<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>وبلاگ</title>
      <link>http://drmoeen.ir/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2012</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 12 Jan 2012 20:00:47 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.33</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>رونمایی از &quot;اولین گزارش وضعیت اجتماعی ایران&quot; </title>
         <description><![CDATA[<p>بدون مقدمه باید بگویم که جامعه ما با کهکشانی از مسایل و مشگلات اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی و یا اصطلاحا" <strong>"آسیب های اجتماعی" </strong>درگیر شده است. اگرچه در یک آسیب شناسی علمی از این وضعیت ناگوارمی توان ریشه ها و زمینه های تاریخی آن را در گذشته های دور و قبل از پیروزی انقلاب جستجو کرد ولی بدون تردید پیآمد جنگ تحمیلی و بویژه در پی سوءتدبیر و بی کفایتی کارگزاران تحمیل شده به کشور در سالهای اخیر، اکنون در سراشیبی یک بحران اخلاقی - اجتماعی و... درغلطیده ایم. با علم به این واقعیت بود که پس از مطالعه دوساله ۱۳۸۴ - ۱۳۸٥، موءسسه علمی - اجتماعی - فرهنگی رحمان با  موضوع فعالیت "آسیب های اجتماعی" و ماموریت <strong>" رشد آگاهی جامعه ، حمایت از آسیب دیدگان و رویکرد اندیشمندانه و علمی" </strong> در سال ۱۳۸۶ رسما" کار خود راآغاز نمود. پروژه مطالعاتی " گزارش و ضعیت اجتماعی ایران طی سال های<br />
۱۳۸۰  تا ۱۳۸۸ از جمله تلاش های انجام شده است که حدود یکماه قبل از آن رونمایی گردید و در ادامه در جریان آن مراسم قرار خواهید گرفت:</p>

<p>×××××</p>

<p><strong>بسم ا... الرحمن الرحیم</strong><br />
<strong>ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس (روم- 41)</strong><br />
جای قدردانی و امتنان است که با همّت و تلاش جمعی گروهی از اندیشمندان و محققان برجسته علوم اجتماعی کشور موسسه رحمان می تواند امروز <strong>"گزارش وضعیت اجتماعی ایران"</strong> را رونمایی کند . من سخن را با تلاوت آیه 41 از سوره روم آغاز نمودم که بیان می دارد "فساد و تباهی در خشکی و دریا با دست انسان ها پدیدار شده" که وضعیت امروز دنیا از نظر آلودگی و تخریب محیط زیست انسانی اعم از طبیعت و محیط اجتماعی و اقتصادی و فضای اخلاقی ، سیاسی و فرهنگی جوامع مصداق عینی مضمون این آیه شریفه قرآنی است . در قرن بیستم که عصر شکوفایی علم و تکنولوژی و تسخیر طبیعت بود ، میانگین بروز سالانه سوانح و بلایای طبیعی بزرگ از قبیل سیل ، زلزله و آتشفشان از کمتر از 10 حادثه در سال 1900 به بیش از 350 مورد در سال 1999 افزایش یافت . تخریب گسترده جنگل و مرتع ، آلودگی زمین و دریا ، جمع شدن گازهای گلخانه ای در اتمسفر زمین و پیامد آن بروز تغییرات آب و هوایی از عوامل اصلی افزایش سوانح طبیعی در سده گذشته  بوده است . واقعیت این است که کشور ما هم بعد از آمریکا و چین به نسبت جمعیت و تولید ناخالص ملّی خود بالاترین رتبه های جهانی آلایندگی را در زمین و محیط زندگی انسان ها احراز کرده است ! <br />
از دیگر دستاوردهای جهانی جامعه بشری در ارتباط با محیط اجتماعی خود ، روند تاریخی افزایش نابرابری در سطح جهانی است . طبق گزارش UNDP ، نسبت درآمد 20% ثروتمندترین به 20% فقیرترین اقشار جمعیت دنیا از 3 به 1 در سال 1820 به 103 به 1 در سال 2005 رسیده که با توجه به جهانی شدن بازار و اقتصاد و تجارت همچنان بطور تصاعدی روبه افزایش است                           (UNDP Human Development Reports 1999 & 2005 , NewYork) . در ایران نیز طبق گزارش های انتشار یافته ، ضریب جینی که نشان دهنده نابرابری اقتصادی و درآمدی است بویژه از سال های 83 به بعد افزایش یافته و به حّد بحرانی 45/0 درصد رسیده است . <br />
50 درصد جمعیت جهان زیر خط فقر 2 دلار در روز و بیش از یک میلیارد نفر زیر خط فقر مطلق با درآمد 1دلار و کمتر در روز قرار گرفته اند و این به مفهوم افزایش مرگ و میر کودکان و زنان به عنوان قربانیان اصلی فقر ، اتلاف استعدادها ، از هم گسیختگی خانواده ها و جوامع ، گسترش جرم و جنایت و خشونت و کاهش امید به زندگی در جهان سوم و گروه های محروم و اقلیّت های نژادی و فرهنگی در کشورهای توسعه یافته است (Sutcliffe , 2005 , Department of Economic & Social Affairs , WP2 UNDESA). بطور مثال امید به زندگی افراد در کشوری مانند بروندی با درآمد سرانه 200 دلار در سال حدود 50 سال و سوئد با درآمد سرانه بیش از 25هزار دلار در سال در حدود 81 سال می باشد .<br />
دستاورد دیگری از عملکرد انسان ها و نظامات اجتماعی ، ایجاد نابرابری ، تبعیض و بی عدالتی است که با گسترش آسیب های اجتماعی و بیماری های جسمی ، روانی و اجتماعی رابطه مستقیم دارد ، در کشورهای غربی بدترین وضعیت را در این زمینه آمریکا و بهترین شرایط را کشورهای اسکاندیناوی و ژاپن دارند (Wilkinson & Pickett , the Spirit Level , 2009) . <br />
همچنین عدالت اجتماعی و کاهش نابرابری ها با اعتماد عمومی و افزایش سرمایه اجتماعی نسبت مستقیم دارد               (Wilkinson & Pickett , the Spirit Level , 2009) .<br />
انسان به عنوان یک ارگانیسم بسیار پیچیده و تکامل یافته در حال تعامل (Interaction) دائمی با محیط زندگی است . در این تعامل اگر استرس های محیطی بر ظرفیت¬های دفاعی انسان غلبه نماید واکنش سیستم ایمنی بدن کاهش یافته و در برابر عوامل خطر محیطی بدون دفاع می شود . در شرایط پیچیده و تغییر پذیر جامعه جدید ، نقش اعتماد و سرمایه اجتماعی و دیگر عوامل فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی در حفظ سلامت و یا پیدایش بیماری بیش از گذشته است . طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت ، سهم عوامل اجتماعی (از قبیل عدم تبعیض ، منزلت و کرامت ، دسترسی به آب و تغذیه سا¬لم ، داشتن سرپناه ، دسترسی به اطلاعات و خدمات سلامت و بهداشت محیط) در حفظ و ارتقای سلامت انسان بیش از 55 درصد می باشد                                                                            (WHO , Report of the Commission on the Social Determinants of Health , 2008) . بنابراین در دنیای امروز تامین حقوق آحاد شهروندان در همه جنبه های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی آن ارتباط تنگاتنگ با سلامت و یا بیماری و تحقق جامعه سا¬لم و یا سرشار از آسیب های اجتماعی دارد .<br />
جامعه ایرانی به دلیل تنوع گسترده فرهنگی و قومیتی و محرومیت های مرتبط با آن ها و نیز به دلیل جوانی جمعیت و آسیب پذیری بیشتر و متاثر از شرایط استبداد زدگی تاریخی ، جنگ های پی در پی ، سوء برداشت و سوء استفاده از دین ، سوء مدیریت و تغییر حکومت ها ، گلچینی از آسیب پذیری های گوناگون اجتماعی را در این زمان نشان می دهد . برخی از شاخص های آسیب پذیری اجتماعی (Social Vulnerability Indices) در جامعه ایران عبارت است از : <br />
شاخص های آسیب پذیری اجتماعی (Social Vulnerability Indices) :<br />
1.	نرخ بالای بیکاری و عدم اشتغال <br />
2.	درصد بالای فقر (مطلق و نسبی)<br />
3.	به حاشیه رانده شدن زنان ، کودکان و کهنسالان<br />
4.	نرخ بالای جرم و جنایت و اعتیاد و اختلال های روانی<br />
5.	نسبت بالای وابستگی اقتصادی کشور <br />
6.	افزایش بی رویه ی جمعیت و فرهنگ مصرفی<br />
7.	خالی شدن روستاها از جمعیت <br />
8.	افزایش مهاجرت به شهرها و حاشیه نشینی<br />
9.	بالا بودن هزینه های بهداشتی – درمانی و آموزشی<br />
10.	ناکارآمدی و / یا پوشش ناکافی بیمه ها<br />
11.	فقر غذایی علیرغم واردات سنگین مواد غذایی<br />
12.	بالا بودن هزینه های حمل و نقل و اسکان و تورم <br />
13.	بالا بودن نرخ بی سوادی و افت تحصیلی<br />
14.	مهاجرت مغز ها (نخبگان علمی ، مدیریتی و اقتصادی)<br />
15.	کم رنگ شدن فرهنگ و ارزش های بومی و جایگزینی فرهنگ و ارزش های بیگانه <br />
16.	توسعه نیافتگی بخش های مختلف اجتماعی (عمومی و خصوصی)<br />
17.	کم بود ظرفیت های نهادی به دلیل محدودیت منابع انسانی<br />
18.	ضعف و ناکارآمدی ظرفیت های برنامه ریزی توسعه<br />
19.	ناهماهنگی میان جنبه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و زیست محیطی توسعه<br />
20.	عدم مشارکت عمومی در فرآیند برنامه ریزی و تصمیم سازی<br />
21.	آسیب پذیری در برابر زلزله و سوانح طبیعی ناشی از تخریب محیط زیست<br />
22.	آسیب پذیری در برابر سوانح و تصادفات جاده ای<br />
23.	فقدان سیستم های موثر پشتیبانی از قوانین و تصمیمات اتخاذ شده<br />
بر پایه شناخت از واقعیت های فوق ، موسسه رحمان به عنوان نهادی غیر دولتی که رویکردی علمی را در انجام وظایف خیرخواهانه اجتماعی ضرورت کار خود دانسته ، از بدو تاسیس در سال 1385 ، به دنبال آن بوده است ، که "نقشه راهی" برای پیشگیری  و کاهش آسیب های اجتماعی در ایران،تدارک ببیند.<br />
"سند چشم انداز فعالیت های ده ساله موسسه" که در سال 1387 تدوین شد بر همین بنا استوار بود و درمیان همه گفتگو ها  و نشست های منظّم و ادواری این سال ها به درستی احساس می شد که باید طرح جامعی از "مسائل و آسیب های اجتماعی ایران" فراهم کرد . <br />
با این نیاز و برنامه ریزی ، تهیه "گزارش وضعیت اجتماعی ایران "در دستور کار موسسه قرار گرفت . انجام چنین کاری برای نهادهای غیردولتی با امکانات اندک و محدودیت های فراوان درابتدا بیشتر به آرزو شباهت داشت ، اما انگیزه مندی ، و وارستگی مثال زدنی جمعی از دانشمندان و پژوهشگران علوم اجتماعی که در این حوزه از دانش و تجربه ای کم نظیر برخوردارند ، این آرزو را به واقعیت نزدیک کرد و طی مدّت نزدیک به 2 سال این پژوهش به مدیریت جناب آقای مدنی به انجام و فرجام رسید . هدف اصلی از تهیه گزارش به تصویر "درآوردن مسائل اجتماعی ایران" است ، تا به اعتبار آن بتوان "آسیب های اجتماعی ایران" را بهتر دید و به چاره جویی درباره آنها پرداخت . برای جامعه ای مثل ایران که دستخوش تغییرات پر شتاب اجتماعی و مواجه با بحران ها و آسیب پذیری های گوناگون اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و ارتباطی است ، مهم ترین تهدید ؛ نشناختن و بد فهمیدن مسائل و آسیب هایی است که عمدتاً چند وجهی ، متنوع ، ریشه دار و تاریخی و بعضاً نیز نو پدید و متاثر از تحولات جدید در عرصه های ملی و جهانی هستند . فهم غلط ، سطحی و جهت دار از مسائل عمیق و پر دامنه  جامعه به اتخاذ رویکردها و روش های نادرست در برخورد با آنها و تحمیل هزینه های فراوان مادی و معنوی بر کشور شده است و می شود ، و در این میان حداقل احساس مسئولیت و چاره اندیشی ایجاب می کند که مسائل و آسیب های کشور دراندازه های واقعی ترودرزمینه ها و فرآیندهای پیدایش آنها مطرح  شوند .<br />
<strong>مروری بر اقدامات گذشته در ارتباط با آسیب های اجتماعی :</strong><br />
اولین همایش ملی طرح مسائل جامعه شناسی ایران که به همت مرحوم دکتر محمد عبداللهی درسال 1375برگزارشد ، به مسائل جدید جامعه ایرانی در هفت زمینه"جمعیت ، مسائل،شهری وروستایی ، نابرابری های اجتماعی ، آموزش رسمی ، وفاق فرهنگی ، اخلاق کار و نظم اجتماعی ومشارکت اجتماعی" پرداخت ، اولین" همایش ملی آسیب های اجتماعی ایران "نیز به هفت دسته از آسیب های اجتماعی را در زمینه" روند دگرگونی آسیب هادر جامعه ، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر ، پرخاشگری و جنایت ، خودکشی ،کودکان آسیب دیده ودختران فراری،روسپیگری وتکدی ، جرایم مالی ، اقتصادی وسرقت" ، مطرح کرد . ازآن پس هم نهادهای معتبر علمی نظیرانجمن جامعه شناسی ایران و مراکز و دانشگاهها و موسسات عمومی و دولتی و غیر دولتی تا به امروز اهتمام به مسایل و آسیب های اجتماعی را در دستور کار خود داشته اند که همه اینها حاکی از گستره و عمق مشکلات ، تنگناها و بحران های گوناگونی است که جامعه ما با آنها روبروست.ایران ، جامعه ای است به لحاظ تاریخی و توسعه ای درحال گذار و به لحاظ اجتماعی ، اقتصادی،فرهنگی وسیاسی دستخوش تغییرات پرشتاب و پردامنه ، و همه اینها یعنی وقوع مداوم دگرگونی درنگرش ها ، ساختارها و رفتارهای فردی وجمعی و پیدایش گفتمان های جدید معرفتی و فرهنگی . جامعه ای که دائماً درحال رویارویی با پدیده ها وروندهای نو است نمی تواند در قالب انگاره ها و پیش فرض های کهنه به حل و فصل مسائل پیش روی خود بنشیند ، و این نتیجه مهم دیگری است که باید از لابلای یافته های"گزارش وضعیت اجتماعی ایران" به آن رسید و با درک چیستی و چگونگی مسائل و آسیب های اجتماعی ایران ، نشانه ها و علایم هشدار دهنده را از آن میان دریافت ، به نظر می رسد مساله مهمی که باید به آن بیشتر توجه کرد ،پیچیدگی ، درهم تنیدگی و فشردگی  مسائل و آسیب های اجتماعی در ایران و شتاب روند دگرگونی های آنها طی سالهای اخیر است که این می تواند نشانه ای از پایین آمدن ضریب ایمنی و مقاومت جامعه در زمینه های "اخلاقی و فرهنگی" ، "نهادی و ساختاری" و نیز "فردی و روانی" باشد . من به لحاظ حوزه ی تخصصی ام که "ایمونولوژی " است <strong>پائین آمدن نظام ایمنی و دفاعی جامعه رادر بعد اخلاقی ، فرهنگی ، اجتماعی ، نهادی و فردی ، تهدیدی بزرگ در سلامت فرد و جامعه می دانم و گمان می کنم که بی حسّی ، بی تفاوتی و انفعال نخبگان در عرصه فرهنگ عمومی و نسبت به مسائل و آسیب های اجتماعی ، باید مقوله جدیدی برای مطالعه و پژوهش  همه کسان و موسساتی که نگران زوال منابع توسعه ملّی و توانمندی جامعه ایرانی هستند ، قلمداد  شود .</p>

<p></strong>×××××</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "       </strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/10/22.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/10/22.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 12 Jan 2012 20:00:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پاسداشت دموکراسی و حقوق بشر : از میدان آزادی تا میدان التحریر</title>
         <description><![CDATA[<p>#با شعار "مشروطه خواهی " و با ترانه  <strong>" از خون جوانان وطن لاله دمیده "</strong> در بیش ازیکصدسال قبل ،<br />
# و با شعار " آزادی ، استقلال ، جمهوری اسلامی" و با نغمه<strong> " در بهار آزادی جای شهدا خالی و بهاران خجسته باد "</strong> در بیش از سی و سه سال قبل ، پیروزی مردم بر استبداد قجری و پهلوی را جشن گرفتیم !</p>

<p>      <br />
# با شعار "جامعه مدنی و حقوق شهروندی و اصلاحات " در جنبش دوم خرداد۱۳۷۶<br />
# و با شعار " اصلاحات گامی به پیش" در انتخابات نهم ریاست جمهوری در۲۷  خرداد ۱۳۸۴ برای <strong>" پاسداشت دموکراسی و حقوق بشر "</strong></p>

