دكتر مصطفى معين پزشك 53 ساله كه امروز يكى از مهمترين كانديداهاى انتخابات رياست جمهورى است، نسبت به ديگر تمام كانديداها يك وجه تمايز دارد. او شخصيتى نجيب و افتاده حال است و قابل احترام. به همين دليل است كه حتى مخالفانش نيز در مقابل او كه مى ايستند تمام قد احترام مى شوند. معين با اين حال وجوه تمايز ديگرى نيز دارد.او به مانند على اكبر ولايتى يكى از كانديداهاى جناح راست پزشك است اما اگر ولايتى متخصص كودكان است، معين تخصصش در آلرژى است و حساسيت ها را به خوبى مى داند و درك مى كند كه چه نبايد كرد تا بيمارى حادث شود. به همين خاطر است كه در اين گفت وگو نيز بارها بر «پيشگيرى» كه يكى از راه هاى رفع خطر است، تاكيد مى كند. در عين حال معين شخصيت دانشگاهى نيز هست. همچنان كه على لاريجانى ديگر كانديداى جناح راست هست اما معين با راس و بدنه جامعه دانشجويى توأمان ارتباط نزديك داشت و دارد و بر خود نيز لازم ديد هر جا كه حقوق دانشجويان تضييع شد، هر جا كه اساتيد دانشگاه بى حرمت شدند، پا به ميدان بگذارد و سراپا اعتراض شود و تهديد كند كه اگر وضعيت پايمال شده دانشجويان و اساتيد دانشگاه عادى نشود و آنها محترم شمرده نشوند، استعفا مى دهد كه البته استعفا داد زيرا نه وضعيت دانشجويان سامان گرفت و نه دانشگاهيان محترم شمرده شدند.معين امروز كانديداى رسمى دو حزب سياسى قوى در كشور است. سازمان مجاهدين انقلاب كه حدوداً سابقه اش با سابقه انقلاب برابرى مى كند و جبهه مشاركت كه عقبه اش به اصلاحات برمى گردد. در واقع او مى خواهد از يك سو نماينده انقلاب باشد و از ديگر سو پرچمدار اصلاحات. گفت وگو با او نيز در اين شرايط و از اين طريق مورد بررسى قرار گرفت. تلاش شد سئوالات هر چند تند و تيز و گزنده با صراحت پرسيده شود و ذهن او را واكاوى كنيم تا به يك نتيجه برسيم.
• منتجبى: چه فرآيندى باعث شد كه شما وارد عرصه كانديداتورى در انتخابات شويد و دلايل ورود شما به اين عرصه چه بود؟
اين در ادامه فرآيندى است كه از ديرباز از حضورم در عرصه هاى اجتماعى آغاز شده و در هر مرحله با اتخاذ راهبردها براى رسيدن به آرمان اصلى، ادامه پيدا كرده است. در اين مرحله به خاطر حساسيت فوق العاده شرايط كشور، منطقه و نيز روند ناتمام اصلاحات وقتى در معرض مسئوليت قرار گرفتم نمى توانستم نه از آرمان هاى اعتقادى و اجتماعى و نه از انگيزه هايم عدول كنم.
• جواد روح: چه زمانى به اين نتيجه رسيديد و چه كسانى با شما وارد مذاكره شدند؟
اولين بار برخى از دانشگاهيان و فرهنگيان به من مراجعه كردند اما وقتى رسمى تر شد كه دوستان مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب و انجمن جامعه پزشكى كشور پيشنهاد را دادند.
• جواد روح: اين چه زمانى بود؟
تا وقتى كه مهندس ميرحسين موسوى مطرح بودند، بناى من بر اين بود كه ايشان مسئوليت را بپذيرند اما وقتى كانديداتورى ايشان منتفى شد، جهت گيرى ها به سمت بنده متمركز شد و وقتى موضوع در مطبوعات مطرح شد، كه اولين بار نيز اين موضوع در شرق مطرح شد، من در سفر حج به سر مى بردم.
• منتجبى: آيا شما قبل از اعلام نظر دوستانتان به اين موضوع فكر كرده بوديد و آيا خودتان علاقه اى به كانديداتورى داشتيد؟ حتى قبل از مطرح شدن نام مهندس موسوى، شما در اين فكر بوديد؟
من به گذشته برمى گردم. در سال 75 هنگامى كه بحث انتخابات رياست جمهورى مطرح بود و گروه هاى سياسى به دنبال يك نامزد واحد مى گشتند و تقريباً همين بحث ها مطرح بود، ابتدا از مهندس موسوى نام برده شد و هنگامى كه از پذيرفتن انصراف دادند، بحث نامزدى من و آقاى خاتمى مطرح شد. من در آن زمان سخنگوى شوراى هماهنگى گروه هاى خط امام بودم. تلاش بسيار جدى هم داشتيم كه نامزد معرفى كنيم. بعد از ورود آقاى خاتمى، ديدم بهتر است كه سريعاًً كنار بكشم و از آقاى خاتمى حمايت كنم. اين سابقه به آن زمان برمى گردد. طبيعى است كه انسان ممكن است به اين بينديشد كه احتمالاً سمت گيرى ها به طرف او باشد. با اين حال در آن زمان دغدغه جدى من ورود به انتخابات رياست جمهورى نبود اما اكنون كه ايشان مجدداً امتناع كردند و بعد از آن از من دعوت شد، دغدغه هايم جدى تر شد كه نهايتاً به پذيرش مسئوليت منجر گرديد.
• منتجبى: شما تاكيد داريد كه به علت تحقق آرمان هايى كه مد نظرتان بوده وارد عرصه شديد. اما دلايل شخصى را عنوان نكرديد. تحقق آرمان ها، مطالب خيلى كلى و بسيار انتزاعى است. آيا شما اصلاً اين توانمندى را در خودتان ديده بوديد؟
بعد از انقلاب تمام زندگى من، در مسئوليت هاى مختلف سپرى شده است. در دوران آقاى خاتمى نيز شش سال با ايشان از نزديك همكارى داشتم. به همين دليل با وقوف به شرايط جامعه و واقعيت هاى كشور، اين مسئوليت احساس شد و البته بعد از بررسى و مقايسه توان خودم با ديگران به اين نتيجه رسيدم.
