26 تیر
" حاکمیت ، نخبگان ، مردم - نقد و ارزیابی(۵)

فضیلت و شرافت "رجب"، ماه بزرگ خدا، به دو رخداد عظیمی است که در بیست و هفتمین سپیده دم آن با بعثت "پیامبر آگاهی و رحمت" و در سیزدهمین روزش با میلاد "امام دانش و عدالت" به وقوع پیوسته است. از زبان حکیمانه فردوسی پاکزاد به وصف این الگوهای بزرگ انسانی می نشینیم :
"جه گفت آن خداوند تنزیل و وحی ٭٭٭ خداوند امر و خذاوند نهی
که من شهرعلمم ،علیم در است٭٭٭ درست این سخن گفت پیغمبراست
گواهی دهم این سخن راز اوست٭٭٭ توگوئی دو گوشم به آواز اوست"

*****
۱- نخبگان و " نخبه نمایان"
دوستان گرامی، با همفکری شما در جند پست قبلی عملکرد حاکمیت را در پیدایش و شکل گیری شرایط بحرانی امروز جامعه و کشورمان به نقد کشیدیم، اکنون و دراین پست بحث و گفتگوی خود را درباره نقش ومسئولیت نخبگان شروع می کنیم :
اول از همه ببینیم آیا هر فردی هرچند با یک عنوان یا مدرک دانشگاهی و با هر اندیشه، نگرش و رفتاراجتماعی می توانذ نخبه قلمداد شود! آیا وقت آن نرسیده که دوغ از دوشاب و نخبه از نخبه نما تشخیص داده شود! نخبه اسم عام نیست، اسم خاص است، هرکس به انتخاب خود نمی تواند نخبه شود! "نخبگی" هم شاخص های معرفتی دارد، هم شاخص های تخصصی وعلمی وهم شاخص های اجتماعی، به این دلیل است که نخبگان معمولا"درهر جامعه ای یک گروه مرجع وسازنده افکارعمومی می شوند. "نخبگان" از جنس "روشنفکران" اند واز جنس"مصلحان"، اما هر جنس کمیابی ، "بنجل" هم پیدا می کند، بنجل نخبگان ، "نخبه نمایان"اند!

۲- شاخص های نخبه نمایان :
از جمله شاخص های نخبه نمایان می توان به خودشیفتگی و بدگمانی به نخبگان واقعی ، عوام زدگی و عوام فریبی، سوار موج احساسات توده شدن ولی حقی هم برای شهروندان قائل نبودن، و بهره نداشتن از فهم علمی، عقلانیت، اخلاق و مدیریت را برشمرد . "وراجی و شامورتی بازی!"، دروغ گوئی، هرحاضرجوابی و یا طفره رفتن از پاسخگوئی منطقی و صادقانه نسبت به مسائل و مشگلات یا ضعف ها ، دلیلی بر تدبیر و زیزکی یا نشانه نخبگی نیست بلکه حاکی از بازیگری و دغلکاری است که این روزها بازار گرم و پررونقی دارد! حال خودتان نمونه ها و مصادیق واقعی آن را پیدا کنید!؟

*****
مسئولیت و نقش برگزیدگان یا نخبگان(elites) در تعیین سرنوشت یک جامعه بمانند مسؤلان حکومتی،نقشی مؤثر وتعیین کننده است. نخبگان با برخورداری نسبی از مقبولیت مردمی و داشتن دانش ، آگاهی ، منطق و خردورزی در جهت دهی،هدایت و یا افول و پسرفت جامعه خود مؤثر بوده و باید پاسخگوی آن باشند.

۳- ویژگی های نخبگان:

٭توانایی فکری، نوآوری ونظریه پردازی بجای ظاهرگرایی و خرافه پردازی

٭نگرش وتحلیل علمی از محیط اجتماعی؛ فرهنگی، ملی وجهانی فراتر از محدوده زمان ومکانی که درآن قرار دارد

٭آینده نگری، پیش بینی فرصت ها و بهره گیری از آنها برای توسعه و پیشرفت جامعه، پیشگیری ازتهدید هایی که آزادی، امنیت و حقوق اساسی شهروندان را در معرض مخاطره قرار میدهد

٭شناخت درد و رنج مردم و احساس مسئولیت در قبال مسایل ومشکلات جامعه فراتر از منافع شخصی، رانت خواری، توجیه گری وعافیت اندیشی های رایج

٭نزدیک بودن گفتار و رفتار، وفای به عهد و صادق بودن با مردم، برخورد اخلاقی در سیاست، اجتماع و مدیریت

٭بهره گیری از همه رهیافت های فکری و تجارب جهانی متناسب با شرایط واولویت های بومی

٭قانون گرایی و ترویج فرهنگ استبداد ستیزی و دموکراسی با تبیین آثار عملی آن در عرصه های فردی واجتماعی، فرهنگ و سیاست،اقتصاد و معیشت آحاد جامعه

٭کمک به توانمندسازی جامعه از طریق آموزش و گسترش نهادهای مدنی، احزاب و تشکل های سیاسی، تشکل های اجتماعی وفرهنگی، سندیکاها و تشکل های صنفی وسازمان های غیردولتی

٭مقابله علمی و مؤثر با ابعاد گوناگون فقر و تبعیض، تاکید برعدالت خواهی، دفاع از حقوق محرومان و ستم دیدگان، تلاش نظری وعملی برای پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور

٭توجه به حقوق و کرامت انسانی و حقوق بشر،همزیستی، صلح و تفاهم بین المللی برپایه خرد جمعی، دانش و تزکیه،عدالت، گفتگو، اخلاق و معنویت

*****

٤-رسالت اجتماعی نخبگان :
هرکدام از موارد بالا یک مبنا، یک رویکرد یا یک موضوع خاص است که میتواند به یک برنامه عملی مشخص تبدیل شود و برای بهبود زندگی مردم در همه ابعاد آن به کار آید. حال باید دید "نخبگان جامعه ما" تا چه حد توانسته یا خواسته اند در دوره های اخیر چنین تاثیرگذاری هائی داشته باشند؟ بنظر من اگرچه فرهنگ و سنت "نخبه کشی" از سوی حکام و حتی جامعه ما سابقه تاریخی داشته است ولی خود نخبگان نیزآنگونه که شایسته نخبگی است به قدر، جایگاه، نقش و رسالت اجتماعی خود اهتمام نداشته اند. فراموش نکنیم که اگر نخبگان نخواهند یا نتوانند یا نگذارند که کار موءثری در جامعه خود انجام دهند، آن وقت "بدل" آنها یعنی نخبه نماها به میدان می آیند ، عهده دار امور می شوند وهر بلائی که فکر کنید برسرهمه می آورند! واقعیتی که امروز کم و بیش شاهد آن هستید!

