان را دينی كنيم ولی ما برعكس دينمان را سياسی كرده ايم و با اين كار نه تنها سياستمان را آلوده كرده ايم بلكه موجبات دين گريزی مرده ،به خصوص جوانان ،را فراهم آوردهايم...پس كمی بينديشيم كه چه كرده ايم و عبرت بگيريم؟!!!! ... يا علی... ***** سلام - نظراتتان محترم ولی قرار نبود بنمایندگی ازمن هم اعلام موضع کنی ! موفق باشید.
16 اردیبهشت - 0: 26 21 - ژوبین
سلام دکتر عزیز می خواهم یک مشکل مدیریتی را با شما در میان بگذارم.سندرم قالیباف:وقتی اقای قالیباف به عنوان شهردار تهران برگزیده شد اقدام به تعویض سنگفرش پیاده روها کرد از جمله خیابان ولیعصر.به یاد دارم که تمام سنگها را می کندند و بجای ان سنگ های گران قیمت جدید می گذاشتند.معلوم نبود با با سنگهای قدیمی چه می کردند ولی من از همان موقع با این کار مخالف بودم و این را اصراف می دانستم چرا که سنگهای قبلی حداقل 10 سال دیگر عمر می کردند به اضافه اینکه بجای این هزینه سنگین در پیاده رو اولویت های به نظر من مهمتری نظیر ترافیک ،ساخت فرهنگ سرا و... وجود داشت.اما ظاهرا این بیماری ولخرجی حالت اپیدمیک پیدا کرده و به دیگر شهر ها هم (از جمله مشهد که خود از نزدیک شاهد ان بودم)سرایت پیدا کرده است. ***** سلام - حالاکجاشو دیدی!؟ موفق باشید.
16 اردیبهشت - 6: 23 22 - بيژن تيموريان
سردار سرتیپ پاسدار .....رئیس پلیس استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش چند هفته پیش در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بازداشت شد و در پاسخ به نصيحت مقام .... اين شعر حافظ را گفت : برو اي زاهد و دعوت مكنم سوي بهشت / ×/ كه خدا در ازل از بهر بهشتم نسرشت
16 اردیبهشت - 7: 36 23 - محم
دكتر مثل هميشه عالي بود دوستت داريم جوانان ستاد انتخاباتيه شما در گرگان ***** سلام - فقط حسن نظرشماست ! متشکرم
16 اردیبهشت - 8: 58 24 - احسان
با سلام - چیزی که بعضی مسئولین ما امروز فراموش کردند : 1- تعهد و احساس مسئولیت در قبال خدا و مردم 2- بله قربانگویی و ترس از دست دادن پست و مقام 3- اشرافیگری مدیران و دور شدن از مفاهیمی چون قناعت و ساده زیستی 4- اهمیت ندادن به صاحبنظران متخصص و دلسوزان 5 - کوته نظری و دیدن منافع کوتاه مدت به جای منافع بلند مدت 6 - اعتماد نداشتن به جوانان و ... با درود . . . ***** با سلام وتشکر. موفق باشید.
16 اردیبهشت - 9: 49 25 - dr
با سلام///اگر دوستار بحث سیاسی و اقتصادی هستید،حتما به سایت ما سر بزنید ***** سلام - حتما"
17 اردیبهشت - 0: 33 26 - علي رستمي
سلام جناب آقاي دكتر من درتوضيحات مفصلي از جنابعالي درخواست انعكاس و جواب در باره دانشجوي شهيد عليرضا خزايي خواسته بودم كه تاكنون بي جواب مانده است. ***** سلام - جواب شماروبا ایمیل دادم ، توضیح دادم که ازنزدیک با آن شهید عزیز آشنائی نداشتم.موفق باشید.
17 اردیبهشت - 3: 05 27 - ميم جيم
16 ارديبهشت: تحصيلات واقعي صرفا به منظور راهي براي امرار معاش نيست،هدف واقعي از تحصيلات ،يافتن زندگي پرتر ،غني تر،باهدف تر و پرمفهوم تر ميباشد.
17 اردیبهشت - 3: 07 28 - ميم جيم
17 ارديبهشت:پارسايي،زهد و ايمان بمانند يونيفورم نيست كه برخي از روزها آن را در بر كنيد و سپس آن را به كنار اندازيد
17 اردیبهشت - 3: 39 29 - خودسانسور...
دکتر چرا مسئولان مملکت اینقدر دروغ بار مردم میکنند.بابا ما که بلانسبت خر نیستیم.مشکلات را با پوست و گوشت و استخوان حس میکنیم. فقط امیدوارم دوره این آقای دکتر تموم بشه بازهم گلی به جمال همون خاتمی هر چی بود اینقدر گرونی نبود.میشد یه وام گرفت یه ماشین خرید بالاخره میشد زندگی کرد.دکتر از طرف من اگه آقای خاتمی رو دیدی سلام برسون و بگو دوباره دوباره....
17 اردیبهشت - 5: 58 30 - وحيد
سلام آقاي دكتر.اين سه سال خيلي سخت بود.تورم گراني بيكاري برخورد با جوانان طرح به اصطلاح امنيت اجتمايي سنگسار غير قانوني جعفر كياني مرگ مشكوك زهرا بني عامري و ... آقاي دكتر امروز با سخ سال قبل فرق ميكنه امروز شعار هايي مثل آزادي دموكراسي و حقوق بشر بيشتر خريدار داره.خواهشان شما واسه انتخابات دهم رياست جمهوري نامزد بشيد... در ضمن از همين جا از تمام فعالان حقوق بشر و آقاي شاهرودي كه بائث حذف قانون سنگسار از قوانين مجازات اسلامي شدند تشكر ميكنم.
17 اردیبهشت - 0: 13 31 - ايران آزاد
سلام دوباره ... منظورم اين بود كه شما و دوستانتان از مدافعان سرسخت آن بوديد (ديگر نميدانم الان چه نظری داريد)ولی شما هم نظرتان را بگوييد كه اينگونه مشكلات پيش نيايد؟!!!
17 اردیبهشت - 3: 35 32 - ایرانی
سلام دکتر معین عزیز.مقام رهبری در شیراز گفتند:"وضعیت اقتصادی ما از بیشتر کشورهای غربی بهتر است"از ایشان می خواهم امار مربوط به این ادعا مثل نرخ تورم،امار بیکاری،رشد اقتصادی و GDP ایران و کشورهای مورد نظر را اعلام کنند.موفق باشید
17 اردیبهشت - 6: 05 33 - بيژن تيموريان
با سلام شما اولين بار چه سالي سايتتان را فرستاديد روي شبكه؟ ***** سلام - آخر سال 83 .موفق باشید.