• روح: درباره مسائل شخصى كه مى گوييد، دو دوره است كه نام آقاى ميرحسين موسوى مطرح مى شود اما بنابر دلايلى وارد عرصه نمى شوند اما شما يا خاتمى مسئوليت را قبول مى كنيد. آيا شما اطلاع داريد كه دلايل مشخص براى امتناع از شركت در انتخابات چيست؟
•منتجبى: آقاى معين قبل از پاسخ شما، به نظرم لازم است كمى بازتر و بسط يافته تر به اين موضوع بپردازيم. اساساً بفرماييد كه دلايل نامزدگريزى چهره سرشناس نسل اول براى ورود به عرصه انتخابات چيست؟ آقاى ميرحسين موسوى تنها نيستند كه مسئوليت نمى پذيرند. آقاى موسوى خوئينى ها نيز همين طور هستند. حتى اكنون آقاى هاشمى نيز هنوز اعلام حضور نكردند و ترجيح را به ديگران داده اند. اين مسئوليت گريزى نشانه چيست؟
من مى توانم به برخى از دغدغه هاى مشترك در اين باره اشاره كنم. دغدغه هاى مشترك، چالش ها و موانع جدى پيش رو هستند. ضمن آنكه بايد به موانع ساختارى و همين طور محدود بودن اختيارات رئيس جمهور اشاره كرد. در اين ميان روشن نبودن مرزبندى ها در ساختار قانون اساسى در بين اركان مختلف قدرت نيز از جمله دغدغه هاى مشترك ما است. اما من نمى توانم بگويم دوستان از ورود به صحنه گريز دارند يا تلقى شان چيست. حتماً به نتيجه نرسيده اند كه مسئوليت بپذيرند.
• خجسته رحيمى: به نظر مى رسد، اينكه بگوييم يك نفر مسئوليت خود بداند يا نه بيشتر يك تعارف سياسى است. شما از برخى موانع نام برديد كه آن موانع علت عدم ورود بزرگان به عرصه انتخابات است. آيا شما به اين موانع اعتقاد نداريد كه مسئوليت را پذيرفتيد؟
من بدون شك به اين مسائل فكر كرده ام و آنها دغدغه هاى مشترك ماست اين گونه هم نيست كه يقين براى من حاصل شده كه به راحتى مى توان از اين موانع گذشت. خير، منتها اين يك ديدگاه و بينش هست كه هرچه شرايط سخت تر باشد، انگيزه هاى افراد نيز بايد دوچندان شود. سختى موانع به هيچ وجه نمى تواند توجيهى براى عدم پذيرش مسئوليت باشد.
• خجسته رحيمى: بنابر استدلال شما كه مى گوييد هر چه موانع بيشتر باشد بايد انگيزه ها دوچندان شود، سئوالم را مى پرسم كه آيا آقاى خاتمى كه به روايتى هر 9 روز با يك بحران و به روايت ديگر هر روز با يك بحران در دوران خود روبه رو بودند و عملكرد موفقى نداشتند، مسئوليت گريز بودند كه روزى اعلام كردند رئيس جمهور فقط يك تداركاتچى است؟
من جزء نزديك ترين همفكران آقاى خاتمى در دولت و قبل از دولت بودم و هستم اما، ما يك مطلوب داريم و يك واقعيت و حركت ما از واقعيت ها به سمت آرمان ها است. مسائل را نبايد مطلق ديد. اگر موفقيت هست، نسبى است و اگر شكست هم هست، آن نيز نسبى است. من در مجموع دولت آقاى خاتمى و عملكرد ايشان را به طور نسبى موفق ارزيابى مى كنم. اين حركت مى توانست در سال 75 آغاز نشود و حتى قابل تصور است كه مى توانست جاى ايران و عراق نيز عوض شود. در عين حال رشد سياسى و آگاهى هاى عمومى مردم نسبت به حقوق اساسى و طبيعى خودشان افزايش يافته و اين موفقيت برنامه اصلاحات است. البته موانع هم بوده و فرصت سوزى ها، ولى در مجموع به طور نسبى در اين مقطع خاص ايشان موفق بودند.
• منتجبى: شما هم در اين چارچوب مى خواهيد حركت كنيد؟
اگر قرار باشد كار ادامه پيدا كند، با اين اميد و انتظار وارد عرصه مى شوم كه بتوانم در ادامه برنامه اصلاحات، دستاوردهاى قبلى را حفظ بكنم و گامى مهم به پيش بردارم. اين مرحله گامى به پيش در جهت تكامل اصلاحات است. ما نبايد موفقيت ها را حتماً در همان مقطعى كه انتظار داريم، ببينيم. قوانين حاكم بر جامعه و تاريخ بسيار دقيق و پيچيده و مبتنى بر عملكردهاست. جمع بين اينها باعث انتقال قدرت و پيروزى است. اصلاحات، حركتى در بطن جامعه ماست و ادامه پيدا خواهد كرد. همين رقابت انتخاباتى و جوشش نيروها و ارائه رويكردهاى جديد مى تواند مردم را در حركت اصلاحى فرسنگ ها به پيش ببرد. معيارها، رويكردها و الگوهاى جديد را بررسى كنيد. مى بينيد كه همه به نوعى هستند كه مى توانند مورد اقبال جامعه باشند و اين براى مردم و حركت اصلاحى مفيد است.
• منتجبى: اما مخالفان شما معتقد هستند كه جناب عالى توان مقابله با مشكلات را نداريد و هنگامى كه با بحران هاى جدى و اساسى روبه رو مى شويد، راه را در استعفا و كناره گيرى از قدرت مى بينيد. اين رفتار مسبوق به سابقه نيز هست. الان هم در اين گفت وگو شما افق خيلى روشنى را به مردم نويد نمى دهيد و تاكيد داريد موفقيت ها در آن واحد اتفاق نمى افتد. آيا شما پاسخى براى اين مسائل داريد؟
من مى توانم يك چشم انداز روشن از دوره اول و دوم دولت. خودم را برايتان ترسيم كنم. اگر الان در بيان آن ترديد دارم به علت آن است كه مى خواهم علمى برخورد كنم. رويكرد اعلام شده من رويكردى علمى، دموكراتيك و مبتنى بر خرد، تلاش جمعى و پيوند با نخبگان و جامعه است. در اين چارچوب كميسيون هاى برنامه ريزى تشكيل شده در ستاد انتخاباتى در حال تلاش شبانه روزى هستند كه بر پايه آن مسائل كشور را بررسى و برنامه دولت را تدوين و پيشنهاد نمايند.
• خجسته رحيمى: ببينيد آقاى دكتر مردم مطالباتى بيشتر از آنچه كه الان شما بيان مى كنيد، مى خواهند. بسيار بيشتر از آنچه كه در زمان آقاى خاتمى عملياتى شد.
بله. اما ما به اجراى آنها فكر كرده ايم.