<p># و با شعار "عدالت و آزادی " در انتخابات دهم ریاست جمهوری و جنبش سبز در ۲۲ خرداد۱۳۸۸ ، جوانان ایرانی هزاران بار سرود <strong>" یار دبستانی"</strong> و سرود تاریخی <strong>" ای ایران "</strong> را تکرار و فریاد کردند !</p>

<p>٪٪٪٪٪٪٪٪<br />
و اکنون اگر چه هنوز در قید و بند حاکمیت دولتی خود کامه و مظهر خشونت ، فقر ، فساد و فریب گرفتاریم ولی آرمان های آزادی خواهی ، ظلم ستیزی ، مردم سالاری ، بازگشت به اخلاق و معنویت اسلامی و کرامت انسانی مرزهای این سرزمین کهن و رنجدیده را درهم نوردیده و در <strong>" بهار عربی "</strong> از <strong>" میدان آزادی تهران تا میدان التحریر قاهره "</strong> گسترش یافته است. اینک این جوانان مصری هستند که با ترانه <strong>" آی میدان " </strong>با گرامیداشت شهیدان برخاک افتاده خود ندای آزادی ، همبستگی و ظلم ستیزی را سر داده اند ! <br />
 </p>

<p><strong>آهای، آی «میدان» (میدان التحریر)<br />
این همه وقت کجا بودی؟<br />
</strong></p>

<p>در تو سرودیم، در تو فرسودیم<br />
با هراسمان جنگیدیم، و نیایش کردیم<br />
متحد می‌مانیم، شب و روز<br />
و با تو هیچ چیز غیرممکن نیست<br />
<strong>ندای آزادی </strong>، ما را به هم می‌پیوندد<br />
زندگی‌مان سرانجام معنایی پیدا کرده است<br />
بازگشتی نیست: صدای ما شنیده شده است<br />
و رویا دیگر ممنوع نیست.</p>

<p><strong>آهای، آی «میدان»<br />
این همه وقت کجا بودی؟<br />
</strong><br />
دیوار را فرو ریختی و روشنایی آوردی<br />
و ملتی از هم گسسته را در خود جمع کردی<br />
از نو زاده شده‌ایم، و رویایی سرکش هم زاده شده<br />
برخاستیم به اعتراض، با نیت‌هایی پاک<br />
گرچه گاهی کژی‌هایی هم بود<br />
میهن و فرزندانمان راحفظ می‌کنیم<br />
و جوانان بر خاک افتاده‌مان را هرگز از یاد نمی‌بریم</p>

<p><br />
<strong>آهای، آی «میدان»<br />
این همه وقت کجا بودی؟<br />
</strong><br />
با تو «حس» کردیم، و با تو «آغاز» شدیم<br />
دیگر فاصله‌ای نیست، منعی نیست<br />
با این دست‌ها زندگیمان را دگرگون می‌کنیم<br />
تو راه را نشان دادی، و بقیه‌اش بر عهده خود ماست<br />
گاه می‌ترسم که رنگ ببازی<br />
که ترکت کنیم، و رویایمان بمیرد<br />
بار دیگر تاریخمان را گم کنیم<br />
و تو بشوی قصه‌ای از قصه‌هایمان</p>

<p><strong>آهای، آی «میدان»<br />
این همه وقت کجا بودی؟<br />
</strong><br />
میدانی از مردم، از هر گروه<br />
برخی بی‌تفاوت، و برخی دلاور<br />
برخی عاشق، و برخی پر جنب و جوش <br />
برخی شلوغ، و برخی ساکت<br />
دور هم جمع می‌شویم و چای می‌نوشیم،<br />
حال که طعم آزادی را چشیده‌ایم<br />
دنیا را به شنیدن صدایمان وا داشتی<br />
و همسایه‌ها را متحد کردی</p>

<p><strong>آهای، آی «میدان»<br />
این همه وقت کجا بودی؟</strong></p>

<p>رویای ما، قدرت ماست<br />
همبستگی ما، سلاح ما<br />
میدانی که حق را می‌گوید<br />
و همواره به ظالم، «نه» می‌گوید<br />
میدانی مانند موج<br />
بعضی تن به آن می‌زنند، و بعضی کشیده می‌شوند<br />
آنان که بیرون بودند، می‌گفتند «هرج و مرج»<br />
اما کار ما در تاریخ ثبت شد</p>

<p><strong>آهای، آی «میدان»<br />
این همه وقت کجا بودی؟<br />
</strong></p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "<br />
</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/9/28.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/9/28.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Mon, 19 Dec 2011 23:38:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ویکی لیکس دولتی - از نوع شرعی و اخلاقی!! </title>
         <description><![CDATA[<p>این روزها و این ماه ها سخت به فکر <strong>زوال اخلاقی به خصوص در حوزه سیاست</strong> هستم. هم آنچه هر روز در سطوح مختلف جامعه می بینم و هم آنچه در سطح علمی تر به خصوص در انجمن اخلاق در علم و فناوری مطرح می شود مرا به این فکر بیشتر مشغول می کند.تازه در این زمینه مطلبی بر شلاق خوردن <strong>خانم سمیه توحیدلو</strong> کاندیدای دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران و چهره اندیشمند و فعال و متدین حوزه زنان و جوانان نوشته بودم که این سیلاب بی اخلاقی دوباره به راه افتاد و فضای آلوده سیاسی را آلوده تر کرد. </p>

<p>×××××</p>

<p>داستان از این قرار است که در دور تازه ای از منازعه های سیاسی درون حکومت، برای <strong>حذف همراهان دیروز و منتقدان امروز</strong> گویا اصحاب قدرت خود را به لحاظ اخلاقی و شرعی و اداری مجاز دانسته اند که معرکه تازه ای بیافرینند! </p>

<p>×××××</p>

<p><strong>باغ دولت که ادعاهای عدالت و " پاکدستی" اش گوش فلک را کر می کرد، هردم بر تازه ای می دهد: </strong><br />
از مدارک دکترای جعلی بالاترین مقامات اجرایی تا دکترای افتخاری و بورسیه های آنچنانی و عضویت های سفارشی در هیات های علمی دانشگاه ها تا <strong>بزرگترین پرونده های سوء استفاده مالی</strong>، حال در این وسط باید به فکر <strong>" آدرس عوضی "</strong> و نسق کشی ها و تصفیه حساب های سیاسی در قالب افشاگری های اداری افتاد! اولین محموله این بار را سایت  " دولت ما " برای آقای احمد توکلی و چگونگی کسب مدرک دکترای وی  به میدان آورده است. پر این بی اخلاقی در بیان واقعیت دامن مسئولان و دست اندرکاران دوره های پیشین وزارت فرهنگ و آموزش عالی سابق را هم گرفته است، ولی اگر هم نمی گرفت و فضای سالمی وجود داشت ، دوست داشتم می توانستم اصل ماجرا را بنویسم:<br />
<strong>آقای احمد توکلی</strong> از دانشجویان رتبه بالای ورودی دانشگاه شیراز در رشته مهندسی برق و الکترونیک در سال تحصیلی 1348 - 49 بود که به دلیل فعالیت های سیاسی  از سال 1350 به زندان افتاد و تحصیلاتش ناتمام ماند. براساس مصوبه شورای انقلاب در همان سال نخست پیروزی انقلاب این قبیل دانشجویان مجاز به ادامه تحصیل شدند، اما او در این ایام ثبت نام نکرد. در سال 1371 درخواست ادامه تحصیبل کرد و براساس رای کمسیون موارد خاص در رشته اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل شد. در پذیرش این درخواست نه تنها کاری خلاف قانون انجام نگرفت، بلکه به دلیل مواضع سیاسی انتقادی وی درقبال سیاست های وزارت و دولت وقت (1368 -72 ) ، خود دلیل مواضع منصفانه و غیر جناحی مسئولان وزارت بود. اساس کار وزارت در دوره مورد نظر در حوزه اعزام دانشجو به خارج از کشور، قانون اعزام دانشجو مصوب سال 1364 مجلس شورای اسلامی بود. بر این مبنا اعزام در مقطع کارشناسی ارشد به بالا مجاز بود و سایر مقررات براساس آین نامه مصوب وزارت تعیین می گردید. در خصوص این موضوع ، <strong>اختیار قانونی وزیر</strong> برمبنای قانون مجلس، امکان تصمیم گیری را فراهم می کرد. البته صدور احکام بورس ، همراهی خانواده و نوع مدرک تحصیلی <br />
و...برعهده مسئولان وقت وزارت پس از سال 1372 بوده است.</p>