17 اردیبهشت - 7: 33 34 - شمیم رایحه
سلام خدمت دكتر و دوستانيه مطلبي يادم اومد حيفم اومد نگم در زمان انتخابات رياست جمهوري هشتم وقتي خاتمي مي خواست بريا بار دوم رئيس جمهور شود هر كدام از آشنايان كه از ايشان تعريف مي كردو يه ايشان راي مي داد يه دستگاه خودرو پيكان هديه مي گرفت و خدا مي دادند چقدر از ژول بيت الامال صرف اين كار شد حالا بعد از اين سالها در مطلب قبلي كامنت شماره 83 بنام نيما چنان ژاچه خواي را به فرد اعلا رسانده بود كه اگر دكتر يه دستگاه پژوه پارس هم به ايشان بدهد بازم كم هست اميدوارم دكتر هر چه زودتر هديه اين جوانك را بدهد يا لااقل اين بيچاره را به دكتر روانشناس معرفي كند واقعا دل انسان از اينكه مي بيند بعضي اينقدر گمراه هستند آتش مي گيرد البته حرف بريا گفتن زياد هست وبريا اين مطلب جديد دكتر ژاسخ روشنتر از آفتاب داريم و انشا اله به زودي ^***** سلام - !!!!!!
18 اردیبهشت - 2: 12 35 - وحيد
آقاي دكتر از شما معذرت مي خوام ***** سلام - خواهش میکنم مگر چی شده؟
19 اردیبهشت - 0: 59 36 - ميم جيم
18 ارديبهشت: اگر ذهن بشر ،بازسازي و تصفيه نشود،تمام نقشه هاي بازسازي دنيا بي ثمر خواهد ماند.
19 اردیبهشت - 1: 01 37 - ميم جيم
19 اردیبهشت: آنچه خداوند میدهد ،هرگز پایانی ندارد ؛آنچه بشر میدهد هرگز دوامی ندارد
19 اردیبهشت - 1: 44 38 - يك بيكار جامعه !!!
محمود احمدي نژاد (رييس جمهور): داوود احمدي نژاد : رييس بازرسي رياست جمهوري => برادر احمدي نژاد حسين شبيري : رييس صندوق مهر رضا => شوهر خواهر احمدي نژاد پروين احمدي نژاد : معاون مركز امور زنان رياست جمهوري => خواهر احمدي نژاد علي اكبر محرابيان : وزير صنايع => خواهرزاده احمدي نژاد هاشمي ثمره (مشاور عالي، رييس ستاد انتخابات كشور و همه كاره رييس جمهور): مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو => برادر هاشمي ثمره خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور => زن برادر هاشمي ثمره عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع => برادر هاشمي ثمره.............. مهندس زريبافان (دبير هيات دولت): داوود مددي : رييس سازمان تامين اجتماعي => باجناق زريبافان سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي => داماد زريبافان عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون => برادرزاده باجناق زريبافان ناظمي اردكاني : وزير تعاون => شوهر عمه داماد زريبافان دانش جعفري : وزير اقتصاد => پسر عمه پدر داماد زريبافان کافیست یک گزارشگر به میان مردم عادی برود و این سوال را از آنها بکند می توانید نام پنج فرد بیکار را در فامیل خود ذکر کنید؟ باور کنید همه مردم ما می توانند نام ببرند پنج تا که چه عرض کنم ده تا و بیست تا هم می توانند نام ببرند حالا اگر این گزارشگر از یکی از مقامات درجه دو جمهوری اسلامی مثل وزیر و یا امام جمعه یک شهر و غیره همین سوال را بپرسد بخدا قسم در میان فامیل که اصلا و ابدا شاید توی در و همسایه اش بتواند یکی دو تا بیکار نام ببرد البته ....و رفسنجانی و جنتی و چند تای دیگر از این قاعده مستثنی هستند و ایشان می توانند نام پنج نفر بیکار را در فامیلشان ذکر کنند چون برای فامیل رفسنجانی و .......... بیکار کسی است که ................... همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد استفاده کنند . همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟ خانم متکی علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند تا از وی در سمینار به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند : خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان خانم معصومه متکی - دختر آقای متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم : آقای متکی مفتخر به داشتن چهار باجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی . چند نکته هم جهت یاد آوری بد نیست بخشی از حقوق کارمندان وزارت امورخارجه از سال 1372 تا کنون پرداخت نشده و به تعویق می افتد . هزینه پرواز یک ساعت هواپیمای اختصاصی هم که آقای متکی همواره حتی برای رفتن خود و خانواده اش به مشهد هم از آن استفاده میکند هر یک ساعت 2 میلیون تومان می باشد . اما همین آقای متکی البته که بسیار قانونمدار می باشد ، و البته تخلفی هم تا کنون در وزارت ایشان صورت نگرفته است ؟! ، از زمان ورود آقای متکی و ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در وزارت امورخارجه بر اساس ماده 89 اساسنامه وزارت امورخارجه که اشعار می دارد پرسنل وزارت امورخارجه نباید در هیچ حزب و فرقه سیاسی باشند فقط هفتصدو چهل و اندی نفر از اعضای این وزارت خانه را به بهانه اینکه دوم خردادی و از اعضای تشکلهای جبهه دوم خرداد هستند را متخلف شناخته و البته متخلف از خدمت مستعفی می شود و خوب زحمت پرکردن این خلاء انسانی را هم باجناقها و همسران آقایان متکی و شیخ عطار و دوستان و برو بچ آقای متکی تقبل نموده اند ! اما حالا که صحبت ماده 89 اساسنامه وزارت امورخارجه شد یک مسئله هم خالی از لطف نیست با هم از نظر بگذرانیم ، آقا منوچهر خان وزیر خود نیز از اعضای کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند : آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند . آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست . آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند . آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد انتصاب می نمایند . البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند . قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم : مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود . آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد. آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند . آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند . آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند . عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند . آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند . آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است. آقای محمد مهدی آخوند زاده که از نمایندگی ایران در آژانس انرژی اتمی به سفارت ایران در آلمان ارتقاء یافت نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است همچنین آقای مصطفی آخوند زاده برادر مهدی آخوند زاده علیرغم اینکه باز نشسته شده بود نیز به عنوان سر کنسول در شهر اکتاو قزاقستان منصوب شده . آقای مصطفی اعلایی سفیر ایران در کوبا می باشد ایشان نیز فارغ التحصیل هند و از دوستان آقای متکی است. آقای مهدی نژاد به سمت رییس تشریفات در سفارت ایران در دهلی نو منصوب شد وی نیز فارغ التحصیل هند و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد. آقای علایی تازه قشلاق معاون سفیر ایران در دهلی نو می باشد وی نیز از فارغ التحصیلان هند است. پوزش از طولانی بودن متن, ولی دیدم جالبه و حیفه از این گداگشنه هایی که شبا نون خشک با پیاز میخورن بی خبر باشیم...
19 اردیبهشت - 9: 04 39 - مهدي
بابایی از خنکی خوزیلک .... بخورد ***** !!!!!