• منتجبى: برنامه شما بسيار در گفتار خوب است. كما اينكه برنامه هاى آقاى خاتمى نيز خوب بود. اما مخالفانتان در برخى دستگاه ها نفوذ دارند و قطعاً نمى گذارند شما برنامه هايتان را اجرا كنيد. آنها با تمام توان ايستاده اند دوران آقاى خاتمى اين موضوع را ثابت كرد. شما چه اميدى به اجراى برنامه هايتان داريد؟
پتانسيل اصلى كه دراختيار ماست، تداوم برنامه اصلاحات مى باشد كه مورد تاييد مردم نيز قرار گرفته است. اگر مردم در انتخابات به طور جدى شركت كنند و به رويكردهاى جديد نيز اقبال نشان دهند اين يك پشتوانه عظيم است. در عين حال برنامه هاى ما نيز براى توانمند كردن شهروندان و حضور آنها در عرصه هاى مديريت كشور مى تواند به ما اميد بدهد كه بتوانيم بر بحران ها و مخالفان خود فايق بياييم.
• منتجبى: اما مخالفان مى گويند شما در مقابل مشكلات كوتاه مى آييد.
استنادى كه شما مى كنيد قابل بحث است. همين استدلال را در سال هاى 76-75 در مورد آقاى خاتمى مطرح مى كردند كه چون ايشان در دوران وزارت فرهنگ و ارشاد استعفا كرده است، بنابراين موفق نخواهد بود.
• منتجبى: اما ديديم كه شعارهاى آقاى خاتمى در عمل به علت مواجهه با بحران ها اجرا نشد.
درسته. اما يادتان هست افرادى گفتند كه دولت آقاى خاتمى سه ماه و يا شش ماه نمى تواند دوام بياورد اما الان ما در سال هشتم رياست جمهورى ايشان هستيم.
• منتجبى: آقاى دكتر چه فايده! هشت سال مسيرى طى شده با دستاوردهاى اندك. «طول» يك دوران كه دستاورد نيست.
موفقيت را بر دو پايه ارزيابى مى كنند. اول پيشگيرى و دفع خطر از جامعه و كشور و دوم دستاوردهايى كه در زمينه هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى در يك مدت به دست مى آيد. در همان زمان آقاى خاتمى كه به تعبير ايشان هر 9 روز يك بار با بحران روبه رو بودند. در همان شرايط هم از كشور دفع خطر شده است و هم دستاورد داشتيم. به راحتى مى توان تصور كرد كه اگر جاى عراق و ايران عوض مى شد، آنگاه چه اتفاقى مى افتاد.
• منتجبى: اين فقط يك تصور است كه شما داريد. نقطه مقابل هم وجود دارد آن اينكه تصور كنيم اگر جناح راست سال 76 برنده انتخابات بود ما امروز با آمريكا رابطه داشتيم. اين نيز يك تصور است. باطل يا غيرباطل.
منتها آن هم در هر شرايط و با هر روشى؟ آيا رابطه هدف هست؟
•منتجبى: من جواب تصور شما را دادم كه مى توان به گونه اى ديگر نيز تصور كرد كه به جاى حمله آمريكا به ايران در سال 76 جناح راست با آمريكا ارتباط مى گرفت و رابطه برقرار مى كرد.
آخر رابطه با چه بهايى؟ براى من هم قابل تصور است كه اين اتفاقى كه مى گوييد مى تواند بيفتد و حتى در آينده نيز مى تواند از سوى محافظه كاران رخ دهد. اما براى ما رابطه هدف نيست، وسيله است. وسيله اى براى تامين منافع و امنيت ملى. اگر رابطه با آمريكا بخواهد با بهاى باج دهى و سرسپردگى و وابستگى همراه باشد اين با همه آرمان هاى ملى، اعتقادى و تاريخى ما مغاير است. در اين شرايط منافع ملى ما اصلاً تامين نخواهد شد. بايد با حفظ آرمان هاى اصلى انقلاب كه استقلال و آزادى است، رابطه برقرار شود. با اين رويكرد نيز آقاى خاتمى توانست كشور را از سال 76 تا 83 هدايت كند.
•منتجبى: اما الان مى بينيم كه در آخر سال 83 بيشترين تهديدات نظامى آمريكا متوجه ايران است.
بايد تحليل و بررسى علمى بكنيم كه چه مقدار از آن به آقاى خاتمى و دولت ايشان برمى گردد و چه مقدار به مخالفان ايشان. كسانى كه از قبل از تشكيل دولت آقاى خاتمى با كارناوال عصر عاشورا تعامل خاص خود را با ايشان آغاز كردند و از پيش بينى سقوط شش ماهه دولت ايشان سخن گفتند و نهايتاً هر 9 روز يك بار بحران آفرينى كردند. وقتى انتخاباتى در دوره هفتم مجلس با آن كيفيت و با حضور كمرنگ مردم اتفاق مى افتد، طبيعى است كه كشور را در معرض تهديد جدى نيروهاى بيگانه قرار مى دهد. من پيش بينى مى كنم اگر انتخابات رياست جمهورى دوره نهم با حضور پررنگ مردم و با رقابت جدى و صحت و سلامت برگزار شود بسيارى از تهديداتى كه كشور را در معرض خطر قرار داده است تا مدتى منتفى خواهد شد.
•خجسته رحيمى: فرض كنيم شما در انتخابات با آراى خيره كننده پيروز شويد و به مانند آقاى خاتمى 22 ميليون راى كسب كنيد. پاسخ صريح بدهيد كه در آن صورت و با آن پشتوانه وقتى با بحران هايى همچون قتل هاى زنجيره اى روبه رو شويد،چه تصميمى اتخاذ مى كنيد؟
ترجيح من اين است كه اين مسائل در فضاى عادلانه اى كه آقاى خاتمى هم حضور دارند مطرح شود تا ايشان نيز از خود دفاع كنند و پاسخ دهند. در اين شرايط قطعاً كسى نمى تواند بگويد كه تمام اقدامات خاتمى با شكست مواجه شده است. اما من خودم را از واقعيت ها جدا نمى كنم. درباره قتل هاى زنجيره اى رفتار آقاى خاتمى بسيار خوب بود اما كار ناتمام ماند. بايد تلاش كرد پرونده هاى نيمه تمام در كشور ما به سرانجام برسد.
•خجسته رحيمى: آيا شما تضمين مى كنيد؟
اين «بايد» را من براى خودم و همكارانم مطرح مى كنم نه براى كسان ديگر.
•منتجبى: اين شعار زيبا است اما بفرماييد شما با چه راهكار و ابزارى قصد چنين عملى را داريد؟
اولين و مهمترين آن اين است كه دولت از يكپارچگى و انسجام و كارآمدى برخوردار باشد و بتواند مرتب با افكار عمومى در ارتباط باشد تا بتوانيم افكار عمومى را در هر مرحله توجيه بكنيم. اطلاع رسانى مرتب و تنگاتنگ با مردم داشته باشيم.