<p>×××××</p>

<p>آنجه البته پرداختن به این چگونگی را قابل توجه می کند، <strong>خروج سوابق پرونده افراد از وزارت علوم</strong> به منظور تصفیه حساب های سیاسی است که قاعدتا" مسئولان فعلی وزارت در صورت عدم رضایت و همراهی، باید پاسخگو و پیگیر نحوه انجام آن باشند!؟ به هر حال به نظر می رسد در فضای سیاسی کنونی باید شاهد به راه افتادن یک <strong>" ویکی لیکس دولتی "</strong> بود که چون این دفعه هم " وطنی " و هم " شرعی " قلمداد می شود، مجاز است و حتما" " اخلاقی "!!</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما</strong> <strong>"</strong>       </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/7/16.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/7/16.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 08 Oct 2011 20:39:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برای دخترم سمیه</title>
         <description><![CDATA[<p>"<strong>به نام خداوند جان و خرد</strong>"<br />
<strong>صفیر تازیانه ستم</strong> که بر پیکر پاک ترین فرزندان این سرزمین نواخته می شود ، در برابر فریاد عدالت خواهی و آزادی خواهی یک ملّت بیدار و آگاه ، غبار حقیری بیش نیست . شلاقی که به جرم فعالیت انتخاباتی در زیباترین و با شکوه ترین تجلی سبز خویش بر پیکر بی گناهی نواخته می شود ، افشاگر وحشت اقتدار گرایان از <strong>حضور مسئولانه و اخلاقی جوانان فرهیخته ایرانی در عرصه های تعیین سرنوشت</strong> است . <br />
<strong>دخترم ، سمیه !</strong><br />
تو از همان زمانی که به صف پیشتازان نسل سومی ها در جریان <strong>انتخابات 84</strong> پیوستی در "نسیم" ا<strong>صلاحات و دموکراسی خواهی</strong> ، همچون نگین درخشانی در "حلقه انسانی میدان آزادی" درخشیدی  و تا آن روز که شهروندان به پا خاسته پایتخت ، پلی انسانی بر فراز جنوب و شمال شهر زده و مسیر طولانی راه آهن – تجریش را به محل تقاطع نسل ها و عصرها تبدیل کرده و عصر انقلاب را به عصر آزادی گره زدند ، بر میثاق مکتوب <strong>"میثاق نامه جوانان"</strong> استوار بودی و پابرجا ماندی . تو پیمانی را امضا کرده بودی که در آن نوشته شده بود : "جوانان این نسل دیگر نمی پذیرند که با آنها مانند یک موجود منفعل و صامت برخورد شود ، به نام آن ها سخن گفته شود ... هویت آن ها بازیچه تلقی شود و آینده و سرنوشت ایشان به بازی گرفته شود" و به جرم استواری ات بر این پیمان و اجازه ندادن به مدعیان عدالت و مهرورزی و حامیانشان که به نام تو سخن بگویند و خود را برگزیده نسل تو بنامند ، تازیانه خوردی . <br />
آن شلاق ها نشان داد که آن زنجیره سبز و با شکوه مردمی تازیانه ای سخت بر صورت ستم بوده است و بر چسبی که بعد ها <strong>"فتنه" </strong>نام گرفت ، در همان روزهای پیش از انتخابات و در اوج همان مشارکت سبز ، تدارک دیده شده بود . <br />
من به عنوان یک پدر و به عنوان کسی که در همان سال های جوانی <strong>ظلم و جور رژیم ستم شاهی</strong> را با همه وجود احساس کرده ام ، احساس تو را نیز درک می کنم ، اما باید بگویم که تو ابرهای تاریک بر چسب "فتنه" را از آسمان شهرمان دور کردی و یک بار دیگر یاد آن حماسه گرانقدر آرمان خواهی و مقاومت را زنده نمودی . تو در آستانه انتخابات مجلس ، <strong>دوگانگی معیارهای اقتدار گرایان </strong>را افشا کردی و ثابت نمودی که نمی توان از یک سو ادعای استقبال از انتخابات را فریاد زد و دیکتاتورهای شمال آفریقا و خاورمیانه را به عنوان ناقضین حق انتخاب و مشارکت آزاد مردم نقد کرد و از دیگر سو حماسه سازان مشارکت سبز در پای صندوق های رای را به <strong>جرم آگاهی بخشی و دفاع از حقوق مردم</strong> تازیانه زد . <br />
"<strong>ولا یحزنک قولهم ، انّ العزه لله جمیعاً هو السمیع العلیم</strong>" (سوره یونس- 65)<br />
                                                                                                                    با آرزوی سعادت و توفیق الهی<br />
                                                                                                                            دکتر مصطفی معین<br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/7/4.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/7/4.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Mon, 26 Sep 2011 22:33:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>توسعه علمی - شرط بقا!</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>مصاحبه باچشم انداز ایران (تیر و مرداد 1390)- شماره 68 </strong>                                                                         <br />
<strong>با توجه به سوابق درخشانی که شما در وزارت علوم داشته‌اید و همچنین پژوهش‌هایی که در مورد توسعه علمی انجام داده‌اید. شما در این مورد دست به تاسیس سازمان‌های مردم‌نهاد هم زده‌اید. اگر ممکن است قدری در مورد این سازمان‌ها توضیح دهید.         <br />
</strong><br />
***                                                                                                                                     <br />
از سال 82 که از مسئولیت وزارت در دولت اصلاحات کنار کشیدم در سه حوزه تخصصی دست به تاسیس سازمان‌های مردم نهاد <br />
زده‌ام. یکی در حوزه اخلاق حرفه ای که "انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری" تاسیس شد و در حال حاضر وب‌سایت ،      خبرنامه و نشریه تخصصی (علمی – پژوهشی)دارد و جلسات سخنرانی بطورمنظم در آن برگزار می‌شود. دیگری در حوزه       تخصصی علم و توسعه علمی بود که "جمعیت توسعه علمی ایران" تاسیس شد. این نهاد با مطالعه و ارزیابی شاخص های        آموزشی ، پژوهشی و تکنولوژیک در سطح ملّی و جهانی به نظریه پردازی و ارائه راهکار در جهت ارتقای کیفیت و تولید علمی کشور می پردازد. سومین حوزه‌ای هم که در آن به دنبال تاسیس یک نهاد مدنی بودم، زمینه آسیب‌های اجتماعی است که "موسسه رحمان(رشد ، حمایت ، اندیشه)" شروع به کار کرد. تلاش این مجموعه بر رشد آگاهی‌ها و ظرفیت های مفیدی برای شناخت آسیب های اجتماعی و حمایت از آسیب‌دیدگان با رویکرد علمی است. همچنین در این سال ها در پی ارتقای سطح فعالیت های علمی و  مدنی، "انجمن علمی آسم و آلرژی ایران" در سال 1375 تاسیس شده است که علاوه بر برگزاری همایش های تخصصی و      آموزش های عمومی به بیماران و خانواده ها، فصلنامه‌ علمی – پژوهشی بین¬المللی هم دارد و نشریه ممتاز علمی در میان     نشریات داخلی است.                                                                                                                <br />
***                                                                                                                                     <br />
<strong>جایگاه توسعه علمی در میان رویکرد‌های مختلف توسعه‌ای کجاست؟ </strong>                                                               <br />
از تبعات علم، توجه به ظرفیت های مختلف مادی و معنوی و اهمیت یافتن مبانی و جوانب کارشناسانه و عاقلانه در مواجهه با   مسایل مختلف جامعه است . لذا برخورداری از رویکرد اخلاقی، خردمندانه و عادلانه نسبت به مسایل جامعه از جمله پی آمدهای<br />
رویکرد علمی است و در نتیجه پرداختن به هر مشکلی با رویکرد علمی، کمک بیشتری به حل آن می‌کند ، با این نگاه توسعه   علمی نقش محوری و پایه ای در مسایل و برنامه های مختلف توسعه ای دارد و بر پایه توسعه علمی جایگاه و نقش ابعاد دیگر  توسعه مثل توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و صنعتی، درست تر و واقعی تر تبیین می شود. در واقع یکی از موضوعاتی که ما در کشورمان با وجود ادعای دینی به آن بی‌توجهیم تاکیدهای مکرّر قرآن کریم به اهمیت و جایگاه علم است که آن را مکمّل ایمان و حتی مقدم بر آن قرار می‌دهد."یرفع¬الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوالعلم درجات". به این اعتبار اگر ما بتوانیم ایمان خود را پشتوانه کسب و ترویج علم قرار دهیم به توسعه و جهش علمی می‌رسیم که این در واقع همان رنسانس علمی است. پس راه    میانبر توسعه این نیست که مثل یکصد سال گذشته فقط نفت خام صادر کنیم که تنها به توسعه خام و وابستگی بیشتر اقتصادی و    فرهنگی کشور منجر می شود. راه میان بر به کار بستن اندیشه ، علم و تجربه در سطح ملّی برای رفع تنگناها و حلّ مسایل     توسعه ای است، یعنی همان راهبردی که در دولت اصلاحات هم دنبال می کردیم: "توسعه علمی شرط بقا".                       <br />
***                                                                                                                                     <br />
<strong>آیا توسعه تعارضی با مبانی دینی ما ندارد؟  </strong>                                                                                          <br />
نه، به نظر من توسعه اگر چه مفهومی جدید است ، اما می تواند با مبانی دینی سازگار باشد.                                       <br />
این رویکرد چیزی است که از دوره دانشجویی هم در ذهنم بود. از همان زمان من تعارضی بین کار و تلاش علمی و دینداری    نمی‌دیدم. شاید این یک تصویر ساده و اولیه از محوریت علم در توسعه و سازگار بودن آن با دینداری بود. آن زمان دانشجویانی  بودند که هم عضو انجمن اسلامی بودند، هم در عرصه‌های علمی فعال بودند و هم نسبت به جامعه و طبقات محروم آن نیز احساس مسئولیت و ادای دین می کردند و من هم به این نگاه باور داشتم. بعدها هم چه به عنوان یک معلم در دانشگاه و چه مسئول اجرایی در دولت به همین دیدگاه معتقد بودم و هستم و تلازم اینها را عملی ، موثر و مفید می دانم. می‌توان هم یک مسلمان واقعی و فعال  بود، هم کار علمی جدی کرد و هم به نحو تاثیرگذار در عرصه اجتماعی خدمت کرد.                                                <br />
***                                                                                                                                      <br />
<strong>شما مدت‌ها در سمت‌های اجرایی فعال بودید. خود شما چه گامی برای توسعه برداشتید؟ </strong>                                              <br />
زمانی که در مسئولیت وزارت قرار گرفتم دوست داشتم نگاه علمی و توسعه ای را به برنامه تبدیل و اجرا کنم. در دوره اول      وزارت که در سال های 68 تا 72 در دولت آقای هاشمی بود،‌ مشکلات بسیاری وجود داشت. دوران بازسازی بود و از دوره     رکود و تعطیلی دانشگاه‌ها هم مشکلات و کاستی های بسیاری برجای مانده بود. دغدغه‌هایی نسبت به تحقق عدالت در آموزش     عالی وجود داشت و اینکه باید آموزش عالی به عنوان یک حق به اقصی نقاط کشور برود. ما سیاست‌مان این بود که در هر      استان حداقل یک دانشگاه حضوری و یک دانشگاه نیمه حضوری وجود داشته باشد. ضمن اینکه از مشارکت و سرمایه گذاری    بخش غیر دولتی هم در آموزش عالی استقبال می کردیم. بر این اساس سیاست ما در آن دوره گسترش کمّی آموزش عالی،       سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و کادرسازی بود. در آن دوره نزدیک به 4هزار نفر در دوره‌های دکتری تخصصی در داخل و در رشته‌هایی که در ایران دکتری نداشت در خارج کشور پذیرفته و اعزام شدند.                                                        <br />
تلاش من در دور دوم مسئولیتم در وزارت علوم (بین سال های 76 تا 82) با توجه به تجربیات گذشته و اینکه مشکلات جنگ و  مسایل آن تا حدودی رفع شده بود، بیشتر بر روی توسعه کیفی آموزش عالی ، تقویت زیرساخت‌ها و تحول ساختاری در جهت     ارتباط بیشتر دانشگاه با جامعه و دولت بود. این امر، کاربردی کردن همان مفهوم توسعه علمی در سطح دستگاه متولی آموزش   عالی و پژوهش کشور بود که بر اساس ما می توانستیم در دانشگاه که خود یک جامعه کوچک از فرهیختگان است، نسبت به     جامعه پیرامونی خودبه شناخت و تحلیل دقیق و علمی دست یابیم. این شناخت که بر پایه پژوهش و مطالعات کارشناسانه است     میتواند به ارائه راه حل های علمی برای رفع معضلات و مشکلات مبتلا به کشور منجر شود، و با آینده نگری مسایل و مشکلات را پیش‌بینی و مدیریت کند و در واقع عقلانیت و فهم علمی را مبنای شناخت مسایل عام و خاص کشور و حل و فصل آنها قرار   دهد.                                                                                                                                   <br />
برآوردن این گونه انتظارات علمی و اجتماعی نیازمند انجام یک تحوّل ساختاری و بنیادین در دستگاه علمی کشور بود. بر این   اساس برنامه‌ای که من در مجلس پنجم و برای دولت هفتم، به جناب آقای خاتمی تقدیم کردم،‌ چندین بندش به همین تحول ساختاری در آموزش عالی برمی‌گشت. هدف این بود که برنامه‌ای باشد هم متناسب با تحولات ساختاری  روز نظام علمی و تحقیقاتی و     فناوری در ایران و جهان و هم اینکه تعهدی برای من و همکارانم باشد که نسبت به تحقّق آن پیگیری و تلاش کنیم. از همان اوایل کار در شهریور و مهر 76 جلسات متعددی ابتدا بین من و معاونان وزارت و سپس در سطح رئیسان و مدیران دانشگاهی صورت گرفت و نزدیک به دو سال ادامه یافت و برای کاربردی کردن واجرایی کردن همین رویکردها بود. بر این اساس و 10 پروژه    مطالعاتی در ستاد وزارت و در سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران و برخی دانشگاه ها تعریف شد. در یکی از این       پژوهش ها ساختار نظام آموزش عالی در 21 کشور مختلف اعم از کشور‌های توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته مورد  بررسی قرار گرفت. نتیجه این مطالعات ماده 99 برنامه سوم توسعه کشور را شکل داد که اساس آن ایجاد تحول ساختاری در نظام آموزش عالی کشور در جهت انسجام بخشی به سه مقوله آموزش عالی ، تحقیقات و فناوری و ایفای نقش موثرتر نهاد  دانشگاه در برنامه توسعه کشور بود. با تصویب این قانون عنوان "وزارت فرهنگ و آموزش عالی" به "علوم و تحقیقات و فناوری"‌ تغییر    یافت و ظرف یک سال وزارت‌خانه موظف شد لایحه شرح وظایف و اختیارات قانونی جدید را به مجلس تقدیم کند.                 <br />
در سال 1379 وزارت جدید رسما با حضور آقای خاتمی رئیس جمهور افتتاح شد و لایحه شرح وظایف آن به قریب اتفاق آرا در  دولت تصویب گردید و با اکثریت قاطع آرا در مجلس رای آورد .                                                                     <br />
در دل آن قانون، شورای عالی علوم تحقیقات و فناوری پیش‌بینی شده بود که ریاست آن با رئیس جمهور و نایب رئیسی وزیر علوم و تحقیقات و فناوری و دبیرخانه آن در خود وزارت بود. ترکیب اعضای آن طوری بود که بجز وزیر و تعدادی از معاونان،       وزرای صنعتی و خدماتی و اقتصادی، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و ... به انتخاب دولت حضور داشتند که باعث ایجاد نوعی نگاه مشترک و علمی در مدیران کلان کشور می‌شد. در شورای نگهبان گفتند که این کار از آنجا که با آیین‌نامه داخلی      شورای عالی انقلاب فرهنگی که زیر نظر رهبری است مغایرت دارد، لذا با قانون اساسی هم در تعارض است. من این نظر را    درست نمی دانستم، چون ما بر اساس ماده 99 برنامه سوم توسعه کشور این لایحه را تدوین کرده بودیم که خود شورای نگهبان هم قبلاً قانون برنامه سوم را تصویب کرده بود. این مواضع در رسانه‌ها اعلام ‌‌شد و با آقای جنتی هم دیداری داشتم که به نتیجه نرسید. سرانجام موضوع را با رهبری در میان گذاشتیم و ایشان دستور دادند که کمیته ای مرکب از خود من و نماینده شورای نگهبان و   نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی به این موضوع رسیدگی کنند. در ابتدا بنا شد که نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی آقای    دکتر حسن حبیبی باشد که ایشان با وجودی که رای هم می‌آورد و موافق نظر ما هم بودند در پذیرش مسئولیت تردید کردند و آقای دکتر ولایتی فی‌المجلس کاندیدا شد و رای آورد. نماینده شورای نگهبان هم آقای صادق لاریجانی بود و از ابتدا مشخص بود که در آن کمیته، آرا دو به یک است. وقتی دیدم که جلسات این کمیته به جایی نمی‌رسد و من نمی توانم برنامه ای را که اعلام کرده بودم و بر پایه آن از مجلس رای اعتماد گرفته بودم ، پیش ببرم و اجرای آن را یک وظیفه اخلاقی و قانونی می دانستم در دوم شهریور 1382 استعفا دادم. این یکی از دلایل استعفای من بود، دو دلیل دیگر هم این استعفا داشت که یکی عدم رعایت حرمت دانشگاه و دانشجو و تجاوز گروه های فشار و سرکوب به دانشگاه در آن سال بود و دیگری هم تداخل کار دستگاه‌های دیگر و شورای عالی انقلاب فرهنگی در آموزش عالی.                                                                                                     <br />
البته گویی روی خود من هم حساسیت‌هایی وجود داشت، چرا که بعد از من و در فضایی که ایجاد شده بود، این قانون با تغییراتی به تصویب شورای نگهبان رسید، هرچند موادی را که معتقد بودند با اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی تداخل دارد حذف     کردند. اما ساختار کلی قانون حفظ شد و به سلامت از این کشمکش ها عبور کرد، هرچند اجرای قانون جدید در دولت فعلی بر    زمین ماند و با تشکیل معاونت فناوری در ریاست جمهوری بر میزان دخالت¬ها و موازی کاری¬ها هم افزوده شد.               </p>

<p>***                                                                                                                                     <br />
<strong>ممکن است در مورد مفاد این لایحه توضیحات بیشتری بدهید؟</strong>                                                                         <br />
شعار محوری ما در دولت اصلاحات این بود؛ "توسعه علمی، شرط بقا". که در مورد آن یک سمینار علمی هم گذاشتیم.          <br />
برای توسعه تعریف‌های زیادی شده است و شاید برای آن نتوان تعریف واحدی در ادبیات علمی و دانشگاهی یافت. اما به هرحال در تعاریف جدید توسعه در جهان گرایشی به سمت دانش مداری و توسعه انسانی به وجود آمده است . اگر جوهر توسعه، گسترش منابع مادّی و معنوی جامعه باشد، امروز گسترش سرمایه های طبیعی و فیزیکی در جامعه محصول گسترش سرمایه انسانی،    سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی به شمار می آید و این یعنی اهمیت و محوریت "دانش" و کاربرد دانش در هر چهار وجه   توسعه. با این تعریف، باید دانشگاه تبدیل به کانونی شود که مهم ترین هدفش توسعه همه جانبه کشور است و توسعه انسانی به   معنای تربیت کادر تخصصی مورد نیاز جامعه بخش محوری آن است. در این جهت هدف دیگر توسعه علم و فناوری به معنای  تحقیق، پژوهش، نوآوری و ارتقای بهره وری در تولید و خدمات، صنعت، کشاورزی و مدیریت کلان کشور است.                <br />
البته ابعاد دیگر توسعه متوازن و پایدار و مسئولیت  اجتماعی دانشگاه هم این ضرورت را ایجاب می‌کند که دانشگاهیان نسبت به مسایل فرهنگی،‌ اجتماعی و اقتصادی جامعه خود حساس باشند و با نگاه علمی و کارشناسانه برای حل مسایل آن راهکار بیابند.  <br />
این مهم را در دوره وزارت، در قالب دو سخنرانی کلیدی در جهت تحقق مفاد آن لایحه مطرح کردم که در کتابی با عنوان "چه   حاصل" توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است. عنوان یکی از این سخنرانی‌ها "پیش‌نیازهای توسعه علمی کشور"  بودکه در پانزدهم دی 1379 در فرهنگستان علوم ایراد شد و عنوان دیگری "موانع توسعه علمی ایران" که یک سال              بعد دردانشگاه صنعتی شریف ارائه                                                                                                    شد.                                                                                                                                    بنا به آن مطالب پیش نیازهای  توسعه علمی در این عناوین خلاصه شده است:                                                       <br />
• همسویی و تناسب فعالیت‌های علمی با مبانی و باور‌های دینی.                                                               <br />
• شناخت منابع، موقعیت‌ها و امکانات جهانی و ملی. به عنوان نمونه ما در آن دوره از وزارت متوجه شدیم که ایتالیا هشت سال پیش از ما عنوان و ساختار وزارت علومش را به وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری تغییر داده است. در واقع فهمیدیم که طرح تحول ساختاری که در آن دوران ارائه شد، در جوامع توسعه یافته ایده‌ ای جدید و در حال اجراست.                               <br />
.	- تقویت روحیه علمی در جامعه از طریق راه‌کار‌هایی از قبیل آمادگی برای ورود به چالش‌هایی در حوزه‌‌های علم          وفن‌اوری و آموزش عالی با تکیه بر شناخت مسائل نوین آموزش در دنیا و ایران و ...                                            <br />
من در آن رویکردها پس از طرح مقدمات نظری از این دست سراغ راهبردها و راهکارها  رفته‌ام. به عنوان نمونه "سیاست در  خدمت علم" به عنوان یک راهبرد مطرح شده¬است. در ایران علم در خدمت سیاست، سیاست در خدمت قدرت و انسان نیز در    خدمت هر دوی اینهاست. این چیزی است که دقیقاً باید برعکس باشد. بنا نیست که سیاست از علم سواری بگیرد، بلکه باید در      خدمت علم باشد و همه باید دانشگاه را از خود بدانند. دانشگاه نهادی در خدمت علم و جامعه است، یک نهاد ملی و بین‌المللی است که از میراث مشترک بشری که علم است پاسداری و آن را تقویت و تولید می‌کند. از طرف دیگر وقتی صاحبان قدرت دانشگاه را فقط ابزار دست خود برای کار سیاسی ببینند، این در واقع نزول شأن دانشگاه است.                                                 <br />
"علم در خدمت عدالت" هم خود یک راهبرد مهم است که در آن عدالت در خدمت رشد و تعالی انسان و توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تعریف می شود. به طور خلاصه برای توسعه علمی راهبرد‌های زیر مورد توجه است:                                <br />
 رشد و تعالی جامعه، فقرزدایی،تحقق عدالت اجتماعی و دیگر آرمان‌های ملی، اسلامی و انقلابی. به این معنا دستیابی به همه اینها وابسته به توجه اساسی به توسعه علمی است. راهبرد دیگر همگانی کردن علم است. این‌ مباحث در دین ما بسیار مورد تاکید است و دستاورد‌های جدید بشری نیز موید آنهاست. راهبردهای دیگر ارتقای مدیریت اجتماعی، تربیت خود باوری، توسعه منابع انسانی، و کاهش گسست‌های موجود در جامعه است؛ شکاف‌های عمیقی که در سطوح مختلف جامعه بین مردم و دولت وجود دارد از این جمله است. توسعه مشارکت عمومی در آموزش عالی و تحقیقات، جذب دانش ایرانیان و مسلمانان چه در داخل و چه خارج از    کشور هم از دیگر راهبردهای توسعه علمی است. در آن دو سخنرانی که در واقع گزارش کار وزارت بود پس از اینکه راهبرد‌ها را مشخص کردم، به سیاست ها و برنامه‌ها پرداختم، از جمله :                                                                      <br />
1-ارتقای کیفی دانشگاه‌ها و تنوع آموزشی، پژوهشی و خدمات تخصصی                                                           <br />
2-حفظ و بهبود شاخص‌های توسعه کیفی آموزش عالی                                                                              <br />
3-ادامه ارزیابی مستمر رشته‌ها و برنامه‌ها و محتوای دروس                                                                       <br />
4-تربیت و گسترش تحقیقات و آموزش‌های کاربردی                                                                                 <br />
5-اصلاح نظام پذیرش دانشجو                                                                                                       <br />
6-تحول ساختاری در مدیریت آموزشی¬عالی،پژوهش و فن‌آوری                                                                  <br />
7-انتقال وظایف و اختیارات قانونی این بخش به خانواده دولت با تشکیل شورای عالی علوم تحقیقات و فن‌آوری                 <br />
8-تمرکز زدایی در امور اجرایی و تفویض اختیار به دانشگاه                                                                      <br />
در توضیح این بند باید بگویم که یکی از برنامه‌های مهم در دوره وزارت ، بخصوص در دولت آقای خاتمی، تمرکززدایی از وزارت‌خانه بود. از نظر اینجانب وزارت نقش پشتیبانی، نظارت و ارزیابی دارد و سایر امور در خود دانشگاه باید متمرکز باشد. این رویکرد استقلال دانشگاه را در پی داشت. مساله دیگر موضوعیت یافتن "آزادی علمی" به گونه-ای که استاد و دانشجو و    دانشگاهی‌ کاملاً احساس امنیت داشته باشند. این ایده‌ها و برنامه هااز زمان دولت اول آقای هاشمی آغاز شده بود. در واقع با    پیگیری تشکیل هیات های امنا در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی، نهاد ذی‌حسابی از ساختار دانشگاه حذف گردید و هیات امنا از سوی خود حسابرس تعیین می¬کرد. این مساله به لحاظ نحوه اداره مالی و اجرایی دانشگاه¬ها، یک نقطه عطف  به حساب می آمد، چون دانشگاه به جامعه‌ای از نخبگان علمی است و بر پایه این نظر باید بتواند خودش را اداره کند. در برنامه ‌چهارم توسعه هم این موضوع پیگیری شد. در جلسات شورای فرابخشی برنامه‌ چهارم توسعه که در بخش‌های فرهنگی و اجتماعی در وزارت   علوم تشکیل می شد، در آنجا استقلال مالی، اداری، سازمانی، استخدامی، معاملاتی، علمی، آموزشی و پژوهشی دانشگاه به       رسمیت شناخته شد و دولت در جایگاه حمایت و پشتیبانی و نظارت و ارزیابی قرار گرفت. در روند این جهت گیری یک اقدام مهم در سال‌های 81 و 82 انجام گرفت و آن‌ انتخابی شدن مدیریت دانشگاه‌ها بود. بنا به این تصمیم مسئولیت انتخاب رؤسا که از جمله اختیارات وزیر بود،‌ طی آیین‌نامه‌ای به دانشگاه ها تفویض گردید. بر اساس این آیین‌نامه انتخاب مدیر با نظر خواهی از شورای    گروه شروع می‌شد، به سطح شورای دانشکده می‌رسید و بعد در شورای دانشگاه به بحث گذاشته می شد و در آنجا با حضور      نماینده‌ای از سوی وزیر برای نظارت، انتخابات انجام می گرفت. در نهایت چهار نفر با رای مخفی انتخاب و به وزیر معرفی      می‌شدند. وزیر با آنان گفتگو می کرد و بر پایه سوابق و صلاحیت های افراد و رای کسب شده، یکی را بر می گزید و به شورای انقلاب فرهنگی می‌برد تا پس از تائید، حکم برایش صادر کند. ما در 15 دانشگاه طی دو سالی که این طرح را پیگیری می‌کردیم  موفق به اجرا شدیم. ابتدا از دانشگاه ارومیه شروع کردیم که گرفتار بحران مدیریتی بود و این طرح کمک شایانی به ثبات مدیریت و کاهش بحران نمود. این دانشگاه تحت تاثیر شرایط منطقه، بحران‌های خاصی داشت. فردی که طی این طرح در دانشگاه ارومیه انتخاب شد، رئیسی جوان و به روز و مقبول از نظر استادان و دانشجویان بود. چون تحمیلی نبود، مقبولیت داشت، انتخابی و در  نتیجه پاسخگو بود و توانست یک دوره کامل و موفق مدیریت کند و مشکلی هم پیش نیامد.                                          <br />
بندهای دیگر سیاست ها و برنامه ها عبارت بود از :                                                                                 <br />
9-تقویت پیوند‌های قانونمند، موثر و پایدار میان دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و مراکز اجرایی                                         <br />
10-ایفای نقش و مشارکت موثر نهاد دانشگاه و دانشگاهیان در نظام تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کشور                 <br />
11-اهتمام هرچه بیشتر به توسعه شبکه ‌همکاری¬های علمی ملی و منطقه‌ای.                                                        <br />
 ما در آن دوره به صورت‌های مختلف سعی کردیم روابط علمی خود را با جهان توسعه دهیم.ارتباط و همکاری با یونسکو،        آیسسکو، آکادمی علوم جهان سوم(TWAS)، شبکه اجرایی سازمان های علمی جهان سوم(TWNSO)، مرکز بین المللی فیزیک نظری              (ICTP) و پروژه سزامی از جمله این قبیل روابط علمی بین المللی بود،  که تحرّک علمی فراوانی پیدا نمود .<br />
12-تقویت نظام ارزشیابی و اعتباربخشی آموزش‌عالی                                                                                 <br />
در آن مباحث در خصوص موانع توسعه علمی ایران هم به چالش های فکری و فرهنگی، سیاسی – اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی اشاره کرده بودم.                                                                                                                        <br />
در این میان، موانع فکری و فرهنگی از مهم‌ترین چالش های توسه علمی به شمار آمده، که به صورت تهدیدهای مختلف بروز یافته است از آن جمله:                                                                                                                       <br />
1-در توسعه فرهنگی تأکید بر آفرینندگی، خلاقیت، بحث،‌ گفتگو،‌ نقدپذیری، نقد از دیگران و مشارکت است. در فرهنگ عمومی ما به دلایل متعدد تاریخی و ساختاری این مؤلفه‌ها ضعیفند.                                                                             <br />
2-ضعف اعتماد به نفس و خودباوری                                                                                                 <br />
3-تقلید و خودباختگی                                                                                                                  <br />
4-حیرت‌زدگی در برابر تحولات جدید علمی و فرهنگی غرب                                                                        <br />
5-گسستگی از معارف فرهنگی و دینی. به نظر من اگر ما در صدراسلام و قرون نخستین، آن رنسانس عظیم علمی را داشتیم، به دلیل فرهنگ و زمینه های مساعد فرهنگی و اعتقادی مردم نسبت به فریضه بودن آموزش و کسب علم بود که در آیات قرآن و    سخنان پیامبر(ص) تکرار و تاکید می شده مطالعه تاریخی ما به درستی نشان می دهد که دین در آن دوره پشتوانه توسعه و ترویج علم بوده است.                                                                                                                         <br />
6-تفسیر دینی غلط از رشته‌های معرفت دینی                                                                                         <br />
7-فریضه دانستن تنها برخی از علوم دینی و نه همه علوم.                                                                          <br />
در سال 1365 من دبیر شورای مرکزی جهاد دانشگاهی بودم. با اعضای شورا خدمت مرحوم آقای منتظری رسیدیم. ایشان آیاتی  از سوره نور (آیه 43) قرآن را خواندند و تفسیر کردند ‌ که علما فقط محدود به علمای دین نیست و منظور تمام کسانی است که به آموزش و تحقیق در علم می‌پردازند. با این نوع نگاه تمام متخصصان در دید قرآنی ما عالم یا به اصطلاح "اهل علم" هستند.      <br />
8-فقدان فرهنگ علمی و فنی در جامعه                                                                                                 <br />
9-فقدان روحیه و فرهنگ کاوش و پرسش‌گری در جامعه                                                                              <br />
10-فقدان فرهنگ تحقیق                                                                                                                <br />
11-ضعف های مستمر در گفتمان علمی کشور اعم از نقد، بحث و تبیین نگرش‌ها و یافته‌های علمی در جامعه                      <br />
12-بی‌توجهی به ارزش زمان و فرصت‌های موجود در متن فرهنگ عمومی. ما نسبت به گذشت زمان حساس نیستیم. چه جامعه و چه حکومت. شما اگر از کسی به عنوان نمونه بپرسید فاصله تا شهر بعدی چقدر است، معمولاً به جای مسافت، زمان به شما       می‌گویند و به عنوان نمونه می‌گویند نیم¬ساعت. وقتی به مقصد می‌رسید متوجه می‌شوید که شاید گاهی چند برابر آن زمانی که او به شما گفته بود طول کشیده است. این ناشی از بی‌توجهی فرهنگی ما به ارزش و گذر زمان است. جلسات ما حتی جلساتی که در سطوح بالا تشکیل می‌شود حداقل با نیم ساعت تأخیر آغاز می‌شود و گاهی با  تأخیر آمدن بخشی از پرستیژ افراد به حساب می آید. یعنی کسی برای اثبات برتری‌هایش سعی کند بعد از بقیه برسد. تأخیر و بی نظمی و اتلاف وقت برای ما ضد ارزش که نیست هیچ، گاهی ارزش است و این یعنی بی توجهی به ارزشمندترین سرمایه انسان که دقایق زندگی                                             اوست.                                                                                                                                       <br />
                                                                                                   <br />
 . در فرهنگ غربی       <br />
                                                                                                                              on time<br />
                                                              دارند به معنای اینکه کسی سر ساعت و دقیقه در جلسه شرکت می‌کند و<br />
                                                                                                                              in time <br />
             یعنی در حد یک یا دو دقیقه تأخیر دارد.                                                                                   </p>