*****

" ارادتمند و دوستدار واقعی شما "

27 تیر - 0: 33 1 - عادل
جناب آقاي دكتر معين با سلام و عرض ارادت و آرزوي سلامتي براي شما ...جناب آقاي معين اصولا در مورد نخبگان اين چيزي كه به ذهن بنده مي رسه البته با اين سواد اندك در حد ليسانس اين هستش كه اصولا اين چيزي كه كاملا روشن و مبرهن هست اينه كه آدن ها از داخل شكم مادرشون كه نخبه به دنيا نميان؟!!چيزي هم به نام آمپول نخبه سازي وجود نداره كه استفاده بشه و آدم ها رو نخبه بار بياره ..براي به وجود آمدن نخبه ها در هر جامعه اي با توجه به فرآيندهاي داخلي آن اجتماع و شرايط فرهنگي و قضاياي ديگري كه وجود داره يك سري ابزارها و وسايلي نياز هست از قبيل سيستم آموزش و به خصوص آموزش عالي قوي،آزادي نقد، گفتمان ،آزادي قلم انديشه و آزادي ابراز عقايد و خيلي چيزهاي ديگه ....اما سوال اساسي من اينه كه آيا در جامعه استبداد زده اي مثل ما كه در اون نه دانشگاه آزادي داريم و نه آزادي براي بحث علمي و انتقاد از حاكميت وجود داره و در يك كلمه چيزي به اسم دموكراسي وجود نداره چه برسه به آزادي عقيده قلم انديشه و غيره كه همگي نتيجه دموكراسي هستند آيا اصولا چيزي به اسم نخبه هم به وجود مي تونه بياد چون اساسا منشا و ابزاري براي شكل گيري اون وجود نداره ...دانشگاه هاي ما كه فقط شدن مدارسي با سايز بزرگتر و تحقيق و بحث علمي و مناظره تقريبا در اين مراكز يا اصلا چيزي تعريف نشده است و يا اصلا وجود نداره ...پس در اين شرايط ما اصولا نمي تونيم انتظار داشته باشيم چيزي به اسم نخبه هم از توش در بياد بيرون درسته يا نه؟؟!! من كه فكر مي كنم با اين شرايط آشفته و نبود تحمل و مجال براي روشنفكري در اين مملكت زير يوغ استبداد نه چيزي به اسم نخبه و نخبه گرايي به وجود مي آد و نه حتي آن چيزي كه شما اسمشو گذاشتي نخبه نمايي!!؟؟ من كه فكر مي كنم در اين شرايط اين ها همش يا بازي يا بهتر عرض كنم يك دلقك بازي صرف هستش؟؟؟ تا نظر جناب عالي چي باشه؟ والسلام ***** سلام عادل عزیز- نخبه نما که کم نداریم ! ولی بالاخره از جائی باید شروع کرد و آن عزم و اراده هرکسی است که در قبال دین و آئین وملت و کشورش احساس مسئولیت می کند.نخبه واقعی همین افرادند. موفق باشید.
27 تیر - 6: 09 2 - Salman Behrouzi
به گزارش ایسنا محمود احمدی نژاد گفت : «امروز بحمدالله ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران در یك جایگاه ممتاز در عرصه جهانی قرار گرفته‌اند و شرایط سیاسی در منطقه و جهان كاملا به نفع ملت ایران در حال حركت است. به فضل الهی و در زیر سایه‌ رهبری عزیز، وحدت و همدلی در كشور حاكم است و ما در بخش‌های گوناگون، سرعت و پیشرفت كم‌نظیری را در بخش‌های علمی و صنعتی، فن‌آوری و تجارت شاهد هستیم. در بخش كشاورزی نیز علی‌رغم خشكسالی و سرمای‌ كم‌نظیری كه وجود داشت، كارها رو به اصلاح و پیشرفت است»." از روزی ..تا به همین امروز صحبت از پیشرفت در عرصه های مختلف را داشته اند، و این در حالیست که هر ساله به تعداد معتادین، بیکاران، فقرا، درد مندان و فراریان و پناهندگان به خارج از مرزهای ایران... اضافه شده است، و ..
28 تیر - 10: 59 3 - امین
سلام جناب دکترمعین عملکرددوستان اصلاح طلب شمابرای من قابل درک نیست. کسانی که به جناب آقای خاتمی(که به ایشان ارادت وعلاقه ی ویژه ای دارم) به خاطرعملکردانتقادبراتگیزایشان بخصوص دردوم ریاست چمهوریشان ایرادمی گرفتندوبه همین دلیل درانتخابات ریاست جمهوری نهم شعار اصلاحات گامی به پیش را سرمی دادنداکنون ایشان را به کاندیداتوری انتاخابات سال آینده فرامی خوانندآنهم فقط برای رسیدن به اجماع ! مگرهیچ سازوکاردموکراتیک وعادلانه ای برای رسیدن به کاندیدای واحدمیان اصلاح طلبان وجودندارد؟(مثل انتخابات درون حزبی آمریکا)حال چه این کاندیدا آقای دکترمعین باشدیا آقای دکترنجفی یا آقای دکترعارف آیاصرفا رسیدن به اجماع به هرشکلی برای کسب پیروزی کافیست؟تجربه انتخابات مجلس هشتم نشان دادوقتی عده ای ازیک سو نتیجه انتخابات رابه دلیل ردصلاحیت گسترده قبل ازبرگزاری آن مشخص شده میدانند وازسوی دیگرمردم را به شرکت درآن ورای دادن به کاندیداهایی که ازمیان سی نفرآنهاشاید سه کاندیدای شاخص حضورداشته باشددعوت می کننداین تناقض آشکارمردم رابه این نتیچه می رساندکه آنها فقط به دنبال قدرت ولوحداقل آن هستندومردم باتحریم انتخابات اعتراض خودرانشان میدهند حال بسیارعجیب است که دوباره همان روش رادرپیش می گیرند. نتیجه چنین اقداماتی فقط ناامید شدن اکثریت خاموش مردم ازاصلاح طلبان و اصلاح حاکمیت است. آیااین طورنیست؟ ***** سلام امین عزیز- همینطور است که نوشتید. وقتی راهبردهای درستی براساس تحلیل علمی شرایط جامعه و کشور نداشته باشند و فقط طبق عادت و یا با سعی و خطا عمل کنند، آن وقت همین وضعیتی که شاهدیم عارض می شود. موفق باشید.
28 تیر - 8: 43 4 - قهقهه
ایران جامعه ای اسلامی نیست و مردم بطور عموم راه و رسم مذهبی را در زندگی اجتماعی شان نمیخواهند.
28 تیر - 9: 57 5 - جواد هادی نژاد
بسمع تعالي محضر مبارك استاد معظم ولادت باسعادت مولود كعبه ومظهر العجائب واسد ..الغالب وامير المومنين كه مزين به صفات ... مي باشد را تبريك عرض مي نمايم ***** سلام - مبارکباد.سپاسگزارم.
