چهارشنبه 3 فروردین 84 ::  23, 2005 

سخنراني در جمع استادان دانشگاه اصفهان


اسفهان، 16 اسفند 83

مصطفي معين، گفت: بايد به نقش‌‏آفرين شدن دانشگاه‌‏ها در انتخابات نهم و حضور فعال آنها به عنوان يك موقعيت و گفتمان جديد پرداخت و اين امر ضرورتي است كه پيش روي يكايك ماست.

وي طي سخناني در جمع تعدادي از استادان دانشگاه اصفهان ضمن اشاره به اهميت و نقش دانشگاه با بيان اينكه نهاد دانشگاه تنها نهاد آموزش علم نيست، گفت: دانشگاه نهاد اثرپذيرفته از مقوله عقلانيت مدرن است، جوهر و جان اين عقلانيت نيز نقد مناسبات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي است. بستن راه نقد و اعتراض بر دانشگاه به معناي تعطيل جان و جوهر آن است؛ حتي اگر دانشگاه به حيات فيزيكي خود ادامه دهد. اگر چه چنين چيزي نيز ممكن نيست، چرا كه كالبد دانشگاه، حضور همزمان نخبگان فكري جامعه و جمعيت عظيم نسل جوان در اين كالبد فضايي و آموزش علم جديد خواسته يا ناخواسته موجبات فضاي نقد، ارزيابي و اعتراض را نيز فراهم مي‌‏آورد.