<p> خود "توسعه" قبل از آنکه صرفاً اقتصادی باشد یک امر فرهنگی است و نیاز به زمینه‌های مساعد فرهنگی و اجتماعی دارد. با   فرهنگ عمومی و مدیریتی موجود، سخت می‌توان به توسعه اندیشید. شاید حتی بتوان گفت توسعه فرهنگی مقدمه هر شکلی از   توسعه است.                                                                                                                          <br />
13-فقدان شرایط درونزای توسعه فرهنگی و علمی.  به عنوان نمونه مصرف‌گرایی حتی در محدوده علم و فن‌آوری که متأثر از فرهنگ مصرف‌گرای عمومی است. ما بیشتر مصرفی هستیم تا تولیدی. تولید فکری هم نداریم. مجبوریم نفت بدهیم و تولید فکری، علمی و تکنولوژیکی غرب را وارد کنیم چون تولید کننده نیستیم و به مصرف عادت کرده ایم.                                    <br />
14-طبقاتی شدن جامعه و تقسیم آن به خاص و عام که     این مقوله‌ای فرهنگی و ایدئولوژیکی است. همه انسان‌ها از نظر قرآن برابرند و این طبقه‌بندی به عام و خاص و خودی وغیر خودی بر حوزه اندیشه و علم نیز تأثیر مخرب می‌گذارد                   <br />
15-نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر سود‌انگاری در جامعه که طبیعتاً چنین نظامی در خدمت دلالی، واردات و سود بیشتر قرار می    گیرد تاتولید و  توسعه.                                                                                                               <br />
16-ضعف نهاد‌های ارتباطی علمی در کشور که سازو کار جذب و هضم علوم و فنون جدید را محقق نکرده‌اند.  نهادهایی چون  انجمن‌های علمی و تخصصی، پارک‌های علم و فن‌آوری که در سال‌های آخر مسئولیت من در وزارت، برنامه‌های آن آماده شد و به تدریج به اجرا درآمد.                                                                                                              <br />
از جمله چالش ها و آسیب های دیگر وجود موانع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی است.                                   <br />
یکی از چالش های مدیریتی ما این است که در دانشگاه‌های کشورهای صنعتی، معمولاً دولت‌ها فقط 40 تا 50 درصد بودجه     دانشگاه را تأمین می‌کنند. باقیمانده آن را خود دانشگاه با خدماتی که به جامعه و صنعت می‌دهد، - اعم از خدمات پژوهشی،      آموزشی، فنی، مشورتی، و دیگر خدمات تخصصی - تامین می کند. البته بخش کمی از آن هم از طریق دریافت شهریه است و  درصد قابل توجهی از هزینه ها هم با هدایا و کمک های افراد متمکن تامین شود.                                                 </p>

<p>***                                                                                                                                     <br />
<strong>به نظر شما چگونه ما می توانیم از طریق توسعه علمی به توسعه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برسیم؟  </strong>                         <br />
این موضوع تنها یک بحث نظری و انتزاعی نیست، یک مبحث راهبردی و کاربردی هم هست که در همان زمان مورد تحقیق و    مطالعه قرار گرفت و برای آن  برنامه‌ریزی شد و به صورت قانونمند با شعار "توسعه علمی، شرط بقا" روند اجرایی خودش را   آغاز کرد. اجازه بدهید به یکی دو مورد تجربه عملی خودم قبل از اجرای این برنامه اشاره کنم :                                    <br />
پرفسور عبد‌السلام که اولین جایزه نوبل را در بین مسلمانان گرفت، معتقد بود ایران به خاطر استعدادهای انسانی و منابع سرمایه‌ای که در اختیار دارد، اولین کشوری می‌شود که می تواند در بین کشورهای اسلامی به توسعه دست یابد. من در دوره اول وزارتم  یعنی در فاصله زمانی 72- 1368 ، همکاری های نزدیکی را با او در قالب آکادمی علوم جهانی سوم و مرکز بین المللی فیزیک نظری در تریست ایتالیا شروع کرده بودم. ایشان معتقد بود که یکی از علل عدم دستیابی به توسعه در کشور‌های توسعه نایافته، عدم استمرار برنامه‌ها و سیاست‌های کلان توسعه ای است و این به خاطرعدم ثبات مدیریت‌هاست. عدم ثبات مدیریت ها نیز به دلیل     سیاسی کاری ها و بحران‌های سیاسی‌ است. در واقع برای گذر از توسعه علمی به توسعه سیاسی– اجتماعی- اقتصادی باید اقلاً   ایده آن را پیدا کرد، ثانیاً آن را به برنامه تبدیل کرد و ثالثاً آن را مدیریت کرد و پیش برد . در اینجا آن ایده و طرح آماده شد، به  برنامه هم تبدیل گردید، اجرای آن هم در دولت اصلاحات شروع شد، امّا به قول پوفسور عبدالسلام عدم استمرار مدیریت اجازه   تداوم و تحقق آنها را بعد از دولت آقای خاتمی نداد. گویی وقتی یک دولت و مدیریت جدید می‌آید رسالت و هنر خود را در این   باید ‌ببیند که گذشته را تخطئه کند و یا اگر علناً هم نفی نکند اما عملاً از صفر شروع کند. به یاد دارم که در سال های 69-1368 یک جزوه حدوداً 100 صفحه‌ای از آقای مجید رهنما که در اواسط دهه 40 وزیر علوم بود به دستم رسید. این جزوه بسیار برای من قابل استفاده بود و جدای از اینکه خیلی از دیدگاه‌های علمی مشترک بود، برخی از آنها هنوز تازگی داشت و قابل استفاده برای زمان ها هم بود، پس طبیعی بود که من در این حلقه تاریخی باید نسبت کاری خودم را به عنوان یک مسئول با آنچه در گذشته    ایران، در جهان و در جوامع نظیر خودمان رخ داده است پیدا کنم، چون مساله فقط داشتن دیدگاه و رویکرد نیست، مساله          امکان و امتناع پیش یردن یک برنامه برای توسعه علمی هم مهم است.                                                              <br />
بطور کلی تعریف و مفهوم توسعه علمی و نسبت آن با سایر ابعاد توسعه در اسناد مختلف آمده، هرچند این تعاریف متفاوت است. در این میان ما سعی کردیم که با بهره‌گیری از ایده ها و تعاریف نهادها و سازمان های علمی بین المللی و کارهایی که در دیگر  کشورها انجام شده بود به تعریف توسعه علمی بپردازیم. دو کنفرانس مهم علمی از سوی یونسکو در آن سال ها برگزار شد، یکی در سال 1998 در پاریس به نام "کنفرانس جهانی آموزش عالی در قرن21" و دیگری یک سال بعد در بوداپست به نام "کنفرانس جهانی علم در قرن 21 و تعهد دولت ها". در این دو مجمع جهانی، به خصوص از آن جهت که در سال های پایانی قرن بیستم    برگزار می شد، بیانیه‌هایی صادر شد که از اسناد کلیدی در زمینه توسعه علمی است و برای تحول علمی و تکنولوژیک جهان در آستانه قرن بیست و یکم ، رهیافت های جدیدی مطرح شد. ما در این دو کنفرانس شرکت فعال داشتیم و بیانیه های آنها را در دستور کار اجلاس مدیران و رؤسای دانشگاه ها قرار دادیم که پیرامون آن گفت‌و‌گو و تبادل نظر کنند. در یکی از این جلسات           فدریکومایور مدیرکل وقت سازمان یونسکو هم حضور داشت و نظرات خود را مطرح کردو در جلسه دیگری هم ماتسورا مدیرکل بعدی یونسکو حضور پیدا کرد. از دیدگاه یونسکو تأکید بر آن است که "نگاه ما به امر توسعه جهانی و عمل ما بومی باشد".      </p>