19 اردیبهشت - 11: 06 40 - مهدي شريفي
جناب آقاي دکتر معين عزيز با سلام و احترام،حالا که راه پسندیده ای را به قصد خیرخواهانه آغاز نموده اید. چند نکته و پیشنهاد را تقدیم میدارم. 1. به نظر می رسد شایسته است که از کلی گویی یا نقدهای سربسته پرهیز شود. 2. چون این بخش از پست هايتان "نقد حاکمیت" قلمداد شده است شایسته می نماید تا همه ارکان آن از جمله رهبری، دستگاه قضایی، مجلس شورای اسلامی، دولت، مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی انقلاب فرهنگی.... مورد نقد قرار گیرند. 3. هر نقدی اصول و آدابی دارد اما اجازه می خواهم تا در باره مهمترین اصول نقد يا بهتر بگويم اصول یک نقد اخلاقی، سخن کوتاه به میان آورم. می گویند چند شرط برای صحیح بودن یک داوری لازم است. الف) سازگاری هدف- وسیله:همانطور که در بالا عرض شد در حیطه نقد حاکمیت یکی از وسایل، همه جانبه بودن نقد است و دوم رعایت مرزهای اخلاقی در نقد است. ب) منطقی بودن: یعنی که باورهای ضد و نقیض نداشته باشیم، مثل کسی که مثلا منشوری را قبول داشته باشد و در همان حال یک میثاق ضد آن را هم بپذیرد. ج) بی طرفی: این شرط به ما می گوید که در باره کارهای مشابه ارزشگذاری های مشابه داشته باشیم فارغ از اینکه افرادی که دست اندرکارند، چه کسانی اند. مثلا اگر تئوری هدف وسیله را توجیه می کند غلط است. دیگر فرقی نمی کند که توسط رقیب استفاده شود یا توسط خودمان. د) با وجدان بودن: یعنی که ما کارها و خواسته هایمان را با باورهایمان هماهنگ نگه داریم مثلا اگر خواهان برخورد عزت مدارانه و با کرامت و احترام با خود هستیم بايد خود با دیگران بدين گونه عمل کنيم. به تعبير ديگر قاعده طلايي را بايد رعايت کرد؛ كه ميگويد: با ديگران چنان رفتار کن که خوش داري با تو در همان موقعيت چنان کنند. 4. اجازه می خواهم در همين فرصت يک انتقاد را به مقام محترم رهبري عرض کنم تا هم ميان حب و بغض بيجا تفاوت گذارم ، هم صميمانه و صادقانه با همه امتیازاتی که برای حضرت ايشان قائلم به تذکر فوق عمل کرده باشم. نه اینکه نقدي که ميکنم در راس مسايل کشور است بلکه بخاطر آنکه توجه به آن و بررسي عالمانه آن توسط صاحبان انديشه می تواند سرنوشت ساز باشد،آري به نظر حقير، حضرت آقاي خامنه اي در يک مقایسه نامناسب میان استاد شهید مطهری و جناب آقای مصباح یزدی اين دو را هم وزن هم قرار دادند و اگر اشتباه نکنم در یکی از سخنرانی ها ایشان فرمودند جناب آقای مصباح، مطهری زمان است. 5. نیز نقدی دیگر به بیت ایشان دارم و آن اينکه اگر قايل به هيچ تاثير ميان دفتر و مسايل مربوط به رويکردهاي رهبري نيستيم که هيچ، اما اگر واقع بينانه تاثير و تاثرمتقابل را قايل هستيم بايد عرض کنم، خواسته يا نا خواسته يکي از ظلم هايي که به شخصیت ايشان وارد آمده، به نظر بنده اين است که در طول زمان آن شخصيت فخيمه فرهنگي و نقطه اميد فرهنگ دوستان تبديل به يک شخصيت سياسي شده اند و متاسفانه اين فاصله چنان در حال پيشروي است که شايد اگر مواظبت و تاملي نشود، ممکن است آن خاطرات خوش دوران فرهنگي بودن و فرهنگ دوستي ايشان به فراموشي سپرده شود. و اين خود ظلم بزرگي به ايشان و کشور است. مقايسه کنيم که اگر ايشان پدر معنوي و اخلاقي يک ملت باشند يا رهبر سياسي و اجتماعي يک جامعه تلقي شوند. ***** با سلام وسپاس.موفق باشید.
19 اردیبهشت - 11: 24 41 - طرفدار دکتر معین
سلام دکتر معین.امیدوارم حالتون خوب باشه.لطفا راه اندازی بک شبکه تلویزیونی اصلاح طلب را در دستور کار قرار دهید.شبکه های تلویزیون داخلی(سیمای به اصطلاح ملی!!!)که در اختیار محافظه کاران است شبکه های ماهواره ای ایرانی هم یا شو هستند یا ضد انقلابی با رویکرد صد در صد منفی .جای خالی اصلاح طلبان محسوس است.زنده باد اصلاحات و مردم سالاری.خدانگهدار ***** سلام - فعلا" که آن را مخالف قانون اساسی می دانند!؟
19 اردیبهشت - 4: 52 42 - مهدي
.............. اصلاح طلب مترادف فساد طلب است و ننگ بر شما باد با اين افاضات اخير خاتمي خائن اما به لطف امام زمان ديگه همتون بهزباله دان تاريخ ملحق شديد. آنانكه به غرب ميشتابند خائن به امام و انقلابند اي آنكه به غرب ميگريزي با غرب چگونه ميستيزي اي بيخبر از سياست و دين بس كن سر جاي خويش بنشين ***** این هم از افاضات ایشان!!!
19 اردیبهشت - 6: 42 43 - مهدي
راجع به اقتصاد بحث كنيد و اينكه چه سياستي در مقابل امريكا خواهيد داشت ريشه همه چيز در اقتصاد است مگه نه رفيق مصطفي؟ ***** سلام - من اقتصاددان نیستم ! شما اگرنظری دارید بفرمائید.
20 اردیبهشت - 0: 28 44 - انديشه ساز
شعر ابتداي نوشتار از حافظ نيست از سعدي است. در اصل بيت هم به جاي "اما ديگران" كه در اينجا نوشته شده "ليكن پيش خلق" است. با سپاس. ***** سلام دوست گرامی - از یادآوری شما ممنونم. خودم نیزمراجعه خواهم نمود.موفق باشید
20 اردیبهشت - 2: 48 45 - وحيد
آقاي دكتر عزيز و دوستان گرامي به نظر من حل تمامي مشكلات جامعه در گرو استقرار كامل آزادي دموكراسي و حقوق بشر است و اصلاحات يگانه راه رسيدن به اين سه مهم است.