سلام جناب آقاي دكتر - در ابتدا ميلاد سرور قناعت و عدالت و مبعث بزرگ مرد پايداري و مردانگي را به شما و خانواده محترمتان تبريك عرض ميكنم . جناب آقاي دكتر اين مطلب شما همانند هميشه سرشار از حقيقت هاي تلخ و تاسف بار است . همه چيز را لطف كرديد نوشتيد بجز نوشداروي حل اين مشكلات و معذلات را . به عنوان يك پزشك بزرگ خوب بيماري هاي جامعه را ريشه يابي ميكنيد ولي داروي آنرا پيش خود نگه داشتيد . حال يك نسخه ميپيچم شما لطف فرموده آنرا كامل بفرمائيد : معذل نخبه كشي همانگونه كه فرموديد نتيجه عملكرد حكومتي نخبه نماها است در يك مسئله اساسي ريشه دوانده كه پايه فرهنگي دارد و بر ميگردد به " حسادت " . متاسفانه جامعه ما حتي در بين نخبه ها هم حسود دارد و درصد بسياري از اين نخبه كشي ها توسط همين گروه نخبه انجام ميشود كه بسيار تاسف انگيز و درد آور است . متاسفانه حسادت به عنوان يك خصوصيت براي مردم ايران در آمده و كم كم به تمام مردم دنيا هم داريم اعلام ميكنيم كه ما ايراني ها از لحاظ فرهنگي مشكل حسادت داريم . 50 درصد درمان نخبه كشي با درمان فرهنگي قابل اجراست و 50 درصد ديگر بعد از مرحله اول با حذف نخبه نماها توسط نجات يافتگان گروه اول صورت ميگيرد . فرار مغز ها و فقر و افزايش جرم و جنايت و ... نتيجه مستقيم اين نخبه كشي ها است . تا به حال به اين جمله دقت كرده ايد كه مي گويند ايراني ها در كلاه برداري استاد هستند و نخبه ؟ به اين خاطر كه نخبه كشي صورت گرفته و وضعيت سخت اين نخبه ها آنها را به راه هاي نادرست امرار معاش ميكشاند . اين مثال را من هميشه به بسياري از دوستانم كه در كنكور ها موفق نمي شوند و احساس خنگ بودن ميكنند ميزنم كه " اگر آلبرت انيشتين ايراني بود و مجبور به دادن كنكور ميشد هيچگاه رشته فيزيك را قبول نميشد بلكه كارداني رشته اي غير مرتبط با فيزيك و در دانشگاهي دور افتاده قبول ميشد " . ياد و خاطره دوستم " محمد خواجه زاده " كه بعد از نتيجه كنكور در " بندر ماهشهر - منازل 218 دستگاه " خودكشي كرد به خير ( خدايش بيامرزد ). دولت ما در پيشگاه خداوند چه جوابي خواهد داشت ؟ ***** سلام عمار عزیز - از احساس مسئولیت واظهار نظر جالب شما سپاسگزارم. در پایان نقد و ارزیابی به راهکارهای مربوط هم اشاره خواهد شد.موفق باشید.
30 تیر - 7: 46 7 - مهدي شريفي
جناب آقاي دكتر معين با سلام و احترام از نخبگان و نخبه نمايان فرموديد. با اجازه 3 نکته هم اينجانب به آنها اضافه ميکنم . 1.شايد بتوان پدر نخبه نمايان را ماکياول دانست، چرا که او با توسل به صلاح خلق عوام فريبي را به فرمانروايان آموخت. ببينيم مرحوم دکتر عبدالحسين زرين کوب چه نوشته است: در تعاليم ماکياولي "صلاح خلق" بمنزله قانون اعلي تلقي ميشد و فرمانروا حق داشت تمام اخلاقيات را فداي چيزي بکند که خود او آن را مصلحت مي پندارد. زرين کوب ادامه ميدهد، اين طرز فکر در واقع هم فريب و خدعه را براي فرمانروا تجويز ميکرد، هم جنگ و کشتار را شايسته ميديد. اين تعليم براي اجراي آنچه سياست ضد اخلاق خوانده ميشود نام پر طنطنه صلاح خلق را برگزيد. 2.در مقابل شايد بتوان افلاطون را پدر نخبگان نام نهاد، چرا که لب نظريه اش در بحث جامعه آرماني اين است که او در تشبيهي معنا دار، نظام جامعه را بمثابه نظام روح دانسته است. که در راس نظام روح "خرد و عقل" را حاکم دانسته و در راس نظام جامعه "حکيم و فيلسوف" را لايق حکومت ميداند. و حکيم آن است که هم دانش و معرفت و آگاهي دارد و هم از بصيرت برخودار است، و اگر چيزي را فقط از راه دانش نتوان کسب کرد، شهود و بصيرت به کمک آن بشتايد. 3.ميدانيم که افلاطون از آرمانها سخن گفته، و ميدانيم که گويا دست نيافتني است، اما اگر آرمان در کار نباشد، چه راهنمايي براي حرکت به جلو خواهيم داشت؟ ***** سلام جناب شریفی - نکات شما ارزشمند و قابل تامل است." حقیقت " نیز معمولا" قربانی " مصلحت ! " شده است.متشکرم
با سلام و عرض ادب و ارادت با راه زندگی و هنرهای رزمی بروزم در صورت تبادل لبنک خبرم کن موفق باشید عباس باقری
30 تیر - 4: 16 9 - اشكان
سلام دكتر عزيز من هميشه نظر دادم و سعي كردم هميشه حقو بگم من به عنوان يه دانشجو اصلاح طلب ديگه طاقت شكستو ندارم و از طرفي حاضر نيستم به هر قيمتي پيروزي رو به دست بيارم من آقاي سيدمحمد خاتمي رو خيلي دوست دارم و براي شخصييتش احترام فراوان قائلم اما به نظر من ايشون گزينه مناسبي براي نامزد شدن در انتخابات رياست جمهوري 88 نيستند و بهتره ايشون رهبر اصلاحات باشند تا رئيس جمهور اصلاحات چون ايشون در دومين دوره رياست جمهوريشون ايزوله شده بودند و تقريبا" در تمام موارد تسليم شدند به نظر بنده اصلاحات بايد يك كانديد شجاع و سرشناس به جز خاتمي معرفي كند به نظر من دو گزينه داراي اين ويژگي ها هستند كه بايد بر سر يكي از اينها اجماع شود 1- عبدالله نوري 2- مصطفي معين دكترعزيز با نظر اين حقير موافق هستيد ؟ ***** سلام اشکان عزیز - بحث نخبگان و نخبه نمایان بود ، چی شد رفتید به انتخابات؟! موفق باشید.
31 تیر - 6: 12 10 - سید حسینی