<p>***                                                                                                                                      <br />
<strong>ممکن است درباره این بیانیه‌ها بیشتر توضیح دهید. </strong>                                                                                   <br />
این بیانیه‌ها چالش هایی را که آموزش‌ عالی در قرن 21 با آن مواجه می شود مطرح می نماید. یکی از این چالش‌های جدید،   توده‌ای شدن دانشگاه است که از نیمه دوم قرن بیستم آغاز گردیده است. در سال‌های 1960 تا 1995، تعداد دانشجوها در دنیا 6  برابر افزایش داشته است و به عدد 80 میلیون رسیده است. خود ما اول انقلاب در ایران 175هزار دانشجو داشتیم که اکنون به  سه میلیون و نیم رسیده است. پیشتر طبقات ثروتمند و فرزندان آنان به دانشگاه دسترسی داشتند ولی امروز قشرهای متوسط‌ و     طبقات محروم هم وارد دانشگاه می‌شوند.دیگر اینکه رسالت دانشگاه در جامعه جدید فقط یک رسالت علمی- آموزشی و پژوهشی نیست بلکه این رسالت بعد تربیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و جهانی هم پیدا کرده است و باید این رسالت ها خود را در     برنامه‌ها و زندگی مردم هم نشان دهد. یعنی دانشگاه دیگر برج عاج روشنفکری یا طبقات اشرافی نیست، بخشی از روند تحولات  جامعه است ، و در این میان دانش آموخته دانشگاه هم انتظار می رود که در جامعه، در صنعت و در فرهنگ مشکلی را حل     کند.یکی از نتایج علمی و کابردی این تحول آن است که آموزش ها و پژوهش‌های میان رشته‌ای روبه گسترش گذاشته است. در دنیا رشته‌ها هم تخصصی‌تر می‌شوند و هم به هم دیگر نزدیک می‌شوند، درست بر خلاف کاری که در ایران انجام شده و رشته‌های گروه پزشکی و پیراپزشکی را از سایر شاخه های علوم جدا کرده اند! دانشگاه می‌تواند و باید چهارراه ارتباط و همکاری با      دولت، جامعه، صنعت و نخبگان باشد. در کنفرانس بوداپست راهبردهایی در مورد توسعه مطرح شد که درخور توجه جدی است، از آن جمله:                                                                                                                           <br />
•علم برای دانش و دانش برای پیشرفت                                                                                               <br />
•علم برای ایجاد صلح و توسعه                                                                                                      <br />
•علم برای برطرف کردن نیازهای اساسی بشر یعنی مسکن و غذا و اشتغال و رفاه                                                <br />
•علم برای محیط زیست و توسعه پایدار.                                                                                            <br />
شاید بدانید که ایران بعد از آمریکا و چین سومین کشوری است که تولید آلودگی در فضا می‌کند که اگر این میزان آلودگی را به نسبت جمعیت و تولید ناخالص ملی محاسبه کنیم، اولین کشور آلاینده محیط زیست جهانی می‌شویم! خوب نگاه کنید، خود این مبحث جدیدی است.                                                                                                                           <br />
در واقع با این نگاه، توسعه علمی زمینه ساز توسعه همه جانبه و متوازن و پایدار جامعه به حساب می آید. پس توسعه علمی را می‌توانیم با این مقدمات به این صورت تعریف کنیم؛ "تولید علم و به‌کارگیری نتایج آن و دستیابی به روندها و تکنیک‌های جدید   برای بهبود و ارتقای زندگی مردم در همه سطوح اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی". یکی دیگر از تعاریف توسعه علمیٍ، "افزایش توان آینده نگری و پیش‌بینی و مدیریت تحولات آتی" است. چرا که جامعه جهانی به دلیل پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک و   ورود به عصر ارتباطات و جامعه اطلاعاتی دچار تحولات عمیق و تغییرات پرشتاب در همه حوزه‌ها شده است. اگر جامعه¬ای بتواند به آینده نگری و پیش‌بینی علمی مجهز شود، خواهد توانست از تنگناها و بحران های مختلف نیز پیش‌گیری کند. در علم طب اساس کاربر پیش‌گیری است تا درمان. سیاست گذاران و دولت‌مردان یک جامعه هم باید حکیمانه آینده نگری و قدرت پیشگیری داشته باشند. ما تنها در زمینه تکنولوژی‌های کلاسیک ممکن است با دنیا فاصله داشته باشیم، اما در عرصه‌هایی که دنیا تازه به آنها ورود کرده است، مانند بیوتکنولوژی و تکنولوژی نانو می‌توانیم خود را آماده کنیم که خیلی عقب نمانیم. حال به این زمینه،       مجموعه های دیگری از ظرفیت های تحوّل و نوآوری را اضافه کنیم: نسبت بین توسعه علمی و محیط زیست، نسبت بین توسعه  علمی و مدیریت و توانمند شدن جامعه و دولت ، نسبت بین توسعه علمی و رشد شهروندی ، نسبت بین توسعه علمی و حقوق بشر و حقوق اساسی ملّت، نسبت بین توسعه علمی و جنبش های اجتماعی، نسبت بین توسعه علمی و آسیب های اجتماعی، نسبت بین توسعه علمی و ارزش های اخلاقی، نسبت بین توسعه علمی و عدالت و آزادی و...                                                <br />
بنابراین تعریف توسعه در طول زمان تغییر کرده است. زمانی صنعت در تعریف توسعه محوریت داشت، بعد اقتصاد مبنا شد، بعد از آن توسعه انسانی مطرح شد و امروز صحبت از توسعه سرمایه های اجتماعی و سرمایه فرهنگی است. این اواخر در برنامه چهارم، "توسعه دانایی محور" مطرح شد که مفهوم درست و علمی آن دانش محور بود<br />
 (Knowledge based development)<br />
است نه فقط دانایی محوری. این موضوع را آن زمان هم تذکر دادم، اما مسئولان                                                   <br />
سازمان مدیریت و دولت عنوان دانایی محوری را ترجیح دادند!                                                                      </p>

<p>***                                                                                                                                    <br />
<strong>نقش بینش را در این میان چه می‌دانید؟   </strong>                                                                                              <br />
این به نظر من خیلی مهم است چون داشتن بینش به چگونگی کاربرد دانش هم کمک می کند. به عنوان نمونه بینش دینی یا نوع    نگاهی که ما به دین داریم در همه مسایل مرتبط با توسعه تعیین کننده است. بعد از بینش که نوع نگاه است، رفتار یعنی چگونگی  تربیت فردی و اجتماعی ما که امری فرهنگی است ، مهم است و بعد از آن  ساختار اجرایی اهمیت دارد، یعنی چه نوع حکومت و شیوه حکمروائی بر جامعه حاکم است، در این مجموعه فرهنگ و رفتار اجتماعی شکل می گیرد. با توجه به اینکه در عصر      ارتباطات هستیم و پیشرفت‌های علمی و فنی خیلی سریع از طریق فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، همگانی می‌شود، به همین  دلیل وقتی در جامعه‌ای توسعه علمی صورت گرفته باشد، راه رسیدن به توسعه همه جانبه و پایدار نیز هموار می‌شود.             </p>

<p>***                                                                                                                                     <br />
<strong>شاخص‌هایی هم دارد؟ </strong>                                                                                                                <br />
بله،از مهم ترین شاخص های توسعه علمی، شاخص های اندازه گیری تولید علم در هر کشور است که از جمله آنها:              <br />
"مقالات علمی پذیرفته شده و انتشار یافته در مجلات علمی معتبر در سطح جهانی است". هر چند کمیت مقالات مهم است اما کیفیت آن مهم‌تر است.  ما به لحاظ کمی رشد خوبی در جهان داشته¬ایم و بعد از ترکیه رتبه دوم را در منطقه و در جهان نیز رتبه 22   را داریم که جایگاه نسبتاً خوبی است. اما به لحاظ کیفیت، یعنی رجوع به مقالات، رتبه ما بالاتر از 50 است. یعنی ضریب نفوذ    مقالات و میزان استناد به آنها پایین است. پس باید به این مساله هم توجه داشته باشیم. اما مهمتر از ارجاع به مقالات اینست که این همه مقاله علمی چه تأثیری بر زندگی مردم، جامعه وتوسعه کشور ما گذاشته است؟                                                   <br />
در واقع اگر وزارت علوم و دانشگاه ها و مراکز پژوهشی کار خود را به درستی انجام داده باشند و حجم انبوهی از مقالات علمی هم تولید شود، مساله بعدی این است که این تولید علمی چه تأثیری بر واردات ما داشته و چه اندازه آن را کاسته است؟ این مقالات چقدر کیفیت تولیدات صنعتی ما را افزایش داده‌اند؟ چقدر ایجاد اشتغال کرده اند، کیفیت زندگی مردم را چقدر ارتقا داده اند و        نیاز‌های زندگی مردم را برآورده کرده اند؟ چقدر در بهبود شاخص های سلامت و پیشگیری در جامعه تأثیر داشته اند؟ در واقع این شاخص ها نشان می‌دهند که هرچند آموزش عالی و دانشگاه در زمینه تولید مقالات علمی موفق بوده است، اما عواملی هم در    فقدان اثر بخشی اجتماعی و اقتصادی آن وجود دارد که مانع ‌شده و آن مانع، سوء مدیریت کلان است.                             <br />
شاخص دیگر توسعه علمی این است که چه میزان از تولید ناخالص ملی صرفت تحقیق و پژوهش می‌شود. این یک شاخص     بین‌المللی است. اگر کشوری زیر نیم درصد از تولید ناخالص خود را صرف تحقیقات کند، جزو کشور‌های عقب مانده محسوب می شود. اگر بین نیم تا یک درصد باشد، آن کشور را در حال توسعه می‌دانند و اگر بیش از یک درصد باشد، آن کشور به مرزهای  توسعه داخل شده است. بیشترین هزینه پژوهشی را در جهان، اسرائیل دارد که بیش از چهاردرصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف تحقیقات می‌کند. بعد از آن ژاپن، کشور‌های اسکاندیناوی، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی قرار دارند. اما ایران از اولین برنامه توسعه بعد از انقلاب، مدام رسیدن به شاخص¬هایی چون 2درصد و 3درصد را به عنوان هدف تعیین کرده که در عمل    نتوانسته است به آن دست پیدا کند. بودجه هزینه های تحقیقاتی کشور ابتدا در حدود سه دهم درصد از تولید ناخالص بود که  اکنون حداکثر به حدود نیم تا شش دهم درصد رسیده است.                                                                                   <br />
ولی متاسفانه این هم مقدار نیز اسمی و غیر واقعی است. باید دید چند درصد از این بودجه در بین دستگاه‌های اجرایی توزیع       می‌شود و چند درصد به دانشگاه‌ها تخصیص می‌یابد. عمده آن در دستگاه‌های اجرایی است که در آنها تحقیقی صورت نمی‌گیرد. عنوان ردیف بودجه آنها تحقیق است اما بیشتر برای پاداش و اضافه کار و رفع کسری بودجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.           <br />
شاخص دیگری که برای توسعه علمی مطرح می شود، تعداد دانشجو به نسبت جمعیت است. در این شاخص ما بعد از گسترش     کمی دانشگاه‌ها، وضعیت مطلوب‌تری نسبت به دیگر شاخص‌ها داریم.‌ اکنون به ازای هر 100هزار جمعیت، در حدود 3500     دانشجو داریم. البته در کشور‌های پیشرفته این میزان بیشتر است و به عنوان نمونه در کانادا در حدود 6000  دانشجو به ازای هر 100هزار جمعیت است. در ابتدای انقلاب این شاخص در حدود 400 بود که اکنون به 3500 رسیده است. به لحاظ کیفی هم در  دانشگاه‌های دولتی وضع بدی نداریم. به عنوان نمونه نسبت استاد به دانشجو، یک به 18 است. هرچند در دانشگاه آزاد این نسبت به حدود یک به 100 می رسد، اما در آنجا هم روند رو به رشد است. این‌ها اهم شاخص‌های توسعه علمی است.                 </p>

<p>***                                                                                                                                    <br />
<strong>به نظر می‌رسد یکی از موانع توسعه، موانع تاریخی باشد. موانع تاریخی توسعه علمی در ایران به نظر شما چیست؟ </strong>              <br />
به طور کلی برای توسعه،‌ اعم از توسعه علمی یا اقتصادی- اجتماعی و سیاسی- فرهنگی،‌ هم دولت‌ها و هم جامعه مدنی نقش      دارند. در تعاریفی که از توسعه می‌کنند، می‌گویند نوع ساختار حکومت‌ها با توسعه ارتباط مستقیم دارد. یعنی هرچه نظام‌ها از      مبانی دموکراسی فاصله بگیرند و به دیکتاتوری نزدیک شوند، روند توسعه همه جانبه در آنها کندتر می‌شود و هرچه به دموکراسی نزدیک‌تر شوند راه توسعه متوازن هموارتر می‌شود. در واقع در یک نظام دموکراتیک، افزایش اعتماد میان مردم و با همبستگی و تعاون مردم با هم و با حکومت، باعث ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی می‌شود که این افزایش سرمایه از ضرورت‌های توسعه     است. با بهبود اعتماد بین مردم و حاکمیت و افراد جامعه با یکدیگر، سطح آگاهی و توانمندی شهروندان بیشتر و راه توسعه        هموارتر می گردد.                                                                                                                    <br />
در دولت اصلاحات، پژوهشی تحت عنوان "پیمایش ارزش‌ها و نگرش های ایرانیان" در وزارت ارشاد انجام شد که نتایج آن خیلی مهم است. یکی از خروجی‌های آن این بود که مشخص شد بیش از 80 درصد مردم نسبت به هم بی‌اعتمادند. در واقع بی‌اعتمادی و سوءظن تنها بین مردم و حاکمیت نیست، بین خود مردم،‌ روشنفکران و نخبگان با مردم و نخبگان و روشنفکران با حکومت  و در واقع در تمام سطوح جامعه وجود دارد. ما با نگاه فرهنگی و اعتقادی می‌گوییم هرچه سطح دانش و آگاهی فرد بیشتر باشد نسبت به جامعه‌اش هم مسئولیت بیشتری بر عهده دارد. حضرت علی(ع) می ‌فرمایند که خداوند از عالمان تعهد گرفته است که نسبت به      جامعه‌ خود، گرسنگی محرومان، پرخوری مرفهان و استثمار قدرت مداران بی‌تفاوت نباشند. اینهاو مواردی از این دست نشان می دهد که ما به لحاظ سرمایه اجتماعی در حداقل قرارداریم و این خود از جمله موانع مهم توسعه است. انتظار عمومی آن است که نخبگان هم در تشکیل و اصلاح ساختار حکومت نقش ایفا کنند، هم عدالت طلب باشند و هم در جامعه نقش مسئولانه داشته باشند.   <br />
در جامعه مدنی هم باید حاکمیت و نخبگان با توده مردم تعامل و ارتباط متقابل داشته باشند تا مشکلات جامعه شناخته و راه حل پیدا شود. ما حدود 8 میلیون دانش آموخته و دانشگاهی داریم. اگر فقط 10 درصد اینها احساس مسئولیت، توانمندی و قدرت داشته      باشند و به سمت عرصه عمومی و تشکیل سازمان‌های غیر دولتی بروند،می بینیم که خیلی از مشکلات جامعه لااقل به درستی     شناخته می‌شود. این کار هزینه چندانی هم ندارد. بنا نیست که  NGO ها کار سیاسی کنند و بنابراین اساساً نباید با برخورد سیاسی هم مواجه شوند. می‌توان در چارچوب قانون اساسی حقوق‌ مردم را پی گرفت و مردم را نسبت به حقوق‌شان آگاه کرد. این         مسئولیت نخبگان ماست. تخصص پزشکی من آلرژی و آسم است و یک تحقیق نشان می‌دهد که بیش از35درصد از کودکان       تهرانی مورد مطالعه علائم آسم از خود نشان می‌دهند. در یک کلان شهر ده میلیون نفری این یک فاجعه انسانی است. چند درصد از اینان کارشان به اورژانس و بیمارستان و مرگ و میر کشیده می‌شود! اعلام می‌شود در طول سال گذشته 22 روز بیشتر هوای پاک نداشته‌ایم؟ مساله چیست و مسئول این وضعیت کیست؟ آیا نباید مدیریت های اجرایی و شهری در قبال آن پاسخگو باشند.      جای حقوق شهروندی مردم کجاست؟ آیا متخصصان و دانشگاهیان ما نباید مردم را نسبت به اینگونه مسایل و حقوق شهروندی خود آگاه کنند؟ آیا هوای پاک از حقوق انسانی تمام شهروندان نیست؟ در مسائل دیگر هم وضع از این بهتر نیست. در واقع شاید ما در  سطح حکومتگران، در سطح توده و حتی در سطح نخبگان دچار نوعی توسعه نیافتگی هستیم. به طور جدی می‌توان گفت         ساختاراستبدادی در طول چند صد سال گذشته تأثیر خود را در فهم، رفتار و بر روحیه ما گذاشته است. بالا بودن فردیت و روحیه  فردی،  خودرایی، سوء ظن و عدم اعتماد به دیگران، نقد ناپذیری، ناتوانی در گفتگو با یکدیگر، مشارکت ناپذیری و رقابت گریزی، میل به  خرافه، علم گریزی، تملّق، دروغ¬گویی و ... محصول حاکمیت سال‌های طولانی استبداد است. برداشت‌های غلط از دین که آن را با علم در تضاد می‌بیند یا تاریخ و تمدن ایرانی یا دنیا را در مقابل آخرت قرار می‌دهند، تقدیر گرایی، ظاهرگرایی و همه خرافاتی   که امروزه ترویج می‌شود، به تقویت همان اخلاقیات استبدادی کمک می‌کند. در حالی که دین می‌تواند پشتوانه‌ای قوی   برای اصلاح اخلاقیات و فرهنگ عمومی، توسعه و حتی جهش علمی در این زمان باشد. وقتی از نظر دین،آموزش، پژوهش و   ترویج علم‌ یک  فریضه عمومی است، اینگونه آموزه ها و باورها اگر درست فهمیده شوند و درست به کار گرفته شوند، کمک     زیادی به امر توسعه می‌کنند. موانع تاریخی توسعه ما درواقع بیش از هر چیز هم در ساختار سیاسی ما و هم در برداشت‌های غلط از دین خود  را نشان داده است. در کنار اینها تهاجم دائمی بیگانگان و بی‌ثباتی، موقعیت جغرافیایی و سیاسی، احساس نا‌امنی      تاریخی هم باعث شده اند تا توسعه در ایران مسیری سخت و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته باشد. توسعه نیاز به زمینه های  مساعد، اندیشه ها و برنامه های راهگشا و نهادهای کارآمد و پایدار دارد تا امنیت،آزادی، ثیات و اعتماد را که لازمه آن است به   وجود بیاورد. البته درصدر همه اینها بینش و روش علمی و داشتن فهم و تجربه و اراده تاریخی لازم است . به نظر من متاسفانه  "توسعه علمی" در ایران به لحاظ تاریخی قربانی سیاست زدگی شده                                                                  است.                                                                                                                                              <br />
<strong>تشکر از وقتی که به این موضوع اختصاص دادید</strong> </p>

<p>                                                                                                                                   *****                                                                                                                                  </p>