•منتجبى: كدام افكار عمومى و با كدام رسانه؟
مردم را مى گويم.
•منتجبى: اما شخصاً يك نااميدى گسترده را مشاهده مى كنم كه از هر دو گروه راست و چپ گريزان هستند. شما با كدام افق اينگونه اميدوارانه سخن مى گوييد؟
فرض بر اين است كه انتخابات به عمل آمده و راى مردم به ما بوده، وضعيت موجود را مدنظر قرار ندادم، بعداً را مى گوييم كه دولت تشكيل شده است. در آن زمان نمى توانيم بگوييم گرد نااميدى و يأس بر كشور مستولى شده است. من الان هم اين را قبول ندارم كه مردم نااميد هستند. در نظرسنجى ها بين 50 تا 60 درصد از مردم اعلام حضور كرده اند. تا انتخابات نيز 5-4 ماه مانده است. وقتى مردم در صحنه انتخابات حاضر شوند و به رئيس جمهورى منتخب خود راى بدهند، آن گاه حقوق متقابل دولت و ملت مطرح است. دولت موظف به دفاع از حقوق مردم است. مردم نيز موظف به حمايت از دولت و رئيس جمهور و برنامه هاى او هستند. ضرورى است كه اين ارتباط به وجود بيايد. اما الان وجود ندارد و از تنگناهاى دولت آقاى خاتمى قطع رابطه دوسويه و تعامل مثبت و جدى بين دولت و مردم و نخبگان كشور بوده و هست. اگر دولت خرج خود را از مردم جدا كند، مطمئن باشيد برنامه هاى رئيس جمهور اجرا نخواهد شد. مهمترين تدبير رئيس جمهور اين است كه با نوآورى و تدبير خود تلاش كند، چشم اندازهاى پيش رو را ترسيم كند و به سمت آنها حركت نمايد. ضمن آنكه از ضعف ها و ناكامى ها نيز پيشگيرى كند. اگر دست روى دست بگذاريم و مسائل و مشكلات خود را به ما تحميل كنند آن وقت بايد به دنبال مشكلات و مسائل دويد.
•خجسته رحيمى: شما به عنوان يك رئيس جمهور چگونه موضوعى مانند برگزارى انتخابات مجلس هفتم را مديريت مى كرديد؟
قرار نيست كه شرايط اجتماعى سال 82 با سال 85 يكى باشد و قرار نيست كه من خاتمى باشم. حتى مردم نيز يكسان نيستند. قرار نيست كه من از الان پيشگويى كنم كه در سال 85 يا 86 چه اتفاقى مى افتد و من چه خواهم كرد. اين برخورد غيرعلمى و غيرواقع بينانه است.
•منتجبى: اما خود شما همين چند لحظه پيش گفتيد كه رئيس جمهور بايد بحران ها را پيش بينى كند و از وقوع آنها پيشگيرى كند.
بله. اما تلاش ما بايد در اين جهت باشد كه در يك حركت هماهنگ و جمعى و آگاهى دادن به مردم به صورت هفتگى آنها را تا آخر با خود همراه و همفكر كنيم. چنانچه اگر بخواهد از قانون اساسى عدول شود و حقوق مردم تضييع شود، طبيعى است كه رئيس جمهور به عنوان مجرى قانون اساسى ديدگاه خود را به طور روشن بيان كند. البته در تعامل با مراجع تصميم گيرى و اركان قدرت سعى كند موضوع را پيشگيرانه حل كند. اما اگر اتفاق افتاد آن وقت در چارچوب قانون اساسى و اختيار قانون خود عمل خواهد كرد.
•روح: يعنى شما انتخابات را برگزار نمى كرديد؟
اگر رئيس جمهور به آن مرحله برسد كه به عنوان مجرى قانون اساسى از وظايف خود كه دفاع از حقوق اساسى و حق تعيين سرنوشت مردم است دارد عدول مى كند، قاعدتاً اعلام مى كند كه من انتخابات را برگزار نمى كنم و نبايد از گفته خود برگردد.
•خجسته رحيمى: آقاى خاتمى در 16 آذر گفتند كه من به خاطر نظام عقب نشينى كردم. آيا شما اين عقب نشينى را قبول نداريد؟
اگر منافع ملى را اصل قرار دهيد، اين مشكلات پيش نمى آيد.
•خجسته رحيمى: خاتمى هم گفت كه به خاطر منافع ملى برگزار كردم.
ممكن است كه برداشت ها از منافع ملى متفاوت باشد.
•منتجبى: اگر انتخابات مجلس هفتم گذشته اما انتخابات رياست جمهورى پيش رو است. مخالفان شما در نشريات خود دارند بحث ردصلاحيت شما را زمينه سازى مى كنند. امروز روزنامه سياست روز با اين تحليل كه نهضت آزادى از شما حمايت كرده است، خواستار آن شده شوراى نگهبان جنابعالى را ردصلاحيت كند. در اين شرايط شما چگونه مى خواهيد از حق خود دفاع كنيد تا من و ديگران مطمئن باشيم كه پس از انتخابات از حقوق مردم دفاع مى كنيد؟
شوراى نگهبان مسئول اقدامات خودش هست. اميدوارم آنها بتوانند به وجدان خود و وجدان عمومى جامعه پاسخگو باشند. اما چه كسى گفته است كه قرار است شوراى نگهبان من را ردصلاحيت كند؟
•منتجبى: من گفتم زمينه سازى مى كنند.
از كجا معلوم كه اين زمينه سازى براى من فرصت سازى نباشد؟ اگر چنانچه فرد به عنوان يك نامزد جدى مورد اقبال عمومى باشد و رويكرد نظام نيز شركت حداكثرى باشد، فكر مى كنيد آنها خواهند توانست مرا ردصلاحيت كنند؟ اگر بخواهند مرا ردصلاحيت كنند مى خواهند چه كسى را تاييد كنند و آن هم براساس چه معيارى مى خواهند ردصلاحيتم كنند؟
•منتجبى: شوراى نگهبان قطعاً يك اصول و معيار هايى دارد كه هيچ گاه نيز اعلام نمى كند. مگر رئيس جمهورى در جمع خبرنگاران نگفتند كه شوراى نگهبان به سخنان مقامات ارشد نظام بى توجهى كردند؟ شما حالا با چه ابزارى مى خواهيد اميدوارى ايجاد كنيد؟
من كه الان رئيس جمهور نيستم. اكنون قدرت رئيس جمهور را ندارم و نوع تعاملم نيز متفاوت خواهد بود. ولى تلاش خود را خواهم كرد. اگر آنها اين كار را كردند، اعتراض مى كنم و اعتراض خود را به مردم هم اعلام مى كنم. اما نتيجه چه خواهد بود؟ وقتى كسى در نظرسنجى ها با اقبال مردم روبه رو شده، ولى شوراى نگهبان كسى را ردصلاحيت كرده است كه به لحاظ سوابق و وجوه شخصيتى و پايگاه اجتماعى مشكلى ندارد، اين نشان دهنده آن است كه آن شخص پيروز شده است. هم در نزد مردم و هم از نظر وجدانى و ملاك هاى اعتقادى.از نگاه اعتقادى نيز اين يك پيروزى بزرگ است كه فرد با انگيزه هاى نيك، خواسته وارد عرصه شود و براى مردم تلاش كند ولى او را ردصلاحيت كرده اند و اين هيچ اشكالى از نظر خود من ندارد.