وي دانشگاه را مركز توليد دانش به عنوان مهمترين منبع قدرت در دنياي جديد، مركز پژوهش براي تامين نيازهاي توسعهاي كشور، مركز آموزش نيروي انساني متخصص براي اداره جامعه، آخرين و شايد مهمترين مركز خردورزي انتقادي براي فراتر رفتن از وضعيت حال، نقد وضع موجود، و ترسيم آينده خردمندانه تر و انساني تر، آنچه كه به روشني مي توان در ايران از آن به عنوان "دانشگاه كانون مولد گفتمان دموكراسي" ياد كرد، ناميد.
معين گفت: سه مسووليت اول با همه اهميت‌‏شان دانشگاه را در خدمت وضع و نظم موجود قرار مي‌‏دهد؛ نظمي كه ممكن است حتي ناعادلانه و غيرتوسعه‌‏اي هم باشد.
وي در بيان كاركرد چهارم، آن را بازنمايي دغدغه‌‏هاي آزادانديشانه، عدالت‌‏جويانه، انساني و اخلاقي اهل دانشگاه خواند كه به دانشگاهيان منزلت ممتازي در تحولات اجتماعي مي‌‏دهد.
معين با بيان اينكه متاسفانه موقعيت‌‏هاي غيردموكراتيك و حكومت‌‏هاي وابسته مثل استبداد شاهنشاهي اين جنبه از دانشگاه را نتابيده‌‏اند و نسبت ميان دانشگاه و دموكراسي را هميشه ناديده گرفته‌‏اند، اظهار داشت: با وجود اين، دانشگاهيان و دانشجويان هيچگاه از نقش انتقادي خود غافل نبوده‌‏اند و در مقاطع مختلف با همه دشواري‌‏ها، نقش خود را در توسعه مبتني بر آزادي و عدالت و تامين استقلال كشور ايفا كرده‌‏اند.
وي ادامه داد: اگر مهمترين ركن عدالت، احترام گذاري دولت به شهروندان و نگاه اخلاقي به آحاد انساني به منزلهي يك هدف است، حال ميتوان درباره توانمندكردن افراد براي احقاق حق و حساس شدن نسبت به حقوق‌‏شان به عنوان كساني كه داراي حرمت و منزلت هستند، از منظري نو سخن گفت.
اين كانديداي انتخابات، يكي از مهمترين نشانه‌‏هاي محترم شمردن شهروندان را داشتن رفتار عقلاني، با آنها خواند، و گفت: تأكيد حوزه سياسي بر استدلال عقلي و نگرش‌‏هاي معقول با جامعه موجب مي‌‏شود مردم درباره آن استدلال ها با مشاركت عقلي تعامل كنند. يا از طريق آن استدلال ها قانع مي شوند و يا با استدلال هايي در برابر، دولت را وادار به تجديدنظر مي كنند. لذا بحث عقلانيت و معرفت يكي از مهمترين دريچه هاي محترم شمردن حقوق شهروندان است.
معين افزود: از منظر معرفت و توزيع معرفت، بحث دموكراسي و عدالت جايگاه جديدي پيدا مي كند. در جهان امروز عنصر تحول و تغيير را نه در جهان مادي خارجي بلكه در "معرفت - بنياد" بودن عالم بايد جست‌‏وجو كرد. معرفت بنياد بودن جهان دليلي است كه پيچيدگي ها و بغرنجي هاي جامعه بشري با يك ميانجي معمولا نديده گرفته نشود، يعني "معرفت" امكان روشن شدن و حل مي يابد. آنگاه كه فرد يا نهادي بيشتر از آني كه به دست مي آورد، از خود مايه مي گذارد و در واقع از او به عنوان منبع و ذخيره منافع استفاده مي شود، نيازي نمي بيند كه فعالانه و موثر كار كند. صرفا در اين رابطه تخصص هزينه ها و منافع نيست كه چنين رابطه نابرابري را پديد مي آورد، بلكه نوعي بي احترامي است كه آن تخصيص نابرابر، صرفا نشانه‌‏اي از آن است. همين بي احترامي است كه در بطن بي عدالتي جاي دارد و اگر اجازه دهيم دوام بيابد مي تواند هر رابطه مثبتي را از ميان ببرد.
وي ادامه داد: نگاه اقتدارگرايانه و از سر تحكم حكومت به مردم، نشانه‌‏اي از بي احترامي به مردم است و حاكي از بي عدالتي. بي احترامي روشمند و تحقير مداوم مي تواند نه تنها جوامع علمي كه حتي جوامع سياسي را نابود كند. زيرا اگر اين بي احترامي در جامعه علمي و سياسي وجود داشته باشد، دائما از نخبگان و مردم خواسته مي شود كه نقشهاي مهمي را در آن جامعه ايفا كنند، ولي در مقابل چيز چنداني دريافت نمي كنند. اين وضع نابرابر سرانجام جان آنها را به لب خواهد رساند و عليه روند سياسي كه سهم و نقش آنان را به درستي نمي شناسند، واكنش خواهند داشت و يا آنقدر بي احترامي، حس واكنش را در آنها مي كشد كه مانند آدم هاي فلج، بيتفاوت و بي تاثير، شرايط رو به تباهي را نظاره مي كنند.
وي تصريح كرد: پس زمينه كسب دموكراسي و عدالت، احترام به شهروندان و رعايت حقوق آنهاست و نگاه دولت و حاكميت به آنان به عنوان انسان هاي برابر و شايسته احترام و توجه برابر است. مساله مهم اين است كه ارزش برابر براي هر شهروند به گونه اي تأمين شود كه صاحبان قدرت سياسي و اقتصادي نتوانند آن را تهديد كنند، يا منكر آن شوند.
وي ادامه داد: با اين مدخل بايد بگويم كه توسعه همه جانبه ايران بيش از هميشه نيازمند نقش آفريني محور دانشگاه است. البته باز هم تاكيد ميكنم كه دانشگاه به عنوان يك نهاد و دانشگاهي به عنوان بخش نخبه جامعه است، نه اينكه اين مفاهيم تفسير منفي شوند. اين يعني نزديك شدن نقش و شان روشنفكران و دانشمندان و ايفاي مسووليت اجتماعي و سياسي از سوي آنان. اين يعني حرمت يافتن و توانمند شدن دانشگاه در نظام سياسي و ايفاي تعهد و التزام اجتماعي دانشگاه و نخبگان علمي و فرهنگي و سياسي، معناي اين ضرورت از نظر من آن است كه نه تنها به دانشگاه، بلكه به آحاد مردم از سوي دولت با نگاه اخلاقي توام با احترام نگريسته شود و اين يعني تحقق عدالت در حوزه مدني. اگر كاري شود كه شهروندان احساس بي حرمتي نكنند، عدالت در زمينه تحقق يافته است. با دقت در معناي بياحترامي در حوزهي مدنيت ميتوان به معناي مقابل آن راه برد.