20 اردیبهشت - 2: 57 46 - وحيد
سلام آقاي دكتر عزيز.غير از علاقه شخصي من به سيد محمد خاتمي شما ميدانيد كه اين شخصيت والا مقام به راستي مظهر درستي و راستي و نجابت ميباشند.از شما گله دارم كه چرا اجازه توهين و افترا به اين شخصيت عظيم را به عده اي نادان ميدهيد.(كامنت 42).آقاي دكتر از شما خواهش ميكنم به نام آزادي بيان اجازه توهين به اين فرد بي همتاي جريان اصلاح طلب را ندهيد.متشكرم. ***** سلام وحید عزیز- این اجازه توهین نیست ، بلکه هم نشان دهنده بی شخصیتی ومیزان شعوراین افراداست وهم مظلومیت جناب آقای خاتمی وهیچ خدششه ای هم به منزلت گرامی ایشان وارد نمی شود. متشکرم
20 اردیبهشت - 3: 01 47 - مارال
سلام آقای دکتر خسته نباشید. آقای دکتر به نظر شما در انتخابات ریاست جمهوری ( چه شخص رییس جمهور و چه اعضای دولت از وزرا گرفته تا فرماندارن )هدف افراد اصلاحاتی هست یا اهداف اصلاحات؟ در مورد ضعف های حکومت و مدیریت هم با ازبین بردن خلاقیت های فردی واجتماعی درنظام آموزش وپرورش، رادیو وتلویزیون وتبلیغات فرهنگی کاملا موافقم و نظر من هم عدم استفاده از متخصصین در امور کشور است. ***** سلام - اصولا"رشد وپیشرفت جامعه و کشور باید هدف باشد ونه افراد، هرکه می خواهند باشند.موفق باشید.
20 اردیبهشت - 3: 55 48 - محفوظ...
دکتر چگونه توقع داری من در این نقد شرکت کنم در صورتی که جرات نمیکنم اسمم را بنویسم.ترس من از این نیست که وام نگیرم/شغلم از از دست بدهم یا ... ترس من از این است که برای خود و خانواده ام مزاحمت های حکومتی ایجاد شود.اول فضا را آماده کنید و بعد توقع داشته باشید نقد کنیم.یادمه یه زمانی آقای شهیدی فر در مردم ایران سلام میگفت چه معنی داره بعضی ها اسمشان را نمینویسند یکی نبود به این بگه چرا بهانه به دست جلادان شما بدهیم... مهم نیست بالاخره میرم یه جایی روی زمین پیدا میکنم و با صدای بلند فریاد میزنم من مسلمان و شیعه هستم و در کنار شما زندگی میکنم و کسی مزاحم من نمیشود و من هم به آنها احترام خواهم گذاشت و به خاطر اینکه دینم چنین و چنان است آزادی و زندگی را از آنها سلب نمیکنم.این است نتیجه انقلاب شما که مسلمان شیعه هم فکر مهاجرت دارد. ***** سلام دوست عزیز- وقتی همگان به مسئولیت های اجتماعی خود کم وبیش عمل نمایند، هزینه های آن هم سرشکن می شود ودر غیر این صورت همین است که می بینید! موفق باشید.
20 اردیبهشت - 3: 57 49 - مارال
ای ول!!!!!! ***** سلام - ولی ....چی!!!؟
20 اردیبهشت - 11: 42 50 - ميم جيم
20 اردیبهشت: عشق میبایست به صورت خدمت ارائه شود
21 اردیبهشت - 0: 06 51 - ميم جيم
21 اردیبهشت: انسان میبایستی که دین خود نسبت به جامعه را تشخیص دهد و تکلیف خود را در این مورد بداند.
21 اردیبهشت - 10: 48 52 - آزاد
با اهدا سلام. آقاي دكتر دليل اينكه اصلاح طلبان غايتشان بيشتر به سمت و سوي دمكراسي سياسي است. چيست؟ آيا شما فكر مي كنيد اگر روشنفكران و يا اصلاح طلبان نبض حكومتي را به دست گيرند مشكلات حل مي شود ؟( اما تجربه انقلاب چيز ديگري را ثابت مي كند) پس بهتر نيست غايت دمكراسي اجتماعي باشد تا سياسي ؟ ***** سلام - اگر دموکراسی را حاکم بودن مردم برسرنوشت خود بدانیم ، فقط به جنبه سیاسی آن محدود نمی شود بلکه سایر عرصه های اجتماعی وفرهنگی واقتصادی را هم دربرمیگیرد.معمولا" انسان ها بطور غریزی آسان ترین راه را انتخاب میکنند هرچند که معمولا" بهترین راه هم نیست ! البته افراد خردمند، مسئول و دورانذیش جای هدف و وسیله راعوض نمیکنند، هدف مردم هستند و سیاست وسیله ای برای خدمت به آنها. موفق باشید.
21 اردیبهشت - 11: 29 53 - اشکان
سلام دکتر عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه ما بچه های دانشگاه پیام نور گیلان رشته مدیریت مشغول راه اندازی سایت دانشجویی هستیم میخاستم ازتون بپرسم اجازه میدین آدرس وبلاگتون رو جزو لینک دوستان قرار بدیم با تشکر دوستار همیشگی شما اشکان ***** سلام اشکان عزیز- شما صاحب اختیارید. موفق باشید
22 اردیبهشت - 11: 01 54 - جواد هادي نژاد
بسمه تعالي الاحقر جواد هادي نژادخدمت استاد معظم ويار واقعي دولت اصلاحات ولادت باسعادت عمه سادات را خدمت حضرتعالي تبريك عرض مي نمايم حالا عوام قدر حضرتعالي رامي دانند اميدوارم در آيند نزديك جامعه از تفكرات اساتيدي چون حضرتعالي منتفع شود با احترام خراسان بشرويه (زادگاه فروزان فر) ***** سلام - متشکرم.
22 اردیبهشت - 11: 02 55 - محمد طهماسبی
با عرض سلام و درود بر شما جناب آقای دکتر معین بنده خواهان ارتباط با شما و حظور در حزب محترم و محبوب اصلاح طلب را دارم این هم تلفن بنده لطفا پاسخ دهید 09163904490 09367961331 با تشکر محمد طهماسبی ***** سلام - من هم مثل شما عضو حزبی نیستم ، خودتان به احزاب مورد نظرتان مستقیما" مراجعه فرمائید. موفق باشید.
22 اردیبهشت - 11: 05 56 - behzad mehrani
salam dooste aziz. hich kas ba hich kas sokhan nemigooyad هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید. www.behzadmehrani.blogfa.com
22 اردیبهشت - 11: 05 57 - behzad mehrani
salam dooste aziz. hich kas ba hich kas sokhan nemigooyad هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید. www.behzadmehrani.blogfa.com
23 اردیبهشت - 0: 45 58 - مخفي
ايول به نظر 38
23 اردیبهشت - 1: 27 59 - داود روشني
آقاي دكتر عزيز با سلام و تشكر از مطلب ارزشمندتان.در نقد اول از"فقدان نقش پدرانه حكومتگران براي آحاد ملت" سخن گفتيد اتفاقا نكته اينجاست با اين تفاوت كه بنده معتقدم حكومتگران حق ندارند از موضع بالاتر به مردم نگاه كنند زمانيكه سطح آگاهيهاي اجتماعي و شرايط فرهنگي و سياسي جامعه به مرحله اي رسيد كه حكومتگران خود را همسطح مردم ديدند بسياري از معضلات حل خواهد شد.نگاه از موضع يك پدر خوانده و اربابي و بالادستي حكومتگران در جوامع تماميت خواه زمينه ظلم و سركوب مخالفان را فراهم مي آورد.در حكومتهاي دموكراتيك هم در قانون و هم در عمل حاكمان با مردم مساوي تلقي مي شوند و مزيتي بر مردم ندارند.و از اين رو هم هيچ حاكمي براي مردم مقدس و دست نايافتني و غير قابل انتقاد نيست. باميد آنروز.