•منتجبى: شما از اقبال مردم سخن مى گوييد و از نظرسنجى ها، ولى من چنين موضوعى را براى هيچ يك از كانديداها نمى بينم و به جاى آن همان طور كه گفتم نااميدى را ملموس تر مى بينم. شما بر فرض تأييد صلاحيت شديد چگونه مى خواهيد مشاركت مردم را بالا ببريد و چگونه راى كسب كنيد؟
عدم شركت مردم و در انتخابات شوراها پيام داشت و آن عكس العمل نسبت به عملكرد اصلاح طلبان در شوراى شهر بود. عدم شركت مردم نيز در انتخابات مجلس هفتم را مبتنى بر ياس و نااميدى نمى بينم. آن نيز پيامى بود براى مسئولان كشور.
•منتجبى: آن پيام چه بود؟
اين بود كه ما انتخابات استصوابى را قبول نداريم. اين اعتراض بود.
•منتجبى: اما مردم از قبل از انتخابات، واكنش نشان دادند. مردم حتى از تحصن نمايندگان مجلس ششم نيز دفاع نكردند و برد اجتماعى پيدا نكرد. انتخابات مجلس هفتم ادامه تحصن بود.
بله. هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد. هر اقدامى اگر در ظرف زمانى خود انجام نشود، پاسخ اجتماعى مطلوب را نخواهد گرفت. وقتى در آخرين هفته هاى مجلس، نمايندگان به اين نتيجه برسند كه بايد تحصن كنند، خواه ناخواه در افكار عمومى اين تداعى مى شود كه مسائل فردى و اجتماعى از هم تفكيك نشده است. عدم حمايت مردم از تحصن نمايندگان را من بى اعتمادى به نمايندگان ارزيابى نكردم. پيام بود. پيامى مبنى بر اينكه نمى توان در هفته هاى آخر، به مجلس ششم اميد بست. آنها نااميد بودند از...
•منتجبى: اين همان نااميدى است كه من گفتم و شما مى گوييد قبول نداريد.
نه، نه. عدم شركت آنها، اعتراض بود كه اگر شما بخواهيد از طرف ما تصميم بگيريد، ما در صحنه حاضر نيستيم. بين اعتراض، انفعال و ياس و نااميدى تفاوت بسيار است. كسى كه معترض هست از انگيزه قوى برخوردار است. اما كسى كه مايوس و نااميد است از يك بى انگيزگى رنج مى برد. در روند رشد سياسى جامعه ما، به نظرم حركت مردم در انتخابات نهم رياست جمهورى نسبت به مجلس هفتم، تغيير خواهد كرد.
•منتجبى: اين اميد را شما كجا ديديد؟
در نظرسنجى ها و ملاقات با گروه هاى مختلف اجتماعى.
•منتجبى: واقعاً مى توان اين نظرسنجى ها را ملاك قرار داد؟
نظرسنجى هاى متعددى از سوى نهادهاى مختلف صورت گرفته است و در مجموع قابل توجه است.
•خجسته رحيمى: نااميدى دانشجويانى كه در 16 آذر با آقاى خاتمى روبه رو شدند...
نااميدى نه، آنها اعتراض داشتند و اعتراض خود را اعلام كردند. در مكتب ما ياس با ايمان قابل جمع نيست. كسى كه به خدا ايمان دارد، معترض مى شود اما نااميد و مايوس نمى شود. اين مى تواند انفعال و كم انگيزگى باشد اما ياس نيست.
•خجسته رحيمى: آقاى آرمين كه عنصر موثرى از نيرو هاى حامى شما هستند، گفته اند معين از جايى آغاز مى كند كه خاتمى تمام كرد. خب آقاى خاتمى خود را تداركاتچى دانستند. آيا اين سخن آقاى آرمين به اين معنى است كه شما هم تداركاتچى خواهيد بود؟
پروفسور عبدالسلام دوست فقيد و دانشمند پاكستانى ام كه از مبرز ترين صاحب نظران توسعه در كشور هاى جهان سوم بود، مشكل و تنگناى اصلى توسعه در جهان سوم را عدم تداوم سياست ها، برنامه ها و مديريت ها مى دانست. به خاطر تنش ها و تحولات سياسى در اين كشورها، مديريت ها مرتباً در حال تغيير هستند و با تغيير مديريت ها و آمدن افراد جديد تمام برنامه ها و سياست هاى پيشين، برنامه هاى قبلى زير سئوال مى رود. دو قدم به جلو مى آيند ولى سه قدم به عقب برمى گردند. با توجه به اين موضوع وقتى ما مى گوييم برنامه اصلاحى بايد تداوم پيدا كند به عنوان يك اصل مديريتى مطرح مى كنيم اما نه به همان شيوه و مشى گذشته، بلكه براساس يك ارزيابى دقيق از نقاط قوت و ضعف، برنامه گذشته را نقد كرده و برنامه هاى خود را مجدداً تدوين مى كنيم. اما راه همان بوده و ادامه نيز خواهد داشت. مبناى اصلاحات از شخص يا آقاى خاتمى شروع نشده بلكه از خود مردم آغاز شده است.
•خجسته رحيمى: پس شما گفته آقاى خاتمى را مبنى بر تداركاتچى بودن رئيس جمهور قبول نداريد؟
رئيس جمهور در زمان آقاى خاتمى به تعبير خود ايشان جايگاه و نقشش در حد فردى كه تدارك كننده دستگاه ها بوده تنزل پيدا كرده بود. اما آن را به عنوان يك اصل ثابت و دايمى نپذيرفتم.
روند اصلاحات در سطح عمومى و اجتماعى ممكن است شرايطى را به وجود بياورد كه زمينه هاى جديدى را براى كارآمدى بيشتر فراهم كند. البته اين به اين مفهوم نيست كه من نسبت به ساختار هاى موجود در قانون اساسى و نيز ساختارهاى كهنه حوزه هاى اجرايى مختلف سئوال نداشته باشم.