كانديداي مورد حمايت جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه با بيان اينكه هنر دولت هاي اصلاحطلب اين است كه علاوه بر سه نقش و كاركرد اول (توليد دانش، پژوهش و آموزش) به نقش انتقادي دانشگاه توجه كنند و اين ظرفيت دانشگاه را در خدمت ايجاد يك نظام اجتماعي آزادتر، اخلاقي تر و در عين حال با ثبات به كار گيرند، گفت: تلاش من تا آن زمان كه در دولت بوده ام اين بوده است كه اين نقش دانشگاه در جامعه ايران تثبيت شود و تا ميزاني كه موفقيت هم نصيب شده است، مرهون همدلي و همكاري دانشجويان و دانشگاهيان از اين موضع و منظر بوده است.
معين افزود: ايفاي نقش به منزله يك عقل منفصل نقاد، نيازمند شناخت جايگاه و حفظ حرمت دانشگاه است. تنها كساني حرمت دانشگاه را برنمي تابند كه نقد و ارزيابي مستمر مناسبات را با تداوم مسووليت خود ناسازگار مي يابند و در فضاهاي بسته و در سكوت بيشتر براي خود نقش قائلند. تاريخ دانشگاه در ايران نشان مي دهد كه هيچگاه امكان تسلط تام و متمركز نظام سياسي بر آن ممكن نبوده است و نيست و اين، البته به آن معنا نيست كه اين نهاد، هم هميشه توانسته است نقش فعال و مثبت خود را ايفا كند. به اين ترتيب، ضرورت پيش روي ما هم به رسميت شناختن جايگاه دانشگاه براي تداوم سالم ساز و كارهاي نظام است و هم نقش آفريني اجتماعي و سياسي خود اين نهاد و اجزاي آن يعني دانشگاهيان و دانشجويان.
وزير سابق علوم، با بيان اينكه، پاسخگوكردن قدرت و توزيع انصاف و برابري نيازمند توجه به تئوري ها و معرفت هاي پيچيده و گسترده اي است، گفت: نمي توان به گونه اي رمانتيك و با جهل نسبت به شبكه درهم تنيده قدرت و ثروت در جهان معرفت - بنياد، فقط به نوستالژي ها پناه برد يا به لعن و نفرين جهان مدرن پرداخت. سياست امري است انساني و انسان دنياي امروز كه معرفت ها و اطلاعات به آن چهرهاي بسيار متفاوت بخشيده، حل مشكلات خود را در گرو كسب معرفت، يادگيري مداوم و به كارگيري جمعي معرفت و آموخته هاي خوديافته است.
معناي عدالت در جهان معرفت بنياد، ايجاد شرايطي براي توزيع معرفت و امكان برابر براي اندوختن و به كار بردن آن است. معناي جديد عدالت، برنامه ريزان را ملزم مي سازد تا به دانش، به عنوان كالايي حياتي نظر كنند كه بايد در دستيافتن به آن بكوشند.
وي ادامه داد: اقتدار يك شهروند به ميزاني كه از معرفت و آگاهي بيشتري برخوردار باشد، افزون تر خواهد شد و نهادهاي قدرت و مكنت را به احترام گذاري و رعايت حقوق مجبور خواهد كرد.
معين با بيان اينكه در جهان جديد، معرفت و آگاهي به منزلهي كالايي است كه بايد در صدر توجه دولت براي توزيع قرار گيرد، ادامه داد: در عين حال عاملان جامعه و سياست نيز خود بايد از كالاي معرفت حداكثر بهره را برده باشند. بازي معرفت، بازيي جمعي است و هيچكس را از هيچكس بينياز نميكند. مشاركت حداكثري موجب دستيابي به دلايل آشكارتر و موجهتر نيز خواهد شد.
معين گفت: كوتاهي سياستمداران در جدي گرفتن كالاي معرفت براي خود و شهروندان مي تواند به ضايعه هاي انساني جبران ناپذير منجر شود. داشتن معرفت و توزيع آن هم براي حاكمان و هم براي حكومتشوندگان، حياتي و مبرم است و در توزيع آن بايد عزمي ملي در پيش گرفته شود. با نقش حياتي معرفتي در جامعه، به همان اندازه نقش حاملان و نهادهاي مولد معرفت نيز حياتي و ضروري ميشود.
دانشگاه يكي از مهمترين نهادهاي توليد معرفت امروز ديگر تنها يك نهاد در عرض نهادهاي ديگر نيست. بلكه دانشگاه با حساسيت نسبت به مسائل جامعه سياسي و جامعهي مدني بايد متناسب با آن مسائل، پيش از آنكه به بحراني حل ناشدني منجر شود، حداقل با صورت بندي روشن تر از مشكلات، سهمي در مشاركت عمومي براي حل معضل آنها داشته باشد.
امروز همه نهادهاي سياسي و مدني مي توانند و بايد در ارتباطي ارگانيك با نهادهاي توليد معرفت و از جمله دانشگاه ها قرار گيرند تا نقش خود را براي حل و جلوگيري از مصيبت هاي پديد آمده در حيطه خود افزايش دهند.
وي ادامه داد: امروز دانشگاه ها در رأس مثلثي قرار دارند كه از طريق بازوي معرفت و توليد آن و امكانات ناشي از توليد معرفت با "جامعه سياسي" و "جامعه مدني" ارتباط ارگانيك برقرار مي كنند. از اين منظر است كه بايد به نقش آفرين شدن دانشگاه ها در انتخابات نهم و حضور فعال آنها به عنوان يك موقعيت و گفتمان جديد پرداخت؛ ضرورتي كه پيش روي يكايك ماست.


وبلاگ دکتر مصطفی معین
Hosted & Html by: YouPage™