23 اردیبهشت - 1: 19 60 - غلام پور
جناب آقاي دكتر معين؛سلام عليكم گزارش صبح شنبه روزنامه اعتماد به قلم محمد صادقي درباره مراسم باشكوه نكوداشت حكيم توس در موسسه گفتگوي فرهنگ ها و تمدن ها را خوانديم و از ادامه كارهاي فرهنگي موسسه مذكور خرسند گشتيم و عكس مربوط به گزارش را هم بسيار پسنديديم كه شما و آقاي خاتمي و دكتر اسلامي ندوشن در كنار هم بوديد و اين تصوير به يادماندني را هميشه در ذهن خودمان نگه مي داريم و اهالي سياست را كه به فرهنگ عشق مي ورزند صميمانه دوست مي داريم.
23 اردیبهشت - 1: 40 61 - ميم جيم
22 ارديبهشت: مراقب گفتار خود باشيد
23 اردیبهشت - 1: 43 62 - ميم جيم
23 ارديبهشت: مراقب رفتار خود باشيد.گفتار/رفتار
23 اردیبهشت - 2: 04 63 - ميم جيم
سلام - همه چيز كشورمان و مردمانمان رفته است بر باد. فرهنگ،دوستي،معرفت و جوانمردي ،عشق و... آقاي معين - به نظر شما " بودن در نبودن است؟" و شما چنين خواهيد كرد؟ ***** سلام - بودن یا نبودن نسبی است ، بستگی به زندگی همراه با عزت و کرامت وآرمان های انسانی والهی ست ویا.....؟! وضع من و شما هم بستگی به انگیزه و ایده وتلاشمان دارد!
23 اردیبهشت - 7: 22 64 - يك دوست
درود بر اصل مترقي ولايت فقيه
24 اردیبهشت - 0: 22 65 - ميم جيم
24 ارديبهشت: مراقب افكار خود باشيد./گفتار/رفتار/افكار
24 اردیبهشت - 0: 51 66 - محمد رضا
سلام اقاي دكتر من تازه به جمع خوانندگان وبلاگتون پيوستم خيلي از مطالب سايتتون استفاده كردم ممنون ***** سلام دوست گرامی - خوش آمدید.
24 اردیبهشت - 3: 29 67 - میلاد
مقاله جالبی بود گفتم دوستان هم بخونند و نظر بدن . نظر شما چیه؟ ادامه موج گرانی و چشم انداز شورش های خودانگيخته *حجم عظيم واردات 40 ميليارد دلاری ايران در سال گذشته, بی ترديد بخشی از گرانی جهانی قيمت کالاها را به اقتصاد کشور تزريق کرده است. اما اين ذره ای از مسووليت رژيم و سياستمداران آن در اين زمينه کم نمی کند. اقتصادی که سيل بند ندارد, در برابر سونامی قيمت ها خلع سلاح است.... *فروپاشی قدرت مقاومت اکثريت بزرگ جامعه ايران در برابر تعرض مداوم قيمت ها, بستر وقوع شورش های خودانگيخته است روشنگری: وسعت, تنوع و تعدد عواملی که به رشد سرسام آور قيمت ها و گرانی کالاها در ايران دامن زده است, جای ترديدی باقی نمی گذارد که موج گرانی ها به سادگی مهارپذير نخواهد بود. 1: هشت سال جنگ و پانزده سال سياست تعديل اقتصادی به دنبال آن, به نابودی توليد و زيربنای مادی توسعه اجتماعی در کشور منجر شد. فساد و يکته تازی حاکمان در ترکيب با اختصاصی سازی های بيرحمانه دارايی های عمومی و واگذاری های بی حساب و کتاب به آقازاده ها و رانت خواران نفتی, حاصلی جز شکاف گسترده طبقاتی به جای نگذاشت. اصلی ترين ره آورد اين سياست ايجاد بستر عمومی مناسب در درهم شکستن توان مقاومت مردم در برابر فشار قيمت هاست. در واقع بخش عمده مردم ديگر جای چندانی برای عقب نشينی, ذخيره مالی ای برای استفاده کردن از آن به قصد عبور از بحران قيمت ها و يا سنگری برای ايستادگی در برابر عوارض گرانی های بی سابقه کالاهای مصرفی ندارند. يک مثال برای روشن شدن تاثيرات فروپاشی قدرت مقاومت مردم در اثر سياست های تعديل اقتصادی, زلزله است. وقتی ساختارهای زيربنايی مقاوم باشد, زلزله مهيب, مثل زلزله 7 ريشتری در جزيره هونشو در 180 کيلومتری شرق توكيو که در 1387/02/20 رخ داد شش زخمی به جا می گذارد, ولی وقتی بر ساختارهای زيربنايی سرمايه گذاری اساسی صورت نگرفته باشد, مثل زلزله 5ديماه سال 1382 در بم بيش از 25000 نفر کشته, حدود 50000 مجروح و بيش از 100000 بی خانمان به جای می نهد. بيهوده نيست که خود مقامات رژيم نيز اکنون ديگر نه از "خط فقر" که از "خط بقا" سخن می گويند. آنها به فروپاشی قدرت مقاومت اکثريت بزرگ جامعه ايران در برابر تعرض مداوم قيمت ها معترف اند. 2: سياست های رژيم, هر دو جناحش, در خدمت مهار گرانی ها نيست, بلکه فقط متضمن تعرض بيشتر به لايه های خانه خراب و تهيدست و توده مزد و حقوق بگير است. جناح منتقد دولت معتقد است که برای مقابله با گرانی نرخ بهره بانکی را بايد بالا برد, از جهت گيری تسهيلات به سمت "پائين" شديدا خودداری کرد, مصرف را در جامعه مهار کرد و رهاسازی قيمت ها و خصوصی سازی وسيع را در دستور قرار داد تا بازار در زمينه قيمت ها از طريق عرضه و تقاضا به نقطه تعادل برسد و بخش خصوصی بتواند توليد را رونق دهد. جناح دولت, ضمن اجرای بخشی از همين سياست و ناتوانی در پيشبرد بخش متفاوت از سياست پيشگفته (مثلا دولت هنوز نتوانسته است در باره نرخ بهره بانکی تصميم روشنی بگيرد), مقاومت در برابر پرداخت دستمزدها و حقوق معوقه معلمان و کارمندان دولتی, و ادامه سياست حذف و کاهش خدمات عمومی از جمله در حوزه بهداشت و درمان و آموزش و پرورش و خدمات شهری, حتی گامی فراتر گذاشته و قصد دارد به شيوه ای خزنده تحت عنوان "جراحی بزرگ" سوبسيدهای باقی مانده را هم از جمله در زمينه کالاهای حياتی مصرفی مثل نان بردارد. اگر چه احمدی نژاد گفتگويی را در صدا و سيما که گفته می شد بنا بود, در آن همين حذف سوبسيدها را رسميت دهد, لغو کرد, اما حذف سوبسيدها به صورت نامرعی, در قالب محلی و منطقه ای, و با بهانه های به ظاهر نامربوط, از جمله در زمينه برق و آب و گاز آغاز شده است. 3: بر بستر عمومی درهم شکسته مقاومت