•منتجبى: آقاى دكتر بحثى اين روز ها مطرح است در خصوص اجماع بر روى يك كانديدا در جبهه اصلاحات. با توجه به شرايط موجود شما فكر مى كنيد كه اجماع صورت مى گيرد و آيا شما مورد اجماع ديگر گروه ها خواهيد بود؟
من اجماع ملى بر يك كانديدا را به مراتب مهم تر از اجماع نخبگان مى دانم. اجماع نخبگان را بر روى كانديدا نيز مهم تر از اجماع احزاب و گروه هاى سياسى مى دانم. اين مردم هستند كه بايد انتخاب كنند. به جز دو سه حزبى كه توانسته اند تا حدودى در سطح جامعه مطرح باشند، ديگر گروه ها و احزاب نتوانستند و فاقد پايگاه اجتماعى قوى هستند. خب در اين شرايط تلاش بايد به سمت اجماع ملى باشد.
•منتجبى: اما شما كانديد حزبى هستيد.
درسته. اما تلاش بايد بر...
•منتجبى: پس حزب و اولويت هاى آن براى شما بايد در اولويت باشد.
از نظر اينكه من به دعوت آنها آمدم و با آنها بيشترين همفكرى را دارم و در برنامه هايم با آنها مشورت خواهم كرد، بله من اولويت را به آنها مى دهم. اما در خصوص نتيجه انتخابات آنچه تعيين كننده است اجماع ملى و فعاليت نخبگان براى حركت جامعه است.
•خجسته رحيمى: تا چندى پيش جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين كه از حاميان شما هستند مى گفتند وجه تفاوت ما با ديگران اين است كه ما كانديدا ى حزبى مى خواهيم بدهيم. معرفى شما هم بر اين اساس بود و تاكيد نيز اين بود كه دولت آينده هم حزبى است اما شما اخيراً گفتيد كه دولت من حزبى نخواهد بود. اين نقض كننده آن سخنان بود. آيا ممكن است اين موضوع را شفاف كنيد؟
در اينكه من مدعو احزاب هستم هيچ شكى نيست. اما اينكه دعوت را پذيرفتم براساس عضويت من در احزاب نبوده، بلكه براساس همفكرى من با دوستانم در اين گروه هاى حامى بوده است. اما نه از آن طرف توقع بوده و نه اين طرف كه دولت حزبى تشكيل شود. دولت تشكيل شده براساس همفكرى و همدلى و توانمندى است. جايى اعلام كردم كه تمام افراد شايسته كشور، مشاوران بالقوه رئيس جمهور هستند و مى توانند با آنها نيز در آينده همكارى داشته باشند.
•منتجبى: با اين حساب جنابعالى روشن كنيد كه مرز تعهد شما به حزب تا كجا است؟ آيا بعد از انتخابات و تشكيل دولت احتمالى شما مشاركت و سازمان مجاهدين اين اجازه را خواهند داشت كه نقش اصلى را در تشكيل كابينه داشته باشند؟
اين يك نقطه عطف در كشور ماست كه يك فرد غير حزبى مورد حمايت يك يا چند حزب قرار مى گيرد و طرفين به يكديگر اعتماد مى كنند. اما اين رفتار به اين مفهوم نيست كه رئيس جمهور از استقلال راى برخوردار نباشد. چشم انداز مطلوب من اين است كه كشور در آينده توسط احزاب و گروه هاى مدنى اداره شود و اين نياز به سياست ها و راهبرد هايى دارد كه در حال تدوين هستند و من نيز از آن پشتيبانى مى كنم.
•روح: در سخنان گذشته شما اين اشاره بود كه مى خواهيد با شايستگان جامعه اصلاح طلب كشور دولت تشكيل دهيد. تعبيرى كه از سخنان شما شد اين بود كه به نظر رسيد مى خواهيد از نيرو هاى ملى- مذهبى و نهضت آزادى و كسانى كه در جايگاه اپوزيسيون قانونى هستند، دعوت به كار كنيد كسانى كه در دو سال اول انقلاب دولت داشتند و صاحب تشكيلات هستند.
رويكرد من در سطح كلى و تمام ايران بود و تمامى اشخاص باسابقه و فعال را دربرمى گيرد. به بحث دوستان ملى- مذهبى فقط مربوط نمى شود. در اول انقلاب نيز تنها اين دوستان نبودند كه حزب داشتند. حزب جمهورى اسلامى نيز وجود داشت. ما در چارچوب سازوكار قانونى تلاش مى كنيم از تمامى نيرو هاى شايسته كشور استفاده كنيم.
•منتجبى: شما گفتيد كه عضو مشاركت نيستيد بلكه كانديداى اين حزب هستيد. خب در اين وضعيت مى توانيد يك نقد منصفانه به آن داشته باشيد به نظرتان چه انتقادى به اين حزب وارد است؟
[سكوت] من اصلاً به اين موضوع فكر نكردم.
•منتجبى: اصلاً نقدى داريد؟
[بعد از مدتى سكوت] من انتظارم اين بود كه دوستان مشاركت وقتى اكثريت را در مجلس ششم تشكيل مى دهند و با دولت نيز همفكرى و ارتباط بيشترى داشتند، مى بايست يك تعامل سازنده و نهادمند بين دولت و مجلس پديد مى آمد كه شكل نگرفت. اين مى توانست به يك همكارى منجر شود كه ما از قوانين جامع و زيربنايى برخوردار شويم. مى توانست از اين تعامل مجلس و دولت، نخبگان و توده مردم بهره ببرند. مردم موكلين نمايندگان مجلس ششم و موكلين شخص رئيس جمهور بودند اما با اين گسستگى كه بين دولت و مردم در مرحله اول و بعد در مراحل آخر بين مردم و مجلس به وجود آمد، فاصله ها بيشتر شد. دوستان مى توانستند آن را پيش بينى كنند و پيشگيرى نمايند. نخبگان كشور در دولت و مجلس حضور كمرنگى داشتند. مى توانست خيلى بيشتر از آنچه كه در كميسيون دولت و مجلس از وجود نخبگان استفاده شد، استفاده كرد و از آنها دعوت به همكارى نمود. كميسيون هاى مجلس نبايد منحصراً در اختيار نمايندگان باشد و آنها خود را از وجود نخبگان بى نياز بدانند، خيلى پيشتر بايد از آنها دعوت مى شد.