<p>                                                                                              <strong>                                          ارادتمند و دوستدار همیشگی  شما  </strong>         "                                                                                                      </p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/5/29.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/5/29.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 20 Aug 2011 18:12:56 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>   به كدامين گناه...؟! -  باي ذنب قتلت؟                                 </title>
         <description><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحيم - من الموءمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه ، فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا   (احزاب۲۳) <br />
فقدان مهندس عزت‌الله سحابي براي همه آنان كه به راستي درد دين و دغدغه ايران دارند، ضايعه‌اي جبران‌ناپذير است. آنچه اندوه اين مرگ حسرت‌بار را مضاعف كرد، شهادت مظلومانه دختر دردمند و انديشمندش، هاله سحابي بود كه در قفاي پدر رفت و همه وجدان‌هاي بيدار را داغدار كرد.                                                                                                     <br />
خاندان سحابي از حداقل هشت دهه پيش تا كنون به راستي عزت ايران بوده‌اند. مرحوم دكتر يدالله سحابي كه از پايه‌گذاران دانش نوين زمين‌شناسي در ايران بود، در حوزه دين و سياست نيز از جمله نام‌آوران پارسا و فداكار و ثابت‌قدم بود و روان‌شاد مهندس عزت‌الله سحابي تلفيقي موزون از اخلاق و سياست، روشنفكري و مردم‌گرايي و ايمان و مقاومت در برابر جلوه های گوناگون   استبداد بود.                                                                                                                          <br />
مهندس سحابي در همه عرصه‌هاي مبارزه سياسي و اجتماعي ايران در شصت سال گذشته حضوري مسئولانه، اخلاقي و       روشنگرانه داشت و در عين حال متفكري مجرب در حوزه‌هاي انديشه، اقتصاد، سياست و تاريخ ايران بود.                      آنچه بر درخشندگي اين چهره تابناك دينداري و ايران‌دوستي مي‌افزود، حضور متواضعانه و فعالانه او در جبهه‌هاي گوناگون دفاع از آزادي و عدالت و حقوق مردم بود. در مسير اصلاحات هميشه حاضر بود و بي هيچ ادعا و چشمداشتي گام برمي‌داشت و به   رغم بيماري و كهولت و تحمل رنج‌ها، محدوديت‌ها و سختي‌هاي بسيار، خستگي‌ناپذير بود.                                         <br />
حمايت عملي او از تشكيل " جبهه دموكراسي و حقوق بشر" در انتخابات نهم رياست جمهوري و فعاليت‌هاي صادقانه و           صميمانه‌اش پيشبرد اصلاحات، دموكراسي و حقوق بشر نمونه‌هايي از اين انديشه و رفتار پسنديده و به ‌ياد ماندني اوست.         <br />
شادروان هاله سحابي نيز فرزند صبر و مادر صلح بود؛ قرآن‌پژوهي را با مهرباني و عشق به مردم در هم آميخت و تصويري   ماندگار از زن مسلمان در اين دوران به يادگار گذاشت.                                                                             <br />
من درگذشت اين نمونه‌هاي اخلاق و انديشه را به خانواده عزيز سحابي، بويژه دوست و همكار قديمي جناب آقاي دكتر تقي شامخي، همه دوستان و دلبستگان آنان، جامعه سياسي، علمي و فرهنگي و عموم ملت ايران صميمانه تسليت مي‌گويم.                        </p>

<p>((ﷲ  ﷲ  ﷲ  ﷲ  ﷲ  ﷲ  ﷲ  ﷲ   ﷲ  ﷲ  ﷲ ﷲ  ﷲ ﷲ ))                                                 دکترمصطفی   معین      </p>

<p>سركار خانم فيروزه صابر                                                                                                        <br />
فقدان برادر انديشمند و در بند شما كه نمونه والاي حساسّيت در برابر ظلم و صبر در برابر دشواري‌ها بود، نه تنها براي شما و همسر ارجمند و فرزندان عزيز و خاندان هدي صابر، كه براي همه وجدان‌هاي پاك و درد آشناي ايران ضايعه‌اي سنگين است. تفكّر، تديّن، تعهّد و ثبات قدم او براي هر كس كه در انديشه اعتلاي نام اسلام و ايران است مثال زدني و از ياد نرفتني است. به يقين رنج او و صبر شما خاندان عزيز و خدوم نيز نزد پروردگار مهربان و عالم به سرّ و آشكار جهان مأجور است. براي آن خدمتگزار صابر علّو درجات و براي شما و همه بازماندگان محترم از خداوند متعال اجر افزون‌تر مسئلت دارم.                <br />
دکتر مصطفی معین<br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/90/3/31.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/90/3/31.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 21 Jun 2011 23:33:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«پزشكي» و دشواري‌هاي مسئوليت </title>
         <description><![CDATA[<p>سلام دوستان عزیزم بازهم" مدتی این مثنوی تاخیر شد! " توضیح آن بماند برای بعد! اگرچه خودتان حدس می زنید!؟</p>

<p>در آستانه <strong>«روز پزشك»</strong> و زاد روز طبيب و فيلسوف نامدار و دانشمند بزرگ ايراني، <strong>حكيم ابوعلي سينا</strong> قرار داريم. اين مناسبت گرانسنگ، فرصتي است براي نگاهي مجدد به وضعيت پزشكي و مسئوليت و نقش پزشكان كشور. به درستي گفته‌اند كه <strong>«طب»</strong> به طور همزمان علم، تكنولوژي، هنر و رسالتي معنوي است كه در خدمت هدفي انساني قرار دارد. به بيان ديگر پزشكي حرفه‌اي است كه تماماً در خدمت مردم و جامعه است و پزشك با تشخيص بيماري و مداواي آن نه تنها سلامت بيمار بلكه سلامت، ثبات و امنيت اجتماعي را تضمين مي‌نمايد. هماهنگ با پيشرفت و تحول در علوم و فناوري‌هاي پزشكي در يكصدسال گذشته و با بهبود سطح بهداشت و تغذيه و فرهنگ سلامت، از يك سو شاهد ريشه‌كن شدن همه‌گيري (اپيدمي) عفونت‌هاي مرگباري چون طاعون، وبا، آبله، ديفتري و كزاز و از سوي ديگر پيدايش و شيوع معضلات بهداشتي مزمنی چون بيماري‌هاي قلب و عروق، سرطان‌ها، اختلالات رواني،‌ سوانح و معلوليت‌هاي ناشي از آن،‌آسم و بيماري‌هاي تنفسي و آلرژي‌ها هستيم. اين دگرگوني و تغيير در جغرافياي شيوع و بار بيماري‌ها (Burden)، مسائل و <strong>مسئوليت‌هاي تازه‌اي</strong> را براي دولت‌ها، جوامع و پزشكان به همراه داشته است. در <strong>بيماري‌هاي مزمن</strong> ارتباط نزديك و مستمر پزشك و بيمار در بلندمدت ضروري است و عوامل مختلف اجتماعي فراتر از برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي- درماني و يا علل ارثي و زيست‌محيطي در بروز، شيوع، پيشگيري و كنترل اين بيماري‌ها و تأمين سلامت جامعه نقش تعيين‌كننده‌اي پيدا كرده‌اند. از مهم‌ترين<strong> عوامل اجتماعي مؤثر بر سلامت</strong> مي‌توان به ميزان عدالت و يا تبعيض در جامعه،‌ اخلاق و فرهنگ عمومي، وضعيت آموزشي و اقتصادي، ارتباطات و رسانه‌ها، ساختار حكومت و توسعه سياسي و حقوق شهروندي اشاره داشت. در اين شرايط جديد اجتماعي و جهاني است كه <strong>مسئوليت پزشكان ايراني</strong> با دشواري‌ بيشتر مواجه و پزشكي كشور دستخوش نابساماني و بحراني خزنده و بي‌صدا شده است. با رويكردي علمي و آسيب‌شناسانه، <strong>نشانه‌هاي بحران</strong> را در بي‌‌انگيزگي دانشجويان پزشكي در امر تحصیل، ‌عدم روزآمدي علمي و وقت‌گذاري استادان ‌دانشگاه‌ها، مشكلات معيشتي پزشكان، بيكاري پزشكان جوان،‌ هزينه‌هاي كمرشكن دارو و درمان (٣ درصد جامعه)، ناكارآمدي بيمه‌هاي درماني، عدم سرمايه‌گذاري لازم در حوزه سلامت (حدود ٥ درصد به نسبت توليد ناخالص داخلي)، نابرابري در توزيع امكانات بهداشتي- درماني و دسترسي به آن‌ها، عدم پاسخگويي و مسئوليت‌پذيري مراجع مسئول در برابر جامعه،‌ ضعف‌هاي اخلاقي و افزايش تخلفات پزشكي و در نهايت تضییع حقوق بیماران و پزشکان و <strong>چالش اعتماد</strong> در روابط ميان ایشان مي‌‌توان مشاهده نمود. سياستگذاري و برنامه‌ريزي براي سامان‌دهي مشكلات در نظام سلامت و ارتقاي كيفيت آموزش و پژوهش علمي و تربيت نيروي انساني امري است بلندمدت كه به عقلانيت، جلب مشاركت و همكاري همه‌ جامعه پزشكي و سعه‌صدري فارغ از جنجال‌هاي سياسي و تصميمات روزمره اقتصادي نياز دارد. در چنين شرايطي است كه مي‌توان انتظار داشت پزشكان علاوه بر فعاليت‌ حرفه‌اي و تخصصي، موفق به انجام مطلوب وظايف آموزشي و پژوهشي و <strong>نظريه‌پردازي و راهگشائی</strong> در عرصه‌هاي علمي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي نيز بشوند.</p>

<p>××××× </p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/89/5/30.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/89/5/30.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 21 Aug 2010 23:03:11 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; راز و نیازی به درگاه خداوند  صبور! &quot; </title>
         <description><![CDATA[<p> <strong>"یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبرالیل والنهار، یا محول الحول والاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال"</strong><br />
<strong>با تبریک و تهنیت</strong> فرارسیدن بهار <strong>سبز</strong> طبیعت و به امید <strong>سرسبزی </strong>، <strong>سرافرازی </strong>، <strong>سرور </strong>، <strong>سلامت</strong> و <strong>سعادت </strong>همه دوستان در آستانه <strong>سال</strong> جدید!<br />
<strong>* دعای بنده ای کم صبر و عجول</strong> (خلق الانسان من عجل – سوره انبیا) به درگاه <strong>خداوند صبور</strong> (از اسماء الحسنی)، خدائی که با صابران ( ان الله مع الصلبرین ) و دوستدار پرهیزکاران (ان الله یحب المتقین) است ، درخواست صبر و استقامت ، پرهیزکاری و پایداری <strong>در مسیر دشوار زندگی</strong> هدفمند ، مسئولانه و تکاملی انسان به سوی خدایش (و الی الله المصیر) می باشد!</p>

<p>*****<br />
<strong>* سعادتمندی و نجات انسان</strong> در گرو شناخت و تنظیم درست رابطه با خود، با خدا، با جامعه و با نظام اجتماعی است و در این تعامل و رابطه متقابل:<br />
__ داشتن انگیزه وایمانی پاک ، کسب دانائی و خردورزی ، تقویت نوع دوستی و کمک به رفع فقر و محرومیت و ظلم و بیداد <strong>از سوی </strong><strong>فرد </strong>،<br />
__ رعایت اخلاق و قانون ، افزایش سطح آگاهی  و تقویت همبستگی ، تعاون و تلاش مدنی <strong>از سوی جامعه</strong> و<br />
__ رعایت عدالت و انصاف، تامین آزادی و حقوق شهروندان و کسب روشن بینی و زمانه شناسی <strong>از سوی</strong> <strong>نظام اجتماعی (حاکمیت)</strong> ،<br />
__ فضل و کرم ، رحمت و هدایت و رستگاری <strong>از سوی خداوند</strong> را  زاد و توشه راهمان خواهد کرد.</p>

<p>***** <br />
* "  <strong>بی مهری، بیداد و پسرفتی</strong> " که در پی <strong>انتخابات نهم و دهم</strong> ریاست جمهوری از سوی دولت " <strong>مهرورزی، دادگستری و پیشرفت ! </strong>" بر کشور، ملت و جوانان پاک و خردمند این سرزمین تحمیل شد می طلبد که در طلیعه سال نو از خداوند گشایشگر دانا (هوالفتاح العلیم ) درخواست کنیم:</p>

<p><strong>+++ به همگی ما : خودشناسی و معرفت و پایداری و صبر در برابر بی تفاوتی و سکوت!</strong><br />
+++ <strong>به جامعه ما : عزت و آگاهی و پایداری و صبر در برابر ناامیدی و سکون!</strong><br />
<strong>+++ به شهیدان ما : زندگی جاودانه در کنار پیامبران و صدیقین و صالحان، به مجروحان ما، لباس عافیت و سلامت و به اسیران و غریبان بی پناه ما، رهائی و آسایش،</strong><br />
+++ <strong> و به حاکمیت : پرهیزکاری و اخلاق ، دانش و تدبیر، مروت و مدارا، انصاف و عدالت و ....!؟ و پایداری و صبر در برابر خودکامگی و بیدادگری و واپس گرائی... عطا فرماید.</strong></p>

<p>*****<br />
<strong>تردید نکنیم که به خواست خداوند :</strong><br />
پیروزی نهائی در فرآیند یکصد و پنجاه ساله آزادی خواهی و عدالت جوئی، کسب حقوق شهروندی و مردم سالاری ( <strong>دموکراسی و حقوق بشر</strong> ) ، از آن ملت آگاه و جوانان شجاع و اصلاح طلب ایرانی است.<br />
با تاسی و تمسک به رنگ و فرهنگ الهی (صبغته الله) ، <strong>صبر و استقامت و پرهیزکاری و پایداری برای نیل به هدف</strong> را در سال جدید و همه سال های زندگی سرمشق و پشتوانه خود در راه درازی که در پیش داریم قرار می دهیم.<br />
گرت چو نوح نبی هست صبر طوفان - - - بلا بگردد و کام هزارساله برآید<br />
                                                                                حافظ<br />
به مناسبت ، از شما دراین کلبه مجازی و روزهای دید و بازدید (البته از مسیر فیلتر!!) با شعری زیبا از معیتی کرمانشاهی با عنوان "<strong>صبر خدا</strong>" پذیرائی می کنم:</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" صبر خدا "</strong></p>

<p>عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
همان يك لحظه اول ،<br />
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان<br />
جهان را با همه زيبايي و زشتي ، برروي يكديگر ، ويرانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
كه در همسايه ي صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم<br />
نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ،<br />
بر لب پيمانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
كه مي ديدم يكي عريان و لرزان<br />
ديگري پوشيده از صد جامه رنگين<br />
زمين و آسمان را واژگون ، مستانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
نه طاعت مي پذيرفتم .<br />
نه گوش از بهر استغفار اين بيداد گرها تيز كرده ،<br />
پاره پاره در كف زاهد نمايان سبحه صد دانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان<br />
هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو،<br />
آواره و ، ديوانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،<br />
سراپاي وجود بي وفا معشوق را ،<br />
پروانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
به عرش كبريايي با همه صبر خدايي ،<br />
تا كه مي ديدم عزيز نابجايي ، ناز هر يك ناروا<br />
گرديده خواري مي فروشد .<br />
گردش اين چرخ را وارونه ، بي صبرانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
كه ميديدم مشوش عارف و عامي ، ز برق فتنه<br />
اين علم عالم سوز مردم كش ،<br />
به جز انديشه عشق و وفا ، معدوم هر فكري ،<br />
در اين دنياي پر افسانه مي كردم .<br />
عجب صبري خدا دارد ! اگر من جاي او بودم .<br />
چرا من جاي او باشم .<br />
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ،<br />
تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي اين مخلوق را دارد !<br />
وگرنه من به جاي او چو بودم ،<br />
يك نفس كي عادلانه سازشي ،<br />
با جاهل و فرزانه مي كردم.<br />
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/12/29.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/12/29.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 20 Mar 2010 16:05:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گناه مضاعف !!</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>مدتي اين مثنوي تاخير شد!</strong><br />
<strong>سلام !</strong> شايد براي دوستانم اين پرسش مطرح شده باشد كه چرا مدتي است سكوت كرده ، چيزي ننوشته ام و پاسخي نداده ام ، برايتان توضيح مي دهم :<br />
 اولا" دوماهي به دلايلي كه معلوم نشد ، اين وبلاگ از دسترس خارج گرديد ، اشتغالات علمي و اجتماعي هم در اين مدت كم نشد كه هيچ ، ادامه هم داشت و بعد هم سفري به خارج از كشور داشتم. در همان روزهاي سفر و دوري از وطن بود كه از واقعه تاسف بار <strong>بازداشت صدها تن از جوانان مظلوم ايراني در عاشوراي حسيني</strong> باخبر شدم. انسان هائي پاك و بي آلايش و مبرا از اتهامات تكراري چون اغتشاشگري ، وابستگي به بيگانگان ، توهين به مقدسات و .... كه با خشونت تمام دستگير شدند تا صرف تبليغات و تحليل هاي خاص عليه جريان هاي سياسي منتقد وضع موجود شوند. يكي از اين جوانان عزيز، فرزندم<strong> "محمد"</strong> بوده است ، حداقل او را كه از نزديك مي شناسم! او و قطعا" بسياري از همبندانش به داشتن اخلاق ، كرامت ، آزادگي ، صداقت ، دينداري ، انس با خدا و قرآن و نماز، عقلانيت و نوع دوستي در خانواده و در ميان دوستان و آشنايان شهره بودند و به نظرم گناهشان هم همين بوده است!</p>