مردم ايران در برابر تعرض قيمت ها و سياست های ضد مردمی هر دو جناح رژيم, تاثيرات ويرانگر تحريم ها را هم بايد افزود. تحريم ها برای اقتصاد بيمار ايران سم کشنده است. محدوديت های صادراتی, محدوديت معاملات بانکی, جلوگيری از واردات, محاصره دريايی و حمل و نقل آبی و هوايی, جلوگيری از سرمايه گذاری در صنايع پايه, همه و همه در رشد قيمت ها و به تحرک واداشتن زنجيره گرانی عميقا موثر است. بسياری از کالاهای ضروری وارداتی تحت تاثير تحريم ها, يا به اندازه کافی وارد نمی شوند, يا برای دور زدن تحريم ها با قيمت های گران تر به دست مصرف کننده می رسند, يا به قصد ذخيره سازی به شکل انبوه وارد می شوند و از طريق شبکه فساد دولتی و شبه دولتی در بازار به قيمت شکنی و ورشکستگی صنايع داخلی و بيکاری کارگران می انجامند. ادامه سياست ماجراجويانه امتناع از سوی رژيم در رابطه با پرونده هسته ای هيچ چشم اندازی جز تنگ تر شدن تدريجی حلقه محاصره اقتصادی ايران باقی نگذاشته است و گرانی قيمت ها يکی از تبعات اين سياست است. 4: در دو دهه اخير بخش عمده دارايی های مردم ايران از چنگ شان بيرون کشيده شده و به عده ای رانت خوار و قاچاقچی داده شده است که بخش اصلی اقتصاد ايران را تحت کنترل خود گرفته اند. نظام جمهوری اسلامی عملا به شبکه ای پيچيده از مافياهای مختلف تبديل شده است که زير چتر "ولايت" بر دلارهای نفتی و تسهيلات بانکی حکومت می کنند و اگر چه دائم با هم در حال رقابت اند و زير پای هم را خالی می کنند, اما حاصل جمع عملکردشان دامن زدن به گرانی است. چرخش دائمی ميلياردها تومان نقدينگی که اساس آن در دست همين مافياست در حوزه کالاهای مختلف مصرفی, مسکن و ساختمان, واردات قاچاق و غيره, عامل حرکت غيرمتعارف چرخشی زنجيره قيمت ها در "بازار آزاد" است. کنترل اطلاعات اساسی از سوی عاملان اين مافيا, عوامل تصادفی کميابی کالاها (نظير سرما زدگی يک محصول خاص در يک مقطع معين) را به امکانی برای احتکار و بالا کشيدن قيمت ها تبديل می کند. نتيجه آن می شود که مردم می بينند "ناگهان" گوجه فرنگی کمياب می شود, هنوز گرانی گوجه فرنگی برطرف نشده, تقريبا "ناگهان" قيمت سيمان سر به آسمان می زند, و کمبود سيمان هنوز برطرف نشده "ناگهان" قيمت چايی خشک به شکل غيرمتعارف بالا می رود. پيوندهای گسترده با نهادهای قدرت و بروکراسی دولت و بازار جنگ اين مافيای غارتگر با سطح معيشت مردم را به نوعی جنگ گريلايی موثر تبديل کرده است. بازتاب آن همان تحريک دائمی زنجيره قيمت ها و ميل مهارناپذير آن به صعود است. بدون کنترل دقيق نظام توزيع, (حداقل شبکه دولتی), و واردات (حداقل گمرکات و مجاری اصلی و فرعی ورود کالا به کشور), بدون جلوگيری از تبديل نظام بانکی به گاو شيرده اين مافيا از طريق ارائه تسهيلات ميلياردی بی حساب و کتاب به عوامل و کارگزاران آن, بدون شناسايی اين غارتگران و محاکمه علنی و آشکار آنها, بدون تقويت سازمان های توده ای مصرف کنندگان و به رسميت شناختن اتحاديه ها و سنديکاها, قدرت اين مافيا و نقدينگی کلان آن را که عاملی در خدمت توطئه دائمی عليه سطح قيمت هاست, نمی توان مهار کرد و اين البته امری است که در نظام جمهوری اسلامی از زمره محالات است زيرا موجوديت آن را به خطر می اندازد. 5: گرانی, بويژه گرانی مواد غذايی, علاوه بر عوامل داخلی برشمرده, که البته بايد خشکسالی در 7 استان کشور, و سوختن محصولات کشاورزی و تلف شدن دام ها و در نتيجه افزايش قيمت های ناشی از آن را هم بر مجموعه فوق لحاظ کرد, ريشه جهانی هم دارد. به گفته رابرت زوليک رئيس بانک جهانی بهای کليه مواد غذايی در عرض سه سال، 80درصد افزايش داشته و به گفته سرجان هلمز رئيس بخش کمک های انسانی سازمان ملل از تابستان گذشته يعنی در عرض 9 ماه بهای مواد غذايی در سطح جهان بطور متوسط 40درصد افزايش يافته است. "مصائب طبيعي، افزايش مصرف در هند و چين، افزايش بهای نفت که جنگ در عراق و افغانستان آن را تشديد کرده، بحران اقتصادی آمريکا و کاهش ارزش دلار، تحول در خط توليد سوخت از منابع فسيلی به منابع کشاورزي، فساد در بازار مالی و در نتيجه بحران مسکن، شوک عظيم و بلافصل ناشی از اين عوامل بر قيمت ها به صورت تورم عمومی در جهان و سقوط عمومی دستمزدها" (1) بخشی از دلايل عمده افزايش جهانی قيمت هاست. توازن منفی تجارت خارجی و حجم عظيم واردات 40 ميليارد دلاری ايران در سال گذشته, بی ترديد بخشی از گرانی جهانی را به اقتصاد ايران تزريق کرده است. اما اين ذره ای از مسووليت رژيم و سياستمداران آن کم نمی کند. اقتصادی که سيل بند ندارد, در برابر سونامی قيمت ها خلع سلاح است. و همين رژيم بود که در تبعيت از سياست های بانک جهانی و صندوق بين المللی پول, با در پيش گرفتن سياست تعديل اقتصادی, قدرت به خودی خود ضعيف مقاومت توليدات داخلی را به کلی درهم شکست. اگر در ايران با توجه به ويژگی های جغرافيايی آن, به جای نابود کردن کشاورزی و انباشتن حاشيه شهرها از ميليونها حاشيه نشين خانه خراب, به توليد محصولات محلی اهميت داده می شد, اگر زمين های کشاورزی, قطعه قطعه نمی شد و ويلاسازی و خانه سازی نمی شد, حالا که قيمت جهانی برنج بشدت افزايش يافته است, ايران می توانست نه تنها برنج کل کشور را تامين کند, که حتی برنج صادر کند. ولی همين رژيم کار را به جايی رسانده است که برنج حتی در گيلان هم کمياب شده است. در