•منتجبى: در واقع الان تاكيد داريد كه مشاركت در مجلس و دولت چنين نكرد؟
من نمى گويم نكرد و يا نمى خواست انجام دهد. از من ضعف ها را پرسيديد من دارم نقادى مى كنم. البته من مى دانم كه تلاش داشتند اين كارها را بكنند اما بايد ديد در تعامل ناكافى، سهم دولت و مجلس، به نسبت چقدر بوده است. اما تشكيلات مشاركت كه در هر دو حوزه حضور دارد مى توانست كمك كند كه تعامل بيشترى شكل بگيرد. البته اين دليلى دارد كه بيشتر به نوپا بودن احزاب برمى گردد و نيز بحران هايى كه مجلس و دولت هر كدام با آن روبه رو بودند و فرصت ها از دست مى رفت.
ان شاءالله در دولت آينده و مجلس آينده اين تعامل به نحو مطلوب شكل بگيرد.
•منتجبى: فكر مى كنيد رقيب شما در انتخابات آتى چه كسى خواهد بود و نظرتان درباره صف بندى هاى موجود چيست؟
به تمام نامزدهاى احزاب و گروه هايى كه الان در صحنه هستند احترام مى گذارم و برايم هيچ تفاوتى نمى كند كه چه كسى باشد. تلاش ما اين است كه رقابت مان با او شرافتمندانه باشد.
•منتجبى: فكر مى كنيد آقاى هاشمى وارد عرصه انتخابات خواهند شد؟
فكر مى كنم آقاى هاشمى درخصوص انتخابات تاكنون يك تحليل واقع بينانه داشتند و در حال ارزيابى دقيق شرايط هستند. مى خواهند پس از ارزيابى اين شرايط روشن كنند كه پا به عرصه بگذارند يا خير.
•منتجبى: به نظر جنابعالى ايشان وارد عرصه خواهند شد؟
پيش بينى آن مشكل است.
•منتجبى: علت ترديد ايشان و عدم پيش بينى شما چيست؟
خواهش مى كنم از خود ايشان بپرسيد.
•منتجبى: نسل اول انقلاب در حال حاضر رغبت چندانى براى حضور در انتخابات ندارد. صرف نظر از آقاى كروبى، ديگران حاضر نيستند وارد عرصه شوند. در جناح راست آقاى ناطق نورى گفته اند كه تا ابد كانديد نخواهند شد در چپ نيز بزرگان سكوت و انزوا در پيش گرفته اند. در اين ميان آقاى هاشمى نيز صريحاً ابراز نكردند كه وارد مى شوند و در ترديد به سر مى برند. فكر مى كنيد كه علت ترديد، سكوت و نامزدگريزى نسل اول انقلاب در چيست؟
ممكن است يكى از عوامل همان نسل اولى بودن با تمام ويژگى هايش باشد. البته باز در بين نامزدها، ما كسانى را داريم كه از اين نسل هستند و بى هيچ شكى وارد عرصه شدند. شما از من انتظار نداشته باشيد من از تمام كانديداهايى كه نمى آيند دليل بياورم.
•منتجبى: آقاى دكتر من انتظار ندارم از طرف آنها بگوييد. تحليل شما را در خصوص نامزدگريزى نسل اول پرسيدم.
فكر مى كنم بيان تحليل من به عنوان يك نامزد انتخاباتى در شرايطى كه ما در آن قرار داريم به تفسيرهاى خاص يا بدبينانه اى دامن بزند كه براى جامعه ما سودمند نيست. صاحبنظران سياسى - اجتماعى مى توانند به بحث و تحليل در اين زمينه ها بپردازند و به ويژه عملكردهاى گذشته را نقادى كنند.
•روح: نيروهاى جناح راست حمايت و همراهى نيروهاى اصلاح طلب از آقاى هاشمى را در حال حاضر يك حركت مزورانه تلقى مى كنند. رويكرد شما و حاميان جنابعالى با آقاى هاشمى در انتخابات چيست؟ و چه تفاوتى بين اين رويكرد با رويكردى كه حاميان شما در انتخابات مجلس ششم با آقاى هاشمى داشتند در چيست؟
خوشبختانه رويكرد احزاب حامى و تاكيد شخص من اين بوده كه با تمامى رقبا برخورد مثبت و اخلاقى داشته باشيم و به هيچ وجه جنبه تخريبى نداشته باشد. در هفته هاى اول ورودم به عرصه انتخابات كه هنوز هم ادامه دارد، بيشترين تهديدها، هتاكى ها و بى حرمتى ها به خود من بود. هواداران و رسانه هاى محافظه كار تلاش خود را در تخريب من به كار گرفتند اما ما هيچ پاسخى نداديم. اين روش و مشى قرآنى ما است. كه با كرامت عبور كنيم و به هر ياوه اى پاسخ ندهيم. شخص من در اين انتخابات نسبت به دو شخصيت مبرز كه در انتخابات حضور دارند يعنى آقاى هاشمى رفسنجانى كه من وزير ايشان در دولت اولشان بودم و آقاى كروبى كه رئيس من در مجلس سوم بودند احترام خاصى قائلم و تاكيد مى كنم كه هيچ رفتار ناشايستى نسبت به آنها نبايد از هيچ سويى صورت بگيرد. ضمن آنكه از رقابت با آنها در فضاى آگاهانه جامعه امروز استقبال مى نمايم. دوستى ما مانع رقابت نيست بلكه باعث رشد سياسى كشور است.
•روح: در حال حاضر جبهه اصلاحات دو كانديدا دارد. دو شخصى كه از دو سر اين طيف هستند. علت اين اتفاق چيست؟ آيا يك هم فكرى باعث شد كه اصلاحات دو كانديدا داشته باشد يا خير. صف بندى هاى درونى باعث اين اتفاق شد؟
در گذشته اگر شخصى مثل آقاى مهندس موسوى وجود داشت، اختلاف نظرها كمتر فرصت بروز پيدا مى كرد و اگر چنين شخصيتى نبود اين اختلافات خود را بيشتر نشان مى داد. اگر اجماع وجود داشت، طبيعتاً امرى مفيد بود اما اكنون ضرورى هم نيست. منتها در مرحله دوم عملاً مى تواند اجماع صورت بگيرد.
•منتجبى: منظورتان از مرحله دوم پس از تاييد صلاحيت هاست يا مرحله دوم انتخابات؟
پس از تاييد صلاحيت ها و در مرحله دوم انتخابات.
•منتجبى: بحثى درگرفت مبنى بر اينكه جنابعالى كانديداى نهايى نيستيد و در دقيقه 90 جبهه مشاركت يا جبهه اصلاحات كانديدا نهايى را معرفى مى كند و اجماع بر آن شخص صورت مى گيرد. اگر اين اتفاق صورت بگيرد شما چه تصميمى مى گيريد؟
اين بحث خيلى قديمى است.