با درود بر شما و بازدیدکنندگان محترم وب سایت شما جناب آقای دکتر معین، بحثی که شما بابش را گشوده اید ، البته مبحث جالبی و درخور توجهی است . قصدم در این یادداشت به هیچ روی توهین نیست و تنها می¬خواهم از عارضه ای فراگیر ـ که به قولی، از بس فراگیر شده ، قباحتش از بین رفته ـ سخن بگویم و آن، اظهار نظر ما جماعت ایرانی در همه ی زمینه ها است . یعنی ، ما ملت ایران ، همه مان در همه ی زمینه ها متخصص و صاحب نظریم و البته به دلیل همین همه چیز دانی ، و به قول معروف، اظهار لحیه در هر رشته ای ، کارمان به جایی نمی رسد و دلیل آن هم این است که وقتی کسانی که در یک رشته و حوزه ی علمی تخصص و مطالعه ی کافی ندارند ولی در عوض در هیاهوگری و تشنج استادند، طبیعتا در بین "ما " برنده اند و همه ی ما انگشت به دهان می مانیم از سواد و نبوغ ، ولی در حقیقت بازی درآوردنها و نقش بازی کردنهای اینگونه افراد! ـ عارضه ای که در ما سابقه ی دیرینه ای دارد ، و به ویژه از ابتدای انقلاب تا به حال گسترش بسیاری یافته . و در این شرایط به آن متخصصانی ظلم می شود که در این آشفته بازار تریبونی پیدا نمی کنند که حرف خود را بزنند. این مشکل رفتاری به عقیده¬ی راقم ، به این زودیها هم درمان شدنی نیست . گرفتاری دیگر ، " دینی " کردن همه ی مباحث است. از فیزیک و شیمی اسلامی گرفته تا جامعه شناسی و روانشناسی و ادبیات اسلامی و غیره و مجموعه ی اینها در جایی به نام دانشگاه های اسلامی کشور! یعنی اینکه وقتی می خواهیم یک بحث منطقی و علمی را به جایی برسانیم، به جای استفاده از مستندات و تحقیقات علمی و قانع سازی ذهن های کنجکاو و پرسشگر و با بهره گیری از روشهای علمی، از منابع و متون اسلامی شاهد می آوریم! و نمی دانیم که علم و دین دو ساحت جداگانه اند و نباید با هم یکی فرض شوند. این روش، تا به حال پدر مخالفان فکری را در آورده، به دلیل اینکه وقتی شما حدیث و آیه ای در تایید یا رد یک بحث آوردید ، دیگر چه کسی جرات می کند حرفی خلاف فلان حدیث نبوی و یا آیه ی قرآنی بیاورد؟ پس می¬بینیم به همین دو روش بسیار ساده، ـ یعنی تاراندن مخالف فکری به جای توجه به اندیشه ها و آرای نخبگان ـ دیگر اصولا نیازی به مطالعه ی متون دقیق و طاقت سوز علمی نیست! ادعا می کنیم درمان تمام دردها نزد ماست، و با همین کارها می خواهیم همه ی مشکلات جامعه ی بشری را حل کنیم . هر کس هم با ما مخالفت کرد او را مخالف اسلام و منحرف اخلاقی و فکری می نامیم! و براساس همین دلایل است که می بینیم مباحث عمیق و اندیشه سوزی چون عدالت اجتماعی، رعایت حقوق طبقات فرودست جامعه ، آزادی ، دموکراسی و ... در جامعه ی ما به چه سرنوشت دردناکی دچار می شوند بدون اینکه جامعه به معنای واقعی کلمه حظی از آنها برده باشد. بحث و فرآیند مورد نظر جناب عالی در مورد نخبه پروری نیز، به دلیل همین دو خصلت فرخنده ای که یاد شد و بسیاری عوامل دیگر ، راه به جایی نمی برد و پس از چندی به فراموشی سپرده می شود. البته ، به دلیل اینکه جناب عالی خود، مستقیما در بطن جریانات سیاسی کشور هستید، بهتر به این مسایل اشراف دارید و می توانید بگویید که چرا بحثهایی چون فقر زدایی، خانه سازی برای طبقات فرودست، تقلیل میزان بیکاری، کاهش تورم، اعتیاد ، فقر و فحشا و .... از ابتدای انقلاب تا به حال، به نتیجه نرسیده و با این دورنمایی که در برابر است، ظاهرا امکان رفع این آسیب ها بیشتر به رویا شباهت دارد تا واقعیت! به هر صورت، فرصت نیست وگرنه در این مقوله ها سخن بسیار است . ***** سلام - باالاخره شکستن سکوت و اظهار نظر یا ارائه نظریات درباره مسائل ومشگلات جامعه بدون توجه به هزینه های آن کاری مسئولانه وارزشمند است. طبیعی است که در اینگونه مباحث رویکرد علمی است و به همین دلیل نمی توان نقش عامل مهم مذهب را در یک جامعه ای که فرهنگ دینی در آن فراگیر است نادیده گرفت.موفق باشید.
1 مرداد - 9: 01 11 - امیر بهرامی
سلام علیکم ضمن تبریک ماه علی (ع) و اعیاد بی واسطه و نزول فیض بی کران الهی در این ایام آرزومند سلامتی شما و سایر اندیشمندان هستم . التماس دعا. ***** سلام امیر عزیز - مبارکباد و زیارت شما قبول. متشکرم
2 مرداد - 10: 55 12 - مجتبی
سلام دکتر - خیلی وقته کمتر هستید ،دلمون واستون تنگ شده بود،دوست دارم در پست بعدی مباحثی از تغییر و تحول اقتصادی رئیس جمهور!! بنویسید ... با تشکر ... دوستدار همیشگی شما ***** سلام - دلم پیش شماست ، آن بحث را هم بگذاریم برای اقتصاددان ها و مردمی که باید از آثار آن برخوردار شوند! موفق باشید.
3 مرداد - 6: 26 13 - ميم-جيم
با سلام و درود -متاسفانه بااين حكومت و حكومت گران مستبد جامعه دچار استبدادزدگي و آشوب از همه ي جهات شده است . در اين ميان نخبگان جايي براي پيشرفت براي خود-جامعه و كشور نميبينند . تمام آمال و اهدافشان با يك حكم به باد ميرود . به نظر من چاره بالا بردن سطح اطلاعات و دانش و آگاهي هر شخص از حقوق خود است.حتي در دوردست ترين نقاط . اين ها همين مردمي را ميخواهند كه دارند بر انان اربابي ميكنند . مردمي كه از دين و خدايشان سو استفاده ميشود . مردمي كه به جاي عشق و كمك به جان هم ميافتند براي منافع شخصي. نيازي نيست 70 ميليون نخبه داشته باشيم . همين ها هم زيادند . بايد مردماني آگاه و سالم از لحاظ اخلاقي و با ايمان و با شهامت داشته باشيم كه حق خود از ظالم را ميستانند . خدا مهربان ترين مهربانان است.
3 مرداد - 6: 30 14 - ميم-جيم
1 خرداد - براي سنتز و توليد و تركيب غذاي خالص و آرام بخش : هواي خالص را استنشاق كنيد . به اصوات خوب گوش دهيد . به مناظر خوب نگاه كنيد . اشيا خالص مثل اريشم و كتان و سنگها را لمس كنيد
3 مرداد - 6: 32 15 - ميم-جيم