عوض برای فرافکنی بر نقش و تاثير موج جهانی قيمت ها در نرخ قيمت های داخلی اغراق می کنند. نگرانی از عواقب ادامه موج گرانی رژيم اگر چه عامدانه در نقش عامل جهانی افزايش قيمت ها در تورم داخلی اغراق می کند, اما به خوبی می داند که ريشه اصلی مصيبت جهانی نيست. گرانی قيمت ها آنها را دچار نگرانی کرده است. بازتاب اين نگرانی را می توان در سخنان امام جمعه های رشت, اصفهان, بجنورد و دامغان در روز جمعه 20 ارديبهشت ديد که همگی به موضوع گرانی پرداختند. حرف اصلی را هم امام جمعه دامغان زد که گفت:"مسئولان بايد بيشتر مواظب اوضاع اقتصادى باشند و نگذارند دشمن از اين رخنه ايجاد شده به داخل كشورمان نفوذ كند." البته "مسوولان" بدون توصيه امام جمعه دامغان هم به خوبی مواظب "دشمن" يعنی اکثريت مزد و حقوق بگيران و حاشيه نشيان و فقرا و تهيدستان جامعه, هستند. دائمی کردن طرح "ارتقای امنيت اجتماعی", رويکرد به کنترل مناطق حاشيه نشين کشور, بويژه در پايتخت تحت عنوان طرح "توانمندسازی" حاشيه نشيان, و مانورهای پی در پی گروههای سرکوب ضدشورش از جمله اقدامات رژيم است. در واقع رژيم چون می داند که نمی تواند با گرانی دربيافتد, دستگاه سرکوب خود را صيقل داده و در عمليات های پی در پی پيگرد و سرکوب گروهها و اقشار مختلف به کار گرفته و در نوعی حالت آماده باش قرار داده است تا در صورت وقوع شورش های خودانگيخته عليه گرانی با آن مقابله کند. زيرا با توجه به اين که شلاق قيمت ها؛ بويژه اين روزها, بيرحمانه تر از هر زمان بر گرده های نحيف لايه های تهيدستان جامعه ايران فرود می آيد, شورش های خودانگيخته عليه گرانی امری دور از انتظار نيست. نمونه ای از اين نوع اعتراضات از سوی اهالى ساکن يافت آباد غربى تهران گزارش شده است.
24 اردیبهشت - 3: 45 68 - راوي
از اكبر منتجبي : نوآوري هاي دولت محمود احمدي نژاد: لیموترش شده کیلویی ۵ هزارتومن. برنج انگار سگ دنبالش كرده ، نمي توني بگي قيمتش " الان" چقدر است. فعلا كه از مرز 3000 تومان گذاشته. ميوه خريدن براي خيلي ها دارد به يك آرزو تبديل مي شود. نان سنگك به مرز 1000 تومان هم رسيده . قيمت يك واحد آپارتمان معمولي ( بخوانبد لانه موش ) سر به فلك كشيده و خريد كه هيچ بلكه تصور اجاره آن كمر شكن است. مي توان هزاران جنس ريز و درشت را مثل مرغ و گوشت و ماهي و .... به اينها اضافه كرد. اين دستاورد سه ساله محمود احمدي نژاد است. قربان اين است عدالت اجتماعي وعده داده شد؟ اين كه شعار مي داديد "ما مي توانيم" اينچنين بود؟ مبارکه
25 اردیبهشت - 0: 46 69 - طاهره
سلام آقاي دكتر. يك سوال داشتم از حضورتون آیا حدود و اختیارات ولی مطلق فقیه در قانون اساسی است یا بر قانون اساسی؟ ***** سلام - از نظرمن این یک نظریه حکومتی است که درچارچوب قانون اساسی وبارای مردم قابلیت اجرا یافته است ولذا طبیعی است که درهمان محدوده قانونی نیزقرار دارد . موفق باشید.
25 اردیبهشت - 1: 29 70 - ميم جيم
سلام- آفاي معين. انگيزه كه مشخص است! به طور كلي زندگي بهتر همراه با آرامش .در لواي منشور حقوق بشر. اما خوب الان من ميخواهم وضع خودم را عوض كنم. ايده دارم و تلاش هم ميكنم. اما آيا ميتوانم ؟يا ميتوانيم؟شما بفرماييد براي تغيير وضع چه بايد كرد؟ حداقل موازين دموكراسي هم كه رعايت نميشود . اما دوباره مي نويسم كه ديكتاتورها بدونند كه از نمرود و فرعون و هيتلر قوي تر نيستند. المك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم. ***** سلام - شما که خودت پاسخ خود راداده اید! شکی ندارم که خواستن توانستن است ولی خواستنی که با انگیزه قوی وخدائی ، ایده وبرنامه درست ، سازمان دهی و استفاده ازسایر فکرها وتلاش ومقاومت پیگیر همراه باشد.موفق باشید.
25 اردیبهشت - 1: 58 71 - ابوالفتح فخرمحمديان
هنوز افكار اصلاح طلبي در كشور وجود دارد.
25 اردیبهشت - 2: 16 72 - درویش
سلام در کامنت یازده گفتم که پاسخگویی و پرسشگری و آزادی ِ نقد و بیان و به طور خیلی کلی "شفافیت سازی" خیلی مشکلات رو حل می کنه در تکمیل اون حرف باید بگم که چنین مواردی لازم هست اما کافی نیست. مهم اینه که افرادی که به وسیله ی "شفافیت سازی" متخلف شناخته می شوند و خلاف کاریشون اثبات می شه، "مجازات" بشوند یعنی اگر افراد ِ پرسشگر، پرسشگری و نقد کنند و متخلفین پاسخگو باشند ولی به جای پاسخ ِ درست با کمال پررویی و "امنیت خاطر" یک مشت خزعبل تحویل نهادهای پرسشگر بدهند، فایده ای نداره. یک نمونه اش برنامه ی نوده که با پرسشگری شفاف سازی می کنه، خیلی مسائل هم مشخص میشه و کاملا معلوم میشه که فلان شخص یا موسسه متخلفه اما چون جایی برای مجازات خلافکار نیست باز دوباره همان آشه و همان کاسه. خلاصه تا آزادی پرسشگری و شفافیت سازی نباشه این مسائل حل نمی شه یعنی امر لازمیه اما کافی نیست. موفق باشید!
26 اردیبهشت - 1: 31 73 - محمدمهدي
سلام آقاي دكتر عزيز! بعد از مدتها نظر ميدم! البته نظر كه نيست ، سواله . آقای دکتر اینکه شما عضو هیچ حزبی نیستید دلیل خاصی داره یا نه اتفاقی بوده؟ و میشه دلایلتون رو بگید؟ ***** سلام - سیاست اولین انتخاب من نبوده است وممکن است این خود بی تاثیر نبوده است. در عین حال کسی که حزبی را تاسیس میکند ویا می خواهد عضو فعالی باشد باید کار حزبی مهمترین کار و دغدغه فکری او باشد که در ایران این نیز رعایت نمی شود.موفق باشید.