<p>"بي گناهي كم گناهي نيست درديوان عشق *** يوسف ازدامان پاك خود به زندان رفته است"</p>

<p>*****</p>

<p>اما شواهد و قرائن نشان مي دهند كه <strong>"محمد"</strong> گناه ديگري هم داشته است و آن <strong>"فرزند"</strong> فردي به نام <strong>"دكتر معين"</strong> بودن است! فرزند كسي كه از جمله جرائم غيرقابل گذشتش ، تلاش مستمر در عرصه هاي علمي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي كشوردر چند دهه گذشته و دفاع از حريم علم و دانشگاه و دانشجو ، حقوق كودكان و نوجوانان ، جوانان ، زنان ، پيروان مذاهب و اقوام ايراني ، بيماران و آسيب ديدگان اجتماعي و گروههاي محروم و محذوف در مسئوليت هاي گوناگون بوده است: در مسئوليت هائي چون مديريت هاي دانشگاهي ، نمايندگي مردم در سه دوره مجلس ، ده سال وزارت در سه دولت مختلف ..... و كانديداتوري دوره نهم رياست جمهوري ،  كه بر پايه همان آرمان هاي انقلاب  بر ضرورت هاي پيشرفت كشور و پيشبرد اصلاحات مستمرا" تاكيد داشته است. بنظر مي رسد اينها و همه ايستادگي ها بر سر مباني و مواضع اعتقادي وانقلابي گناهان كوچكي نبوده اند و نبايد بي اجر و پاداش گذاشته شوند! با همه اينها:</p>

<p>"صفاي چشمه روشن نگاهدار اي دل *** اگرچه از همه سو تندباد خاشاك است"</p>

<p>*****</p>

<p>من با <strong>توكل و اميد به خداوند</strong> اميدوارم در آينده نزديك و در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ، با انتخاب رويكردي جديد و واقع بينانه تر از سوي مسئولان مربوط ، شاهد <strong>آزادي فرزندان برومند مردم</strong> و بازگشت آنان به دامان خانواده هايشان باشيم ، انشاءالله . </p>

<p>"اي مرغ آشيان وفا خوش خبر بيا *** با ارمغان قول و غزل از سفر بيا"</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار هميشگي شما "</strong><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/11/15.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/11/15.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 04 Feb 2010 14:54:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; آسايش دو گيتي &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>"عيد سعيد غدير مبارك و روز دانشجو گرامي باد!"</strong></p>

<p>سلام ! لطفا" <strong>تاخير در روزآمد كردن وبلاگ</strong> را فقط به پاي سفرهاي پي در پي و اشتغالات سنگين علمي ، تخصصي و اجتماعي ام بنويسيد! برنامه هاي من در مهر و آبان مانند ارديبهشت و خرداد كه فصل كنگره ها ، سمينارها و همايش هاي علمي است از نظر تراكم و تنوع در نقطه اوج خود قرار دارد ، به هرحال از دوري همه شما دلتنگ و ناخرسند بودم! </p>

<p>اخيرا" مثل ميليون ها تن از ديگر <strong>هموطنان دل نگران</strong> از بي مهري و جفاي زورمندان حاكم و اميدوار به ياري و عنايت خداوند به زيارت مشهد و مرقد امام رئوف (حضرت رضا) (ع ) توفيق يافتم . امام و رهبري كه زندگي  مباركش بر پايه رضايت پروردگار ، رافت با مردم و تجلي صفات  خداي رحمان و رحيم بود. <br />
فيض حضور در مشهد و قلب مقدس خراسان بزرگ در ايام نيايش و تسليم عرفه و قربان و تداوم <strong>جنبش سبز جوانان</strong> پاك نهاد ايراني ، فكرم را به انديشه هاي دور و دراز تاريخي ، ديني و فلسفي مي برد:</p>

<p><u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>" زندگي انسان "</strong> امانت و حقي خدادادي است كه رعايت حرمت و حفظ آن بر فرد و نظام اجتماعي ضروري است؟ <strong>اولين تعرض به حق حيات يك انسان</strong> وخشونت ثبت شده در تاريخ ، كشته شدن هابيل به دست برادرش به علت خودخواهي، حسد و نفرت بوده است ( مائده _٠ ۳ تا ۳۵ ). <strong>در فرهنگ قرآني</strong> قتل يك انسان برابر با قتل همه بشريت و نجات زندگي او نجات همه انسان هاست ، چرا كه همه آدميان در برخورداري از حق حيات و كرامت نفس برابرند(اسری - ۷٠). مطابق آيات سوره صافات (٠۱ ۱ – ۱۱۱ ) در باره حضرت ابراهيم (س) و فرزندش اسماعيل (س) ، حرمت وشرافت نفس انسان مانع از قرباني ساختن او در برابرامرمقدس مي شود، پس در واقع <strong>عيد قربان ، جشن عشق و اخلاص در برابر خداوند و بزرگداشت حرمت حيات آدمي</strong> است. پس چگونه است که در دیار و زمانه ما ذیگر حرمت و ارزشی برای جان و مال و آبروی انسان های شریف و آزاده باقی نمانده است؟</p>

<p> <u>مگر نه اينست كه :</u> " ايران ما در هميشه تاريخ مهد عشق و عاطفه و مهرورزي بوده است! از ۲٠ قرن قبل از ميلاد مسيح (س) در اين مرز و بوم ، <strong>" روز زمين " به عنوان نماد عشق و رحمانيت خداوند </strong> كه با فروتني و گذشت همگان را در دامان پر مهر خود پرورش مي دهد جشن گرفته مي شد و۵ اسفند ماه ، "<strong>روز عشاق</strong>" ( سپندارمزگان ) نام داشت. پس چگونه است که در جامعه جوان ما ، افسردگی و اضطراب و اختلالات روانی دومین بار بیماری ها را تشکیل میدهد؟<br />
 <br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>اولين ميثاق حقوق بشر</strong> براي رفع ظلم و ستم ، نفي سلطه و استبداد ، الغاي تبعيض قومي و نژ‍ادي ، لغو برده داري ، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها از اين كشور و از سوي <strong>كورش بزرگ</strong> به جهانيان اعلام شده است؟  و<u>مگر نه اينست كه :</u> ايران ما از اولين امضا كنندگان <strong>" اعلاميه جهاني حقوق بشر "</strong> و متعهد به رعايت مفاد آن گرديده است؟ پس چگونه است که در این زمان کشورمان هر بار در زمره نقض کنندگان حقوق بشر اعلام و محکوم می شود؟</p>

<p><br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>رسالت اسلام و بشارت رسول خدا</strong> (ص) ، ترويج آگاهي و رحمت ، قسط و عدالت و احترام به  كرامت و حقوق بشر فارغ از هرگونه تفاوت  يا تبعيض جنسيتي ، نژادي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي  و ديني بوده است؟ <strong>اسلام</strong> دين " سمحه و سهله "(   بقره - ۲۸۶ ) و بدون اكراه و ابرام (بقره - ۲۵۶  )  ، <strong>دین عشق و محبت به خدا و همنوعان است ، آئين تفتيش عقايد ، خشونت و سركوب و شكنجه و تجاوز نيست!</strong> پس چگونه است که دین داری اکنون بناحق مترادف با سوءظن ، دروغ ، مردم فریبی ، تعصب ، خرافه گرائی ، منطق زور و واپس گرائی معرفی می شود؟ </p>

<p><br />
<u>مگر نه اينست كه :</u> <strong>آزادي و عدالت</strong> ، دو خواسته اصلي مردم در نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي و روح حاكم بر اصول <strong>قانون اساسي</strong> ماست؟ آيا آزادي بيان و انديشه و مطبوعات ، آزادي تجمع و راهپيمائي مسالمت آميز ، آزادي انتخابات و اداره همه امور كشور بر اساس آراي آگاهانه و نظارت مردم و ... تامين <strong>حقوق شهروندي</strong>  بخش اعظم  اين ميثاق ملي ( فصل هاي اول ، سوم و چهارم  قانون اساسي ) نيست؟ پس چگونه است که با حضور شکوهمندانه مردم در انتخابات ، اجتماعات مسالمت آمیز و اعتراض های مدنی اینگونه برخورد می شود؟<br />
*** </p>

<p><strong>آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است<br />
با  دوستان   مروت  ،  با   دشمنان   مدارا</strong> ( حافظ )</p>

<p>همانگونه که در پست قبلی تاکید شد ، مدارا و برادری ، آزادی و اخلاق ، گذشت و بخشش ، فتوت و جوانمردی و در یک جمله <strong>" مروت و مدارا "</strong> ارزش ها و هنجارهائی است که سخت مورد نیاز جامعه ماست. <strong>آحاد ملت همگی از دوستانند</strong> ، هیچ حکومتی نباید آنان را با دشمن یا دشمنان اشتباه بگیرد! اگر به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و تریبون ها و رسانه های رسمی و غیر رسمی سخن از عطوفت و مهربانی و رحم و عفو می آمد آنوقت دیگر تکرار کهکشانی از فجایع و تراژدی هائی چون .۳ تیر (۱۳۳۱ ) ،۱۶ آذر (۱۳۳۲) ، ۱۵خرداد( ۱۳۴۲) ، ۱۷ شهریور ( ۱۳۵۷) ، ۱۳آبان (۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ ) ، ۱۸ تیر ( ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ ) ، ....و؟! را در تاریخ معاصرمان نداشتیم!</p>

<p>***</p>

<p><u>و .. در پایان با این امید که :</u> </p>

<p><strong>۱- " نوع نگاه حکومت "</strong> به انسان تغییر یابد!</p>

<p><strong>۲- " نخبگان علمی ، اجتماعی و فرهنگی"</strong> بیش از پیش از مسئولیت و تعهد اجتماعی برخوردار شوند و در اصلاح و رشد جامعه ای اخلاقی ، عادلانه و مردم سالار و کشوری پیشرفته سهم و دین خود را بپردازند.<br />
 <br />
<strong>۳-</strong> انسان در جامعه ما به <strong>" حقوق شهروندی "</strong>  خود دست یابد!  انشاالله</p>

<p>" صحبت حکام ظلمت شب یلداست<br />
نور ز خورشید خواه بو که برآید " ( حافظ )</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong> <br />
 </p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/9/14.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/9/14.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Sat, 05 Dec 2009 15:19:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; نگاهی طبیبانه به حقوق کودک و نوجوان &quot; </title>
         <description><![CDATA[<p>رشته تحصيلي من پزشکی ، تخصص ام در بیماریهای کودکان و فوق تخصص ام درآسم _آلرژی و ایمونولوژی(ایمنی شناسی)است. به این دليل به صورت طبیعی در ارتباط با مسائل و مشکلات اجتماعي بر آسیب شناسی و جستجوي راههاي علمي تشخيص ، پيشگيري و درمان آنها تاکید داشته و دارم. <strong>سیستم ایمنی بدن انسان</strong> در واقع نقش دستگاه اطلاعاتی_امنیتی ،  نظامی _انتظامی و قضایی را بر عهده دارد و هرگونه کاستی و یا زیاده روی در کارکرد آن موجب بیماری هایی خطير از عفونت های فراگیر گرفته تا پیدایش و گسترش سلول هاي  سرطانی ، بیماری های التهابی و خودایمنی ، حساسیت بیش از اندازه نسبت به عوامل بیگانه محیطی (آلرژی) ، سندرم آسم و حمله هاي خفقان تنفسی می شود. انسان یک ارگانیسم یا تکامل یافته ترین موجود زنده ا ي ست که کوچکترین اختلال در رابطه میان اندام های آن سلامت او را با خطر مواجه می سازد . همین قانونمندی و تعامل در میان اجزای جامعه انسانی نیز وجود دارد و هرگونه ضعف و يا سوء مديريت ، تبعيض ، بي عدالتي ، بيكاري و فقركه ریشه در ضعف ها ي ساختاري دارد زمينه ساز آسيب هاي گوناگوني مي شود كه جامعه را دچار آنها مي سازد. در اين ميان <strong>كودكان و نوجوانان</strong> پاك ترين و آسيب پذيرترين بخش جامعه هستند و بيش از هرگروهي <strong>نيازمند حمايت و دفاع از حقوق آنان</strong>. متاسفانه امروزه وا‍ژه هائي چون كودك كار ، كودك طلاق ، كودك بي سرپرست و بدسرپرست ، كودك فراري ،کودک خیابانی، كودك آزاري و.... در رسانه هاي ما بويژه در سالهاي اخير به كرات شنيده و تكرار مي شود.</p>

<p>*****<br />
به راستی سان دیدن از خیل <strong>کودکان خردسال و نوجوانان گل فروش</strong> در سر <a href="http://http://drmoeen.ir/archives/84/1/27.php">چهار راه ها</a> يا در مسیر نواب- خلیج فارس تا بهشت زهرا در یک صبح پاییزی از ماه مهر چه احساس افتخارآمیز و دستاورد گهرباری برای <strong>" دولت مهرورزی، دادگستری و پیشرفت" </strong>به همراه دارد! " کودکان کار" و دقیق تر بگویم" کودکان بیگاری" ، که به جای حضور در کلاس درس و شرکت در شادی آغاز سال تحصیلی به علت فقر و بی عدالتی باید شریک دائمی و همدرد سوگواران و خفتگان خاک در پایان همه هفته های زندگی شان باشند.</p>

<p>اخیراً <strong>سالگرد روز جهانی کودک</strong> (۱۶مهر برابر با ۸ اکتبر) را پشت سر گذاشتیم و به این مناسبت تلاش وافری از سوي مسئولان قضایی كشور برای پاسداشت حقوق کودکان و نوجوانان اين سرزمين و ارائه چهره ای رحماني و جذاب از حاکمیت به نام دین به جامعه جوان ایرانی و تمامی جهانیان به عمل آمد! بار دیگر نوجوانی ( <strong>بهنود شجاعي</strong> ) را پس از تحمل زجر سال ها زندان ( برای رسیدن به <strong>سن قانونی اعدام!</strong> ) و تحمل شکنجه <a href="http://http://drmoeen.ir/archives/85/7/15.php">بارها به پای چوبه دار رفتن ، به دار آویختند</a>!</p>

<p>*****</p>

<p>اين در شرايطي است كه جمهوري اسلامي ايران در سال ۱۳۷۲ به طور مشروط به <strong>کنوانسیون ( پیمان نامه) حقوق کودک</strong> پیوسته و به رعایت مفاد آن متعهد شده  و طبق ماده ٩ قانون مدني تمامي عهودي كه مطابق قانون اساسي(اصل۷۷ ) به تصويب مي رسد و ايران به انها مي پيوندد لازم الاجرا ست و تفاوتي با ساير قوانين كشور ندارد. ضرورت پایبندی به عهد و پیمان چه در وجه فردی و یا اجتماعی و حکومتی آن نیز كه از مسلمات دینی ، اخلاقی و فرهنگ ملی ماست.<br />
طبق ماده ۳۷ کنوانسیون ، کودک کسی است که سنش کمتر از ۱۸ سال است و حال آنکه در قانون مجازات اسلامی (ماده ۴٩) سن كودكي به طور مشخص تعیین نشده و معلوم نيست از چه سني داراي مسئوليت كيفري مي شود. جالب است بدانيدكه طبق قانون مدني كسي كه سنش كمتر از ۱۸ سال است نمي تواند معامله انجام دهد و يا گواهي نامه رانندگي بگيرد و يا راي دهد ولي اگر همين فرد كه سنش كمتر از ۱۸ سال است مرتكب جرم گردد مانند بزرگسالان مجازات مي شود! يعني اگر مجازات جرمي اعدام باشد ، او را اعدام مي كنند ! تاوان این ابهامات و دوگانگي ها را هم امثال بهنود و<strong>كودكان ونوجوانان بی پناه ديگري كه در نوبت اعدام هستند</strong> بايد بدهند! </p>

<p>*****</p>

<p>به نظر شما اگر انسان در جامعه ما از <strong>حقوق شهروندي</strong> برخوردار بود ، اگر نوع <strong>نگاه حكومتگران به انسان</strong> تغيير مي يافت و اگر <strong>حقوق دانان دانشمند و برجسته دانشگاهی</strong> و یا روحانیون زمانه شناس ، متفکر و روشن بینی چون<strong> طالقانی، مطهری و بهشتی</strong> در راس دستگاه قضایی کشورمان بودند باز هم شاهد تکرار این صحنه های دردناک و مغایر با منزلت ، حقوق و كرامت انساني بوديم؟!<br />
  <br />
  <strong>"گر طبیبانه بیائی به سر بالینم<br />
   به دو عالم ندهم لذت بیماری را"</strong></p>

<p>اگر <strong>مدارا ، برادری ، آزادی ، گذشت و بخشش</strong> ارزش ها و هنجارهای غالب در جامعه و فرهنگ سیاسی ما بود و به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و مسئولان و تریبون ها و رسانه ها ی رسمی و غیر رسمی سخن از <strong>عطوفت و مهربانی و رحم و عفو</strong> می آمد ، بازهم حتی در همین وضع موجود ، خانواده داغ دیده مقتول چنین میل به عزادار شدن خانواده ای دیگر و جامعه ای بزرگتر داشتند!؟</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong>  </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/7/28.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/7/28.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 20 Oct 2009 22:47:09 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقش و رسالت اجتماعی دانشگاه</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>با حضور سبزتان</strong> در راهپیمائی روز جهانی قدس و با خلوص و صفایتان در ماه نیایش و قرآن ، <strong>عید سعید فطر روز رهائی</strong> و شکفتن و شکافتن را پشت سر گذاشته ایم و به <strong>آستانه ماه مهر</strong> رسید ه ایم. ماه شور ونشاط نسلی که می خواهد به مدد دانش بر دیو جهل پیروز شود! به رسم هرسال باید ازنگاه معلمی ام چیزی می نوشتم، گفتم از <strong>رسالت اجتماعی دانشگاه</strong> شروع کنم، تا ببینم به کجا می رسم:</p>