2 خرداد-دوم خرداد! من صلح و آرامش ميخواهم . من=منيت =نفس اماره ميخواهم=خواسته . منيت و خواسته را حذف كنيد . صلح و آرامش را خواهيد داشت
3 مرداد - 6: 37 16 - ميم-جيم
3 خرداد -هديه كردن غذا به گرسنه با ارزش ترين هدايا است
3 مرداد - 6: 44 17 - 4 خرداد
بايستي اميال خود را تحت كنترل قرار دهيم . پول را هدر ندهيد -وقت را هدر ندهيد -پول را هدر ندهيد . مواد غذايي را هدر ندهيد . انرژي را هدر ندهيد .
5 مرداد - 10: 27 18 - نشريه تقاطع
با سلام .اقاي دكتر بلاخره مجوز نشريه دانشجويي ما صادر شد .در نظر داريم با چند جمله از شما شماره اولش را چاپ كنيم .منتظر پيامتون براي نشريه "تقاطع" هستيم . با ارزوي موفقيت هاي پي در پي و با تشكر
5 مرداد - 6: 12 19 - سينا
به چشم خویش دیدم در بیابان / که اهسته سبق برد از شتابان سمند باد پای از تک فرو ماند / شتر بان همچنان اهسته می راند
6 مرداد - 6: 45 20 - علی شجری
با سلام خدمت دوست عزیزم آقای دکتر معین. مثل همیشه فهیمانه نگاشته بودید اما سوال من: به نظر شما مخاطب نخبگان چه کسانی هستند؟ ***** سلام - هم مردم و هم حکومت. موفق باشید.
8 مرداد - 3: 06 21 - نفس های آخر...
دکتر شما هیچ اظهار نظر اقتصادی نمیکنید در حالی که میخواهید رئیس جمهور هم شوید.دو سوم کار زئیس جمهور کار اقتصادیه چطور شما میخواهید کار کنید من که نفهمیدم. دکتر چند نکته مهم: 1- مرجعیت هم جناحی شده.مثلا در کتابی در مورد فقه که در حوزه ها تدریس میشود فقط اسم مراجع موافق ولایت فقیه با شیوه فعلی ذکر شده و بقیه در زمره مراجع معتبر و معروف نیستند. 2- اگر رئیس جمهور را دیدید بگویید من به عنوان یک شهروند خوش ندارم به ملت آمریکا بی احترامی کنی این چه وضع مصاحبه با خبرنگار آمریکایی است. ما قلدر نمیخواهیم...واقعا خجالت کشیدم از این شکل صحبت رئیس جمهور با خبرنگارNBC... ***** سلام - بهتراست هرکسی در زمینه ای که تخصص دارد اظهار نظر نماید حتی اگر رئیس جمهور باشد! ومن با ایشان ارتباطی ندارم! موفق باشید.
8 مرداد - 11: 04 22 - کامیار
سلام بر استاد فرزانه و گرامي دكتر مصطي معين. دكتر من و تمام دوستانم به آينده بسيار نا اميد هستيم. آينده برايمان تاريك است. هيچ كورسويي نيز بر آينده خود نداريم . آينده براي من و تمام هم سن و سال هايم با توجه به پيشرفت فساد و فحشا كه از بركات اين 2-3 سال اخير است جز سياهي معني ديگري نمي تواند داشته باشد. دكتر كمكمان كنيد تا بتوانيم چراغي را براي آينده ي خود روشن كنيم يا نه بهتر بگويم اصلا آيا اميدي به آينده ما داريد. وقتي خودم و هم سن و سال هايم را با جوانان و نوجوانان قبل از انقلاب مقايسه مي كنم جز افسوس كاري از من بر نمي آيد. آنان بودند كه انقلاب كردند و 8 سال براي آن جنگيدند ولي مايي كه از نسل بعد از انقلاب هستيم چه؟ آيا توان اينكه صرفا حق خود را بگيريم را دارا هستيم؟ من كه فكر نمي كنم. و به قول صادق هدايت كه حرف دلم را مي زند:"دريغا كه بار دگر شام شد× سرا پاي گيتي سيه فام شد× همه خلق را گاه آرام شد× به جز من كه غمم شد فزون××××جهان را نباشد خوشي در مزاج× به جز مرگ نبود غمم را علاج× وليكن در آن گوشه در پاي كاج× چكيده است برخاك سه قطره خون ... ./ ***** سلام کامیار عزیز- گذر از راه دشوار زندگی برای هرانسان وهرجامعه و کشوری وجود دارد و زمانی که با آگاهی و امید واستواری کوه به آرمان ها وآفاق دوردست چشم دوخته وتلاش کنیم، تلاشی عاشقانه در راه سعادت وبهزیستی انسان ها، آن وقت خداوند هم درراه درازی که در پیش داریم ما را تنها نخواهد گذاشت .امیدوارم که همواره کامروا وزندگی ات قرین شادی و پیروزی و حسن فرجام باشد. از صحبت با دوستانی مانند توا خرسند و خوشحالم.
8 مرداد - 7: 12 23 - شمیم رایحه
هر کاری می خواهی بکن دکتر ولی مردم ما دیگر فریب امسال شما را نمی خورند مردم ما هوشیار و آگاه شده اند و از حرف های تاریخ مصرف گذشته بیذارند مخصوصا حرفهای بی مصرف انتخاباتی-----
12 مرداد - 8: 50 24 - عباسي از اردبيل
با سلام و عرض خسته نباشيد . جناب آقاي معين بنده هم در وبلاگي تحت عنوان قلم معلم ( كانون صنفي معلمان استان اردبيل ) با اجازه شما تمامي نقد هاي جنابعالي را به اسم خودتان و معرفي منبع منتشر كرده ايم . اميدوارم اين عمل بنده جسارت به حساب نيايد . با احترام : غلامعلي عباسي ***** سلام - اختیار دارید،موفق باشید.
12 مرداد - 11: 39 25 - درویش
بعد از مدت ها سلام! حال شما خوبه؟! یکی از مهم ترین مشخصه ی نخبه ها می تونه هم زبانی با جامعه باشه وظیفه ی یک نخبه (مشخصا روشنفکر) به کار انداختن عقل و نیروی پرسشگری و در کل به حرکت درآوردن مردمه و این از طریق وارد شدن به ذهنیت مردم ممکن می شود. نفوذ روشنفکر به ذهنیت مردم از طریق هم زبانی امکان پذیره. شخص روشنفکر : 1- یا باید به زبان مردم آگاهی کامل داشته باشه (مثلا شریعتی معتقده در جامعه ی اسلامی روشنفکر باید با زبان اسلامی با مردم ارتباط برقرار کنه به همین خاطره که از پسرش می خواد در غرب، فلسفه ی غرب بخونه و بازگرده و فلسفه ی اسلامی بخونه) و یا : 2- طبقه ی واسطه ای بین روشنفکر و توده ی مردم وجود داشته باشه و این ارتباط را برقرار کنه یعنی از روشنفکر ِ نخبه تا مردم سلسله مراتبی طی بشود. ***** سلام - متشکرم ، استفاده کردیم .
13 مرداد - 0: 40 26 - ميم-جيم