•منتجبى: ولى همچنان احتمال وقوع آن وجود دارد.
نه. در اين مدت به جز برخى شايعه سازى ها، كسى به اين موضوع نپرداخته است. من اكنون همكاران خود را نيز در دولت آينده معرفى كرده ام. لذا بايد اين شايعات را منتفى تلقى كرد.
•منتجبى: اگر اين اتفاق رخ داد؟
من تقصيرى ندارم، ديگران تصميم ديگرى گرفته اند، اگرچه بسيار دور از عقل و منطق و واقعيت است.
• منتجبى: تصميم شما چه خواهد بود؟
اين بحث الان موضوعيت ندارد. پس بهتر است كه من نيز پاسخى در اين باره ندهم.
•منتجبى: اين احتمال را رد مى كنيد؟
از اول براساس اعتمادى كه من به دوستان داشتم، باور نمى كردم كه اين سخنان درست باشد. در نشريات برخى سخن هايى مى گفتند اما روابط من با دوستانم براساس اعتماد شكل گرفت و حدس من اين بود كه آن نشريات به دنبال القائات نظرات شخصى خود براى ايجاد تشتت هستند. بعد كه مراحل ديگر رخ داد و همكاران كابينه نيز معرفى شدند خود به خود اين بحث ها منتفى شد.
•منتجبى: آقاى دكتر در ميان نامزد ان يك موضوع خيلى شاخص است. طيفى از كانديداها از سابقه دانشگاهى برخوردار هستند كه مانند جنابعالى و طيف مقابلى نيز وجود دارد كه از سابقه غير دانشگاهى برخوردار هستند. در واقع مى توان گفت كه اين انتخابات به نوعى رقابتى نيز هست بين دانشگاهيان و غير آن. نظرتان در اين باره چيست؟
به نظرم در اين مرحله اصلاحات، يك تغيير گفتمان در سطح ملى كشور دارد اتفاق مى افتد. يعنى تغيير پارادايم (گفتمان) توسعه اقتصادى و توسعه سياسى به توسعه علمى. البته اگر دولتى كه ما اعلام كرديم تشكيل شود محور آن توسعه علمى و منابع انسانى است و سرمايه گذارى اساسى در آموزش و پرورش و آموزش عالى و فرهنگ عمومى خواهد بود. بايد آن را به فال نيك گرفت كه اكنون يك سوى رقابت، چهره هاى دانشگاهى هستند و اگر اين تغيير گفتمان و رويكرد رخ دهد نقطه عطفى در مسير توسعه كشور است.
•منتجبى: اين در شرايطى است كه دانشگاهيان در مصدر امور قرار گيرند، حال اگر نظاميان وارد عرصه انتخابات شوند شما فكر مى كنيد كشور رويه ديگرى در پيش خواهد گرفت؟
دولت هايى كه ما تاكنون داشتيم عمدتاً داراى فضاى اقتصادى بوده، حتى رويكرد سياسى نيز به آن صورت نداشته اند. منتها اگر قرار باشد كه يك نظامى در راس دولت قرار بگيرد، معلوم است كه فضا كاملاً تغيير مى كند و به سمت فعاليت نظامى گرى و بينش هاى خاص خود در تمام امور و شئون جامعه خواهد رفت.
•منتجبى: به نظر شما اين مثبت است يا منفى؟
اگر شما الگويى مثل تركيه يا پاكستان را براى توسعه كشور مد نظر قرار دهيد به راحتى به پاسخ مى رسيد. طبيعى است كه چنين الگوهايى از نظر من مطرود و حركتى است ضد توسعه.
•روح: آيا حضور شما در عرصه كانديداتورى باعث نگرانى از بابت تصدى كشور توسط وابستگان نظامى است؟
اين يك دغدغه است. الان تعامل با مجلس هفتم يكى از چالش هاى مهم دولت آينده خواهد بود كه بايد بر آن با تعامل مثبت و شفاف فائق آمد. دولت بايد براى تعامل با مجلس هفتم برنامه داشته باشد. من بيشتر از آنكه به بافت نظامى در مجلس نگاه كنم، به كليت مجلس هفتم به عنوان چالش جديد براى دولت آينده مى نگرم. در عين حال آن را قابل مديريت مى دانم.
•منتجبى: موقعيت نظام را در حال حاضر در عرصه بين المللى چگونه مى بينيد؟
ده ها سال است كه دنيا از اين مرحله كه توان كشور ها صرفاً متكى به نيروى نظامى آنها باشد عبور كرده است. بيشتر از آنكه نيروى نظامى، منبع قدرت باشد، برخوردارى كشورها از شهروندان آگاه، توانمند، حقوق بشر، دموكراسى و توسعه علمى و فناورى، منشاء قدرت شده است. اگر در كشورى دولتى باشد كه از پايگاه مردمى برخوردار باشد و با يك فرايند دموكراتيك تشكيل شده باشد و حقوق شهروندى را در حد بالا رعايت كند، آن كشور آسيب ناپذير خواهد بود زيرا افكار عمومى در دنياى امروز يك قدرت بسيار جدى است و اگر اين اتفاق رخ دهد، آن كشور مصونيت پيدا مى كند.
•منتجبى: الان وضعيت كشور و موقعيت آن در صحنه جهانى چگونه است؟
وضعيت بسيار حساس و آسيب پذيرى داريم. در شرايط جديد با مسائلى روبه رو هستيم كه از جمله آنها دستيابى به انرژى هسته اى تا ساير اتهاماتى نظير حقوق بشر يا تروريسم مى باشد كه براى ما وضعيت حساسى را پديد آورده است.
همه اين اتهامات را نمى پذيريم، اما اكنون ما نسبت به سال 2001 كه سال گفت وگوى تمدن ها بود، بسيار عقب رفته ايم و نگاه ها به ما تغيير كرده است.
•منتجبى: شما پزشك هستيد. فكر مى كنيد درمانى براى اين پديده وجود دارد؟
به نظرم مهم ترين اتفاق در كوتاه مدت كه مى تواند موقعيت ما را به صورت جدى تغيير دهد، همين انتخابات رياست جمهورى است. اگر اين انتخابات با حضور پررنگ و آگاهانه مردم همراه باشد و برگزار شود و آزادى و سلامت آن احراز شود، تا مدتى ضريب امنيت ملى ما ارتقا پيدا خواهد كرد. بعد از آن نيز تغيير وضعيت بستگى به تدبير دولت و حاكميت خواهد داشت.
گفت و گو از: اكبر منتجبي، رضا خجسته رحيمي، محمدجواد روح