26 اردیبهشت - 11: 50 74 - يك دوست
اقاي معين شما با بازگو كردن مشكلات رهبر انقلاب را ميرنجانيد.ايشان در يكي از سخنراني هايشان فرمودند اينقدر مشكلات را بازگو نكنيد.هم چنين به فرموده ايشان كشور ما يكي از دموكراتيك ترين كشور هاي دنياست و از خيلي از كشورهاي غربي در اين زمينه سرامد تر است. ***** سلام دوست گرامی - بحث علمی درباره مشگلات آنهم بطور صریح وبدون مداهنه وارئه راهکار وراه حل برای رفع انها برای رشد جامعه ومدیران آن مفید است.در خصوص مقایسه ایران با سایرکشورها در زمینه دموکراسی، بستگی به این دارد که جه تعریفی از دموکراسی داشته باشیم.درعین حال کشورهای غربی نیز برای ما نه الگو ونه میزان هستند. خوبست که ذهنیت های خود را به دیگران تسری ندهیم. موفق باشید.
26 اردیبهشت - 3: 27 75 - دوستدار شما
سلام دکتر شما برای ریاست جمهوری کاندیدا نمی شوید؟ ***** سلام دوست عزیز- فکر نمی کنید که مهم تر از نامزدی من برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری،دغدغه انتخاباتی آزاد ، بدون مهندسی سیاسی وعادلانه باشد!؟
26 اردیبهشت - 5: 05 76 - عليرضا
سلام آقاي دکتر خسته نباشيد. نقد شما بيشتر راهکارهايي است به حاکميت که رفتار خود را اصلاح کند در صورتي که حاکميت نخواهد رفتار خود را اصلاح کند همه اين موارد اثربجشي خود را از دست ميدهد بايد به فکر راهکاري بود که جامعه بتواند حاکميت را به رفتاري تعاملي با خود وادار کند با تشکر ***** سلام علیرضای گرامی- این راهکارها را در بخش نقد وارزیابی مردم مطرح خواهیم کرد.متشکرم
27 اردیبهشت - 6: 23 77 - ميم جيم
25 ارديبهشت: مراقب قلب خود باشيد.گفتار/رفتار/افكار/قلب
27 اردیبهشت - 6: 25 78 -
26 ارديبهشت:مراقب شخصيت خود باشيد. گفتار/رفتار/افكار/قلب/شخصيت
27 اردیبهشت - 8: 23 79 - بهار تهراني
به نظر شما انتقاد از جنايات ..... نشانه بی شخصیتی و بي شعوري است؟ ***** سلام - انتقاد اگر محترمانه هرچند صریح وتلخ باشد موثر ترازوقتی است که با توهین وتندی بیش از حد آلوده شود.برایتان آرزوی شادی و سربلندی دارم.
28 اردیبهشت - 2: 04 80 - مخفي
در جواب نظر شماره 68 بايد ارز كنم كه از ديد احمدي نژاد اينها دست آوردي است كه هيچ رئيس جمهوري نميتواند اين ركورد تورم ايران را بشكند و بايد تبريك عرض كنم به اين كابينه هفتاد ميليوني كه همه دست در دست هم اقتصاد ايران را با لجنزار يكي كردند . تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريك تبريكككككككككككككككككك!!!!
28 اردیبهشت - 2: 14 81 - شهروند امروز
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.عنوان مطلب زیر عبارت است از-تبدیل فضای جامعه به فضای پلیسی:چند وقت پیش یک شب به همراه چند تن از فامیل به بیمارستان فارابی مشهد رفته بودیم.در ورودی داخل بیمارستان در سالن یک مامور درجه دار پلیس نشسته بود.ما در سالن نشسته بودیم و در انتظار معالجه مریض خود بودیم که ناگهان پلیس مذکور با صدای بلند و لحن زننده ای به دختر خانم جوانی پرخاش می کرد درصورتی که حجاب او به نظر من اصلا مشکلی نداشت فقط کمی روسری او شل بود و کمی گردن او دیده می شد و تنها مچ پای او دیده می شد.پلیس مذکور به دختر گفت که حق ورود به بیمارستان را ندارد ولی دختر که ظاهرا همراه مریض بود می خواست داخل شود پلیس با لحن بی ادبانه گفت که در صورت عدم ترک بیمارستان با پلیس 110 تماس می گیرد که با مقاومت دختر مواجه شد و بالاخره با پلیس تماس گرفت و البته دخترخانم بیمارستان را ترک کرد و مامور به دنبال او رفت. به نظر دختر خانم بیمارستان را ترک گفت و خلاصه مساله فیصله پیدا کرد.اما چند نکته قابل بررسی است 1- وقتی فردی به عنوان همراه مریض در ساعت 11 شب به اورژانس بیمارستان مراجعه می کند تبعا نگران مریض خود است و حال اگر کمی روسری او عقب است نباید با او پرخاشگرانه و توهین امیز سخن گفت 2-ازماموری که در بیمارستان قرار دارد انتظار می رود با ماموری که در چاله میدان کار می کند فرق کند و تحمل بیشتری داشته باشد 3-من پس از این ماجرا به یاد مقاله ای از صادق زیبا کلام در مورد کوی دانشگاه افتادم که گفته بود "سوال مهم این نیست که چه کسی دستور حمله در کوی را صادر کرد بلکه سوال مهم اینست که به مامورین درون کوی اعم از انتظامی و لباس شخصی چگونه تعلیم داده بودند که ان گونه خشن وغیر انسانی رفتار کردند؟(نقل به مضمون)" 4-همچنین به یاد سخن اقای خامنه ای افتادم که دنیا را به سلطه گر و سلطه پذیر و برخی که زیر بار سلطه نمی روند یعنی نه سلطه گر نه سلطه پذیر(یعنی جمهوری اسلامی)تقسیم کردند. به نظر می رسد برخی در حال سلطه گری بر مردم ایران هستند مثل پلیس مذکور که رفتار او در ایرانی بودن و مسلمان بودن او تردید ایجاد می کند ایا امثال این پلیس ایرانی و مسلمانند یا از سرزمین دیگری امده اند؟ ایا در نظر پلیسهای نوعی همانند این پلیس ایران یک پادگان بزرگ نیست؟ من به عنوان یک شهروند رفتار عاقلانه تری را از پلیس انتظار دارم. ***** سلام - من نیز از اینگونه رفتارآنهم ازسوی افرادی که باید مظهر ادب واخلاق در یک نظام اسلامی باشند متاسفم. عوامل اصلی در اینگونه رفتارها یکی کژاندیشی نظریه پردازان این سیاست های باصطلاح فرهنگی وامنیتی-اجتماعی ودیگری ناآگاهی و عدم آموزش عناصر اجرائی است.موفق باشید.
توسعه علمی - شرط بقا!
به كدامين گناه...؟! - باي ذنب قتلت؟
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