5 خرداد -هنگاهي كه بر سر غذا مينشينيم سبك و راحت هستيم -هنگامي كه از ير غذا بر ميخيزيم نيز بايد همان احساس سبكي را داشته باشيم ***** سلام میم-جیم عزیز- از پیام های شما استفاده میکنیم بویژه اگر در موضوع همان پست باشد. موفق باشید.
13 مرداد - 0: 42 27 - ميم-جيم
6 خرداد - عشق همه ي انسان ها را به صورت يك خانواده الهي ميبيند.
14 مرداد - 2: 22 28 - محمدمهدي
سلام آقاي دكتر...بسيار مخلصيم! شما موافق كانديداتوري آقاي خاتمي هستيد يا مخالف؟ ***** سلام - از سرمایه های ارزشمند ملی باید درست و بجا استفاده کرد و بویژه برای خود ویا اهداف کوچک هزینه ننمود! موفق باشید.
14 مرداد - 5: 19 29 - ش. ع. ممقانی
.:یا رب العالمین:. برادر معین، سلام! واقعا" آفرین به این حسن توجه! به حقیقت که چه عرض کنم، به واقعیت تلخی از فضای امروز کشور پرداختین. اون افرادی که تا دیروز نگاه متنفرانه شون بر سر "این به اصطلاح درس خوانده ها" سنگینی می کرد، الآن همگی "نخبه"شدن که هیچ، کباده ی نخبه پروری هم میکشن! اصلا" بعید نیست کارشون به ولایت مطلقه ی "النخبه" و نخبه سالاری دینی استحاله پیدا کنه! ماشاءا... از وقتی که یک دفعه این نخبه مداری مد شد، به طرزی عجیب و خلق الساعه، همه نخبه شدن و داره از در و دیوار "این جمهوری اسلامی"، "نخبه" می ریزه که در واقع چیزی نیست جز روشی جدید و "بدیع" برای استثمار هر چه بیشتر این "امت" مستضعف و چون که تمام حقیقت را در بر نداره، در ذات خودش گمراه کننده است ولی ممکنه در نظر اول و ساده لوحانه، "تکامل" به نظر بیاد...مای بدبخت همون جوری که از همون اول فکرشو می کردیم، "کنکور" واسمون آینده و نون و آب نشد و "فوج فوج" به خیل "ذبح شدگان" و مسحور شدگان این "حضرت دیو" ی کذایی و پتیاره ملحق شدیم که هر سال سر تیر ماه،غذاش مغز سر "صدها هزار" جوان دربند این سرزمینه... دست آخر برای رهایی از نگاه سنگین پدر و آه دل مادر و نیز اطرافیان و وابستگان "مشتاق" و در یک کلام برای مثلا" حفظ "آبرو" تو در و همسایه، "گوهر" وجودمون رو به یه "آخور به اصطلاح علمی" بستیم، با وجود این همه "نخبه" در اطرافمون که حقیقتا" یاد آور "دوران تلخ ارباب رعیتی" و حتی تلخ تر از آن هم هست چون به ظاهر "بند"ی هم در کار نیست، دیگه خودمون هم از خودمون ناامید شدیم و در این "تقلای مذبوحانه"ی چندین ساله، دیگر به این نتیجه ی "تلخ" رسیدیم که خنگ ترین "امت" روی زمین خدا هستیم. دیگه حتی شرممون میاد "نفس" بکشیم...همه چی برامون عین یه رمان زرد و تلخ شده که سرنوشت سیاه لشکرای بدبختش از همون اول ماجرا مشخص شده..."ورشکست حیاتی" شدیم...تا حالا این قدر عاجز نشده بودیم....... این "نخبه-شکل"های تازه احیا شده هم که اصلا" ککشون نمی گزه...همین طور هیکل بزرگ می کننن و با کمال (...) جولان می دن.....از جنایات صدام هم بدتر، حداقل اون رو بود... تو کنکور هر سال، به طور به غایت خوشبینانه تا "ده هزار" نفر، به اون "آرمان"ی که "می خوان"، "رخنه" می کنن، حالا، تکلیف نفر "ده هزار + یک" واقعا" چی میشه؟! واقعا" باید با این زندگی چی کار کنه؟! واقعا" با یه زندانی یا محکوم ابد، فرقی داره؟! این به اصطلاح "سیستم" فعلی که "مسئولین؟!" در کمال "ساده لوحی" و یا شاید "اغراض"، این قدر سنگش رو به سینه می زنن، حداقل "حد نصاب لازم" کسب کردن هم که نیست که مردم بتونن روش یه حسابی باز کنن...یا مرگه یا زندگی، مثل "روزگار تفتیش عقاید"، برای همین همه درست مثل یه "جنگل" دار و ندارشون رو میذارن تو این "سیستم نما" ی آقایون و آخرش همین وضعی میشه که "نظام آموزشی" کشور و مدارس به اون دچار شده...فقط "ان نفر بر می داریم(از کجا؟!)" نفر "ان+یک" و به بعد به ما چه! برن بمیرن! اصلا" "بنده ی خدا" هم نیستن!!! "کنکور تنها راه موفقیت نیست(؟!)"و کلی از این حرفا که به درد خودشون هم نمی خوره...و این شد مثلا" سیستم پرورشی...هر چه قدر هم که جون بکنی، بلاخره همون "ان نفر" کار خودشو میکنه و بقیه میرن تو تعطیلات تاریخ! بلاخره کلی از این "ان نفر" از طفولیت(پنجم دبستان!!!)، "استعداد درخشان" و نیز "تیزهوشان روزگار" بوده اند... این سیستم آدمو یاد گروه های "مافیا" و گنگسترها میندازه، فقط "ان نفر جلوتر! بقیه رو خلاص کنید!!!" البته سرنوشت ما "درماندگان روزگار" هم چندان فرقی با این کاراکترهای قربانی مافیا نداره و دچار "یک مرگ به درازای یک عمر" میشیم و حتی تلخ تر چون ظاهرا، "تیر خلاص" و "بند"ی هم در کار نیست و کلا" هر چه بر سرمون اومده، تقصیر ماست و لا غیر...این "سیستم" طوری "مکارانه" تعبیه شده که به معترضین اون هم توسط دستان "پنهان و آشکار"، برچسب "تنبلی و خنگی" زده میشه!! یک تراژدی دردناک تر،همه شمول تر و البته درازتر از هر مصیبت مشابه در طول تاریخ...یه گودال به گستره و وسعت نظام آموزش اجباری و همگانی و با ظرفیتی به تعداد جوانان مملکت...آه...که برندگان از روی جسد "در گودال ماندگان"، به "معراج" می روند!...یا رسول الله.... به راستی مملکتی را که نود درصد جوانانش آینده ای ندارند و فقر و بیکاری و اعتیاد و تحقیر و "سواد سطحی" ، شب ها "در چاه ها" فریاد می شود، برازنده ی حتی نام "اسلامیت" و "جمهوریت" هست؟! ولی من به این هم ایمان دارم که بار کج به منزل نمی رسه و نیز .: إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ:. برادر معین! دلمان خون شده... چشم امیدمان به شماهاست. .:یا حق:.
15 مرداد - 11: 41 30 - دانيال