<p><strong>دانشگاه کانون اصلی تولید دانش و اندیشه</strong> است و زمانی قادر به ایفای این نقش است که بتواند پیوند موثری با جامعه و زمان خود داشته باشد و میان رسالت های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی با تعهد و احساس مسؤولیت اجتماعی ارتباط برقرار کند. اینها همگی رسالت های اصلی دانشگاه به عنوان یک نهاد علمی است که هم در مکاتب الهی ریشه و زمینه دارد و هم در مبارزات انسانی و اجتماعی بر تحقق آنها تاکید شده است. در آموزه های دینی ما آمده که <strong>"آحاد جامعه اسلامی نسبت به یکدیگر مسوؤلیت دارند"</strong> (کلکم راع و کلکم مسوؤل- حدیث نبوی) و اینکه <strong>"خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که در برابر سیری ستمکاران و گرسنگی ستمدیدگان بی تفاوت نباشند"</strong>(خطبه نهج البلاغه). این احساس مسئولیت که با انگیزه های انسانی و اخلاقی و حساسیت نسبت به همنوعان و اعتماد به نفس و به جامعه شکل می گیرد اساس توجه به نقش های جدید دانشگاه و نقش آن در ایجاد و <strong>گسترش سرمایه اجتماعی</strong> و توسعه و پیشرفت همه جانبه است. به این سبب مشارکت موءثر در تعیین سرنوشت جامعه و حمایت از حقیقت جویی،آزادگی و پایمردی در مسیر عدالتخواهی ورشد جزء تفکیک ناپذیر دانشگاه مدرن از نگاه علمی و دینی درجامعه و در جهان کنونی است. </p>

<p>*****<br />
در ایران ما نیز انقلاب مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی، <strong>جنبش اصلاحات و ادامه آن در ۲۲خرداد</strong> و پیامدهای انتخابات دهم ، زنجیره های بهم پیوسته ای را تشکیل می دهند که حلقه وصل همه آنها <strong>آرمان های مشترکی چون آزادی مردم، حرمت انسان ، تحقق حقوق شهروندان، تامین استقلال کشور و نیل به  توسعه و پیشرفت ایران بر پایه دانش و فناوری روز و توجه مبنائی به عدالت، اخلاق و معنویت بوده است.</strong> در همه این مراحل و مقاطع اندیشمندان ، نخبگان علمی و سیاسی و روشنفکران در پیدایش و تداوم این فرآیند تاریخی نقش تعیین کننده ای داشته اند و اکنون نیز نمی توانند نسبت به آینده این <strong>جنبش دیرپا و بالنده اجتماعی</strong> بی تفاوت باشند. دانشگاه به عنوان نهاد جدید علمی، فرهنگی و اجتماعی نهایتا" کانون تجمیع این بخش موءثر در سرنوشت کشور بوده است. درواقع این افتخارات جزیی از شناسنامه و هویت ارزشمدار دانشجویان و دانشگاهیان ما ست که محیط دیروز و امروز دانشگاه ها محیطی مسوؤلیت زا، پر تحرک و پر نشاط بوده و هست که علاوه بر تحرک علمی حساسیت سیاسی هم داشته و درعین حال کوشیده است خودجوش و مسقل بوده باشد. <strong>این میراث گرانبها را باید قدر دانست</strong> و برای تقویت و عمق بخشیدن به آن و کاهش آسیب پذیری های دانشگاه، دانشجویان و استادان و به ویژه نهادها و شبکه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مسوؤلیت حساسی بر عهده دارند که می توان به برخی از آنها با توجه به تجارب گذشته و حال اشاره داشت:</p>

<p>۱- احترام و تاکید بر رعایت <strong>سنت های علمی و دانشگاهی</strong> چون داشتن انگیزه پاک و حقیقت جوئي،توجه به شان علم و علم اندوزي،رعايت منزلت و حرمت استاد و دانشجو، رابطه معنوی و صمیمانه استاد و دانشجو، فروتني وامانتداری و جستجوگري در مسير كسب علم، توجه تام و تمام به رهيافت هاي علمي و بكارگيري آن در رفع معضلات جامعه و... و به طور خلاصه اهتمام به امر <strong>"توسعه علمي"</strong> به عنوان مقدمه و لازمه همه صورت هاي توسعه در دانشگاه و جامعه</p>

<p>۲ - پاسداری از موازین و مباني <strong>اقتدار دانشگاه</strong> هم در وجوه نظري و معرفتي وهم در وچوه عملي آن و توجه به <strong>ضرورت تداوم فعالیت زنده و بانشاط علمی و آموزشی دانشگاه</strong></p>

<p>۳- پیگیری مجّدانه <strong>تحقق استقلال دانشگاه*</strong> در همه زمینه های آموزشی_ پژوهشی، اداری_ مالی ، استخدامی  -سازمانی و مدیریتی در جهت نیل به توسعه علمی و برخورداری از حداکثر بهره وری و توانائي دانشگاهيان و دانشجويان و <strong>ایفای نقش مسئولانه و الگویی</strong> اجتماعی و فرهنگی دانشگاه</p>

<p>۴ - تاكيد مداوم بر<strong>آزادی های علمی و دانشگاهی**</strong> ، وجود محیط امن و بدون دغدغه براي دستيابي به آموزش و پژوهش درخور، ايجاد فضای سالم براي نقد علمی مسایل، قانون گرایی و انجام فعالیت های مدنی در دانشگاه</p>

<p>۵ -<strong>شناخت دقیق و علمی مسائل</strong> و فرصت ها و تهديدهاي فراروي جامعه و  بهره گیری از فرصت های افزایش آگاهي عمومی، <strong>تعمیق فرهنگ دموکراسی، </strong>آزادگي و عدالت خواهي، گفتگو و تفاهم، <strong>تحقق ارزش هاي اخلاقي و معنوي</strong> و رفع و کاهش آسیب های اجتماعي و فرهنگي و سياسي</p>

<p> ۶ - <strong>پرهیز از خشونت</strong> ، قانون گریزی، انديشه ها و رفتارهاي غير مدني، تنگ نظري ،عوام زدگی و عوام فریبی، خرافه گرایی، توهم و سوء ظن، ریا و دروغ و <strong>سایر رویکردهای غیراخلاقی و غیر دینی</strong> که در همه جا زشت و ناپسند و در محیطهای دانشگاهی ناپسندتر است.</p>

<p>*****</p>

<p>بنظرم در آغاز سال جدید تحصیلی، فراتر از بی تدبیری ها، هیجان ها و بحران های تحمیلی که واقعیت های امروز کشور ماست ، اندیشیدن و تامل در مقولات دانشگاه، مسئولیت، جامعه و آرمان های دیرینه دینی و اجتماعی ایران وایرانیان در زمینه عدالت ، پیشرفت و اخلاق و معنویت ضرورتی گریز ناپذیر است!<strong> تا نظر دوستانم چه باشد!؟</strong></p>

<p>* Institutional Autonomy<br />
** Academic Freedom</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/6/31.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/6/31.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Tue, 22 Sep 2009 23:44:43 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت &quot; !</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>زاد روز خجسته حضرت باب الحوائج امام حسن مجتبی (ع)</strong> را که مظهر کرامت و اخلاق محمدی (ص) ، عدالت و مظلومیت علوی و پاکی و معنویت فاطمی است <strong>به شما تبریک و تهنیت می گویم.</strong></p>

<p>... هنوز که هنوز است هاله ای از <strong>ابهام و مظلومیتی غمبار</strong> بر زندگی سیاسی و دوران امامت این رهبر راستین الهی سایه افکنذه است. در یک جمله و با نگاهی تحلیلی ، عوامل موءثری چون ناآگاهی و چند پاره گی توده مردم و دنیا دوستی و خیانت نخبگان و خواص دست به دست هم داد تا در یک تراژدی تاریخی امام معصوم در جهت جلوگیری از جنگ و خونریزی و فرسایش بیشتر دین خدا ، و بمنظور <strong>افشای چهره حقیقی حکومت اموی که نماد زر و زور و تزویر و دین فروشی</strong> بود، با نرمشی پرشکوه و اصلاحگرانه  به پیمان صلح تن دهد , و از حکومت صرف نظر نماید.</p>

<p>با توجه به واقعیت تکرار پی در پی وقایع و حوادث تاریخی و دست به دست شدن قدرت ها و دولت ها که <strong>آئینه عبرت و عرصه آزمون و رسوائی</strong> است ، سروده ای از دوست عزیزم زنده یاد <strong>مجتبی کاشانی</strong> را برایتان انتخاب نموده ام : شعری با عنوان   <br />
  " اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت " !</p>

<p>*****<br />
<strong>" اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت "</strong></p>

<p>این جهان آئینه کردار ماست<br />
خوب یا بد هرچه هست آثار ماست</p>

<p>ظلم و عدل و علم و جهل و صلح و جنگ<br />
لطف و خشم و مهر و قهر و نام و ننگ</p>

<p>اهل عشق ، اهل علم ، اهل تخت<br />
کار ما کردند هم آسان و سخت</p>

<p>یک طرف خونخواری چنگیز بود<br />
یک طرف شمس الحق تبریز بود</p>

<p>گاه در دستی تبر بود و تشر<br />
گاه در کلکی قلم بود و هنر</p>

<p>اهل علم آمد به دانائی فزود <br />
اهل عشق آئین زیبائی گشود</p>

<p>عالمان اندیشه را پیراستند<br />
عاشقان انگیزه را آراستند</p>

<p>اهل علم آمد طبیبی پیشه کرد<br />
اهل عشق آمد حبیبی پیشه کرد</p>

<p>اهل علم آمد که داروئی کند<br />
اهل عشق آمد که جادوئی کند</p>

<p>اهل علم آمد دوا آمد پدید<br />
اهل عشق آمد شفا را آفرید</p>

<p>اهل علم آمد که تردستی کند<br />
اهل عشق آمد که سرمستی کند</p>

<p>اهل تخت آمد حکومت دار شد<br />
خلق از کردار او بیمار شد</p>

<p>با زبان صدها اسیر آزاد کرد<br />
در نهان با مردمان بیداد کرد</p>

<p>اهل تخت آمد که نادانی کند <br />
هرچه آبادیست ویرانی کند</p>

<p>حاکمان بس جنگجوئی کرده اند<br />
بیشتر درنده خوئی کرده اند</p>

<p>حاکمان اندیشه در غل کرده اند<br />
عاشقان دنیا پر از گل کرده اند</p>

<p>حاکمان خود عاقبت گم کرده اند<br />
عاشقان خود وقف مردم کرده اند</p>

<p>با تبر ، دنیا به زحمت می رسد<br />
با هنر دنیای رحمت می رسد</p>

<p>جنگجویان با جهالت تاختند <br />
عاشقی ها این جهان را ساختند</p>

<p><strong>جنگجویان در جهان بازنده اند <br />
عاشقان در طول دوران زنده اند </strong><br />
۱۳۷۶/۱۲/۲۴</p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/6/13.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/6/13.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Fri, 04 Sep 2009 10:00:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; درد نامه &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p>دوماه یا کمی بیشتر است که از "انتخابات دهم" فاصله گرفته ایم و هفته هاست که در ماتم و سوگ <strong>شهدای مظلوم</strong> جنبش سبزآزادی خواهی مردم ،تحمل <strong>درد مجروحان</strong> روحی و جسمی و انتظار رهائی <strong>اسیران دربند</strong> بیداد قرار داریم. در این محشر خودافشائی و وانفسای رسوائی ، <strong>چهره واقعی</strong> مهرورزان و عدالتخواهان مردم فریب شناخته شد. در اعتراض به جنایات انجام گرفته و <strong>تعرض به حقوق و ناموس جوانان و جامعه</strong> عده ای هنوز در خروش و فریادند و یا در بهت و حیرت از این آرمان سوزی ، حرمت شکنی و حرمان ملتی رنج دیده و فاقد ابتدائی ترین حقوق طبیعی در زمینه آزادی ، عدالت و انتخاب سرنوشت ، غرقه هستند !</p>

<p><strong>مژده آزادی</strong> تعدادی از زنان و مردان و جوانان دربندی که همواره به دوستی شان افتخار کرده ام در چند روز گذشته ، انگیزه ای برای نوشتن این <strong>" دردنامه "</strong> گردید. بنابراین در <strong>آستانه ماه  رحمت و ضیافت الهی</strong> ، به  شکرانه رهائی این عزیزان و در انتظار آزادی دیگر دلیرانی که هنوز در بند جور و جفا هستند و با امید به یاری "خداوند  گشاینده دانا " ( <strong>هوالفتاح العلیم</strong> ) ، غزلی از " <strong>سایه</strong> " را مرهمی بر این " <strong>درد</strong> " جانکاه ساخته و با هم به <strong>" راه سبز امید "</strong> خوش آمد می گوئیم !</p>

<p>*****</p>

<p><strong>"درد"</strong></p>

<p>حکایت از چه کنم سینه سینه درد اینجاست !<br />
هزار شعله سوزان و آه سرد اینجاست</p>

<p>نگاه کن که  <strong>زهر بیشه در قفس شیری</strong> است<br />
بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست</p>

<p>میان اینهمه نامردمی و نامردی<br />
<strong>نشسته در غم مردم هنوز</strong> مرد اینجاست</p>

<p>بیا که مساله بودن و نبودن نیست<br />
<strong>حدیث عهد و وفا</strong> می رود نبرد اینجاست</p>

<p>بهار آنسوی دیوار ماند و یاد خوشش <br />
هنوز با غم این برگ های زرد اینجاست</p>

<p>جدایی از زن و فرزند (سایه) جان سهل است<br />
<strong>تو را ز خویش جدا میکنند درد اینجاست !</strong></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong></p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/5/29.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/5/29.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Thu, 20 Aug 2009 23:45:08 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot; ای جوانان عجم ! &quot;</title>
         <description><![CDATA[<p>نقش دختران و پسران و <strong>جوانان ایرانی</strong> در پیروزی انقلاب اسلامی ، در پیدایش حماسه دوم خرداد و در <strong>پیشبرد جنبش اجتماعی بیست و دوم خرداد</strong> بی بدیل و ماندگار بوده و هست. امروز جوان ایرانی از عقلانیت ، اخلاق ، معنویت و شهامت ویژه ای برخوردار است که هر روزه جلوه ای از آن را در عرصه های گوناگون علمی ، اجتماعی و سیاسی شاهد هستیم.</p>

<p>*****<br />
در  سه پست  قبلی متناسب با شرایط کنونی کشور شعرهائی با عنوان های " مرثیه دوست " ، " غبار آزادی " و " ندای آغاز " از سه شاعر آزاده و مردمی به شما هدیه شد. در واقع با <strong>زبان شعر</strong> که بیانگر عواطف قلبی ، زیبائی های روح ، غم ها و شادی ها و دغدغه های ذهنی و فکری انسان هاست ، برخی از مصائب و صحنه های تراژدیک پس از <strong>انتخابات دهم</strong> به نمایش در آمد ! نمایش و در واقع چشم اندازی پر از بیم و امید در مسیر تاریخی و پرحادثه آرزو ها و آرمان ها ی جوانان ایرانی و ملتی کهن برای نیل به <strong>آزادی ، عدالت و مردم سالاری</strong> !</p>

<p>*****</p>

<p>...و در این پست..و به رسم <strong>تبریک و تهنیت</strong> ، در سالروز <strong>پیروزی انقلاب مشروطیت</strong> و در آستانه <strong>زادروز پرسرور امام عصر</strong>(عج)، سروده ای حماسی از <strong>علامه اقبال لاهوری</strong> با عنوان " ای جوانان عجم " به دوستانم تقدیم می کنم.</p>

<p><strong>" ای جوانان عجم "</strong></p>

<p>چون <strong>چراغ لاله سوزم</strong> در خیابان شما<br />
                              <strong>ای جوانان عجم</strong> جان من و جان شما</p>

<p>غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام<br />
                              تا به دست آورده ام افکار پنهان شما </p>

<p>مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت <br />
                              ریختم طرح حرم در کافرستان شما</p>

<p>تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش<br />
                              شعله یی آشفته بود اندر بیابان شما</p>

<p>فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق<br />
                              پاره لعلی که دارم از بدخشان شما</p>

<p><strong>می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند</strong><br />
                              <strong>دیده ام از روزن دیوار زندان شما</strong></p>

<p>حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل<br />
                              آتشی در سینه دارم از نیاکان شما</p>

<p></p>

<p>*****</p>

<p><strong>" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "</strong><br />
 </p>]]></description>
         <link>http://drmoeen.ir/archives/88/5/14.php</link>
         <guid>http://drmoeen.ir/archives/88/5/14.php</guid>
         <category></category>
         <pubDate>Wed, 05 Aug 2009 23:28:45 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