سلام بر دكتر معين عزيزم ميلاد امام حسين (ع) و اعياد شعبانيه رو به شما بزرگوار و خانواده محترم تبريك عرض ميكنم. نخبه كشي رسم ديرينيه كه سابقش تو ايران به گمونم بيش از زمان مغولها باشه! اميدوارم عمري باقي باشه و در موردش نظر بدم! از نوشته زيباتون ممنون. دوستان شميم رايحه هم يه نموره املا تمرين كنن لطفآ تا "امثال " رو با " امسال " اشتباه نگيرن مثل اينكه استرس ناشي از ترس شكست بدجوري به اين بندگان رنجور و كم طاقت فشار آورده!!! ارادتمند دكتر عزيز و مشتاق ديدار در پناه حضرت حق ***** سلام دانیال عزیز - من هم به شما و همه دوستان عزیزم تبریک می گویم . از احوال پزسی شما سپاسگزارم.
درود بر دکتر معین آقای دکتر شما واقعا فکر می کنید جامعه ایران یک جامعه اسلامی است؟ لطفا جواب صریح و روشن و مستند بدهید. چون چیزی که ما می بینیم با چیزی که می شنویم فاصله ای نجومی دارد. اصلا طور دیگری بپرسم، مولفه های یک جامعه اسلامی از نظر شما چه چیزهایی هستند؟ فقط همین خم و راست شدن ها و بلندگوها و ... و... برای اسلامی نامیدنیک جامعه کافیست؟ ***** سلام حسین عزیز- جمله ای از مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی نقل شده است که " به غرب رفتم : اسلام دیدم و مسلمان ندیدم ، به شرق آمدم : مسلمان دیدم و اسلام نیافتم ! ". موفق باشید.
17 مرداد - 11: 57 32 - تریبون آزاد
سلام در تریبـــون آزاد بخوانید: اندیشه، آرمان و ایدئولوژی نهضت مشروطیت تعامل دین و سیاست در نهضت مشروطه **کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی***
18 مرداد - 9: 38 33 - آرمين
سلام دكتر عزيز....من دانشجوي ليسانسه آی تی در مالزی....می خواستم واقا بدونم چرا من و امثال من برای ادامه تحصیلات باید به این کشور ها بیایم.دکتر اینجا بهمون امکانات می دن بهمون احترام می ذارن و حرفامونو گوش می کنن.چرا نباید از پتانسیل های داخل ایران استفاده کنیم؟تا منه جوونه 19 ساله مجبور به ترک ایران بشم و تمام افتخاراتی که باید برای ایران کسب کنم بنام اینها بکنم؟! وقتی حتی سفارت کشورم و رایزن علمی کشورم که تنها پشتوانه من توی غربت باید باشند باهامون برخورد خوبی نمیکنه من چطور می تونم به فکر برگشت به ایران باشم؟!! ***** سلام آرمین عزیز - اینها دردهای مشترک ماست ، درعین حال از فرصتهای رشدعلمی در مالزی و هرکجای جهان استفاده باید کرد، روزی بالاخره برای توسعه و پیشرفت ایران عزیز بکار گرفته خواهد شد. موفق باشید.
18 مرداد - 10: 12 34 - امين جمي
سلام بر دكتر معين خسته نباشيد . همه ملت ايران مي دانند كه راي واقعي دور نهم مال شما بود و شما رييس جمهور واقعي هستيد . ولي در حال حاضر خاتمي به دلايل بسياري كه خود هم مي دانيد از همه بهتر است براي كانديدا شدن . دلم مي خواهد او را حمايت كنيد تا در انتخابات دهم حاضر شده و برنده از صندوق بيرون آيد . چون اگر اينبار هم دولت بدست مهرورزان افتد ، آنگاه ديگر ايراني در ميان نخواهد بود . الان اين كشور نه اعتباري در ميان جهانيان دارد و نه حرمتي براي ملت پس بياييد دست در دست خاتمي دهيد تا با پشتيباني شما و حمايت مردم دولتي مقتدر در آينده داشته باشيم . به اميد برقراري دموكراسي واقعي در ايران بزرگ حق يارتان !
18 مرداد - 10: 25 35 - ميم-جيم
سلام استاد - این جملات را نزارم؟ متاسفانه از روز ها عقب افتادم و از اونجا که نمیخواستم هیچ کدوم جا بیفته یا حذف بشه . مال کل ماه رو یکباره پست کردم . متاسفانه تایید نکردید . ***** سلام دوست عزیز- تایید آن ، اینکه خواندم و استفاده کردم ولی ارتباطی با موضوع پست نداشت که درج شود. موفق باشید.
18 مرداد - 10: 25 36 - dorood bar shoma dooste aziz
بنای مهر نهید. به بهانه ی اعدام یعقوب مهرنهاد www.behzadmehrani.net
19 مرداد - 2: 39 37 - ميم-جيم
نقل از رضا ميان دره :این روزها آمدن یا نیامدن خاتمی برای رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم به یکی از مباحث اصلی وبلاگهای کشوری بدل شده است. وبلاگهای استان گلستان چندان به این موضوع نپرداخته اند و فکر می کنم غیر از سایت بارش نیوز و ابسته به حزب مشارکت استان که طرفدار آمدن خاتمی است دیگر وبلاگها علاقه ای به این موضوع نشان ندادند. شخصا یکی از مخالفان آمدن خاتمی هستم و فکر می کنم اصلاح طلبان چهارسال دیگر را نیز باید در پستو بنشینند زیرا بنظر می رسد همای سعادت با آنان یار نخواهد بود. اما استدلال طرفداران آمدن یا نیامدن خاتمی چیست؟ برخی از آنها را فهرست می کنم: الف: طرفداران آمدن خاتمی به عرصه رقابت ریاست جمهوری دوره دهم به این دلایل استناد می کنند: ١-خاتمی یک سرمایه ملی و دارای شخصیت قابل احترام بین المللی است و غیبت وی از صحنه داخلی به نفع نظام نیست ٢- اصلاح طلبان «استراتژی کاندیدای واحد» را برگزیده اند و خواهان ائتلاف بر روی یک شخصیت جامع می باشند و تنها کسی که می تواند این استراتژی را تعین بخشد شخص محمد خاتمی است ٣- حضور خاتمی موجب حداقل رسیدن اختلافات در جبهه اصلاحات می شود و این کم شدن اختلافات می تواند آنها را در پیروزیهای بعدی و فائق آمدن بر بحران جاری یاری رساند ۴- خاتمی با توجه به سابقه و محبوبیت خود تنها کسی است که می تواند شکست را بر احمدی نژاد تحمیل کند و پیروزی را برای اردوی اصلاح طلبان به ارمغان آورد ۵- خاتمی از معدود شخصیتهائی است که شورای نگهبان نمی تواند ایشان را رد صلاحیت کند و این امر باعث شکست استراتژی و سیاست دقیقه نود از سوی اصولگرایان همانگونه که در قبال آقایان دکتر معین و مهرعلیزاده در دوره قبل به موقع اجرا گذاشته شد خواهد شد و آسودگی و آرامش را بر روند تبلیغاتی آنان حاکم می کند. ۶- با توجه به وضعیت بین المللی ایران و مشکلات بوجود آمده در روابط ایران با غرب درخصوص مسئله هسته ای ایران خاتمی تنها کسی است که می تواند ایران را نجات بخشد و این موضوع را که بعنوان یک تهدید ملی درآمده به ساحل آرامش هدایت کند همانگونه که در سال ٧۶ با آمدن خود تهدید قدرتهای خارجی را بلاموضوع کرد. و.... ب: اما مخالفان آمدن خاتمی به عرصه رقابتهای ریاست جمهوری دهم چه عقایدی دارند: ١- خاتمی مرد خوبی است ولی این امر لزوما به معنای مناسب بودن وی برای ریاست جمهوری نیست. برخی معتقدند وی حد اکثر رئیس جمهور بدی نبود و به اصطلاح رئیس جمهور متوسطی بود. ٢- حضور خاتمی بیش ازآنکه باعث اتفاق نظر اصلاح طلبان شود باعث اتفاق نظر اصولگرایان بر روی احمدی نژاد شده و با آمدن آقای خاتمی دیگر نامزدهای اصولگرایان انصراف داده و بر روی احمدی نژاد اتفاق پیدا می کنند و ناخواسته ۴ سال دیگر را هم سیاست ایران باید با جناب آقای احمدی نژاد سر کند ٣- آمدن آقای خاتمی به بحران جانشینی دامن زده گو این که در کشور قحط الرجال است. سیاستی که باعث شکست هاشمی در دوره قبلی شد. از سوی دیگر بروز احساس پدرخواندگی سیاسی از سوی جریانات سیاسی چپ صحنه سیاست را به عرصه قبیلگی تنزل داده اند و ریاست جمهوری را به عرصه رقابت روسای قبایل سیاسی تبدیل می کند. ۴- سرمایه ای که خاتمی در چند سال اندوخته است در جریان انتخابات و رقابتها و نقد عملکرد هشت ساله وی در جریان رقابتها یک شبه به باد تاراج رفته و مشابه نقش هاشمی در حال حاضر(کسی از دولتی ها به حرفش گوش نمی دهد) و با توجه به ویژگیهای روانشناسی سیاسی خاتمی- این سرمایه ملی مجبور به کنج نشینی و انزوای سیاسی می شود. ۵- برخی معتقدند جامعه ایرانی دارای یک بیماری مزمن سیاسی است و آمدن وی درحقیقت نه تنها این بیماری را بهبود نمی بخشد بلکه به آن دامن می زند ۶- آمدن خاتمی که از ترس فیلتر شدن و ردصلاحیت شدن کاندیداهای اصلاح طلب می باشد به معنای آن است که اصلاح طلبان در سناریوی اصولگرایان درحال بازی هستند و این رقیب است که کاندیدای اصلاح طلبان را مشخص کرده است نه خود اصلاح طلبان ٧- دولت دهم با ریاست هرشخصی بجز احمدی نژاد وارث تمام مشکلات و نارسائی ها دولت نهم می باشد و بهمین دلیل آمدن خاتمی به معنای به دوش کشیدن مشکلات دیگران است.مضافا اینکه خاتمی نیروی کافی نیز ندارد. ٨- خاتمی توانائی مقابله انتخاباتی و تبلیغاتی با احمدی نژاد و تیم اصولگرایان را ندارد و بخاطر حجب ذاتی و همچنین دست بالاتر داشتن احمدی نژاد در نقد دولت قبل از خود- قادر به شکست احمدی نژاد نیست و باید فرد جدید و به اصطلاح پاک بیاید ٩- و دست آخر اینکه نقش خاتمی در سیاست ایران بجای رییس جمهور شدن باید به "رئیس جمهور ساز شدن" ارتقاء یابد. نقش وی باید همانند جایگاه حاج آقا مهدوی کنی و یا آقای ناطق نوری در جناح راست مورد بهره برداری قرار گیرد. البته همه مطالب را نتوانستم فهرست کنم و بقول بیدل دهلوی ای بسا معنی که از نامحرمی های زبان --- با همه شوخی مقیم پرده های راز ماند ***** سلام م ج . عزیز - از جمعبندی خوبی که ارائه کردی متشکرم.
سلام آقاي دكتر - از بس نگران انتخابات دهم هستيم كه از اين نگراني خواب از چشمانمان رفته است . اگر خبري دلخوش كننده داريد لطف فرموده براي ما بنويسيد تا اين فشار روحي از روي ما برداشته شود . بي صبرانه منتظر قطع دست نخبه نماها از قدرت و آغاز كار نخبگان هستيم . بي صبرانه !!! ***** سلام - کدام انتخابات!! و کدام نخبگان!؟
21 مرداد - 6: 18 39 - ه - ر
سلام آقای دکتر خدایی ایمیلتان را بررسی می نمایید؟ منتظر جوابتان هستم
22 مرداد - 11: 14 40 - زاهدي پور
با سلام به عزيزي كه به مصاحبه رئيس جمهور اعتراض كرده بايد عرض كنم كه جواب توهين و قلدر مآبي چيزي ديگر نمي تواند باشد. به ويژه كه روي سخن رئيس جمهور با دولت قلدر و جنايتكار آمريكا بود. به نظر شما اگر رئيس جمهور ذليل به چه درد مي خورد؟ ملت ايران عزيز است. اسلام عزيز است و رئيس جمهور عزيز مي خواهد. با تشكر زاهدي پور ***** سلام - البته باید واژه هائی چون عزیز و ذلیل را ازنو معنی کرد!
22 مرداد - 2: 14 41 - علی رزاقی بهار
با درود بي كران به مرد ايمان - علم وعمل دلم براتون تنگ شده البته منم تهراني شدم وحالا تهرانم . رزاقي نسيم مشهد حتما فراموش نكردين كاش الان رئيس جمهر بودين. مطلبتون خيلي عميق بود. ***** سلام - خوش آمدید ، در آرزئی اوصافی هستم که برایم برشمردید! از لطفتان ممنونم. موفق باشید.
توسعه علمی - شرط بقا!
به كدامين گناه...؟! - باي ذنب قتلت؟
«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت
" راز و نیازی به درگاه خداوند صبور! "
گناه مضاعف !!
" آسايش دو گيتي "
" نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان "
نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه
" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !
" درد نامه "
" ای جوانان عجم ! "
نداي آغاز!
" غبار آزادی ! "
" مرثیه دوست "
"عجب آواز خوشی